کاش این گروه بازیگری در جایی غیر از سولههای مارول کنار یکدیگر جمع میشدند
با انتشار هر اثر جدیدی از دنیای ابرقهرمانی پای یکی از بازیگرانی که مخاطبان سینما با او خاطرههای زیادی دارند به این سولهها باز میشود. اینبار نوبت «بیل موری» بوده که در یک سکانس وارد سولههای مارول شود و با چند چرخش مچ و اعوجاج دست کار خود را به پایان برساند. در سولههای مارول جز پردههای سبز و سنسورهای حرکتی هیچ خبری نیست. در سری فیلمهای مرد مورچهای شاهد بازی گرفتن از «پل راد»، «مایکل داگلاس»، «میشل فیفر» و «اونجلین لیلی» بودیم. این گروه بازیگری در دو فیلم اول موقعیتهای کمدی بسیار خوبی را ایجاد میکردند و حداقل باعث میشدند که مخاطب بیشتر حسرت نبودن این جمع بازیگری در یک کمدی میانه را بخورد. «پیتون رید» را با آثاری چون «یس من» میشناسیم و میدانیم که در دنیای کمدیهای میانهی هالیوودی حداقل چند اثر خوب و قابل احترام روی پرده برده است. بههمین سبب بود که او با قبول پروژهی مارولی بیش از هر درونمایهای روی موقعیتهای کمدی تمرکز کرد و توانست با گروه بازیگری خوب خود کمی از طنزهای احمقانهی مارولی و برشهای حوصلهسربر آن جدا شود. حال پیتون رید وارد فاز سوم پروژهی خود شده است.
در فیلم سوم مرد مورچهای دیگر خبری از همان چند سکانس خیابانی نیست و همهی ماجرا در یک سوله و با احاطهی پردههای سبز اتفاق میافتد. در این قسمت پیتون رید با اضافه کردن بازیگرانی چون «کثرین نیوتون» و «جاناتان میجرز» باز هم حسرت بیشتری را بر دل مخاطب سینما میگذارد. جاناتان میجرز بازیگر با استعدادی است و تاکنون و در چند اثر مختلف توانسته نقش بدمن یک روایت را بهخوبی ارائه دهد. در این فیلم نیز او از معدود شرورهایی است که در بیروایتی یک اثر سولهای کمی مخاطب را درگیر تقابل یک ابرقهرمان با شرور داستان میکند.
باید گفت کارگردانهایی چون پیتون رید پتانسیل بسیار بالاتری از غرق شدن در سولههای مارول دارند. بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، او حداقل میتوانست سه اثر کمدی میانه را با همین گروه بازیگری روی پرده ببرد. با توجه به پتانسیل بالایی که این کارگردان در آثار کمدی دارد، بیشک میتوانست بسیار بیشتر از یک پروژهبگیر مارولی جایگاه خود را در دنیای سینما محکم کند. در هر حال انتخاب مسیر سینمایی فقطوفقط بر عهدهی خود فیلمساز و بازیگران است و نمیتوان آنها را بابت انتخابهایاشان تخطئه کرد. شاید تنها باید افسوس خورد که کارگردانهای با استعداد فرصت خلق آثار در ژانرهای مختلف را از خود میگیرند و در نهایت پس از این تجربههای مضحک، با سری پائین به دنیای سینمایی خود بازمیگردند. مرد مورچهای و خیل آثار مارول و دیسی طی این سه دهه هیچ ارزش افزودهای برای سینما نداشتهاند. این آثار حتی دیگر سرگرمکننده هم نیستند. آنچه باعث امیدواریست این است که مخاطبانی که سالهای قبل از این دنیای سینمایی تمامقد دفاع میکردند، کمکم در حال ناامید شدن از این دنیای سولهای و بسته هستند و حداقل سعی میکنند سینما را میان ژانرهای مختلف دنبال کنند. شاید این خبری بد برای سیاستگذاران ابرقهرمانی در هالیوود باشد. در مرورهای بسیاری از آثار ابرقهرمانی اشاره کردیم که باید دید آثار ابرقهرمانی طی سالهای پیش رو به مسیر سینما بازمیگردند یا گیشهدوستان استودیویی همچنان تصور میکنند که میتوانند مخاطب مخمور خود را با همین آثار به گیشهها بکشانند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.