پوستر فیلم پایانی دیگر

عاشقانه‌ای میان سوگ

پایانی دیگر
Another End
محصول ۲۰۲۴ – بریتانیا، فرانسه، ایتالیا
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

رابطه‌ی انسان با مرگ در تاریخ هنر یکی از مهم ترین درون‌مایه‌ها بوده است. حال اگر اطرافیان فرد متوفی را وارد این بازی کنیم سوگواری و رنج فقدان تبدیل به اثرات جانبی مرگ در میان زندگان می‌شود. در بسیاری از جلسات مشاوره از گام‌های ۵گانه در پذیرش رنج فقدان می‌گویند. اما در سینما هر فیلمسازی با توجه به تجربه‌ی زیسته‌اش و ترکیب آن با برخی عناصر بیرونی به این مواجهه می‌پردازد. آقای «پیرو مسینا» که سابقه‌ی همکاری با «پائولو سورنتینو در زیبایی بزرگ» را دارد در دومین گام بلند سینمایی خود سعی دارد رابطه‌ی انسان، مرگ و سوگواری را در ترکیب با ژانر علمی-تخیلی مقابل چشم مخاطب قرار دهد.

داستان فیلم در آینده‌ای می‌گذرد که ورود ما به آن بدون هیچ افتتاحیه‌ای صورت می‌‌گیرد. زنی مسن در خانه‌ی خود را به روی «سال» باز می‌کند تا سردوش حمام را تعویض کند. او از سال برای نوشیدن فنجانی چای دعوت می‌کند و در همین حین دوربین در چند نما پیرمردی به‌خواب‌رفته را روی صندلی راحتی تصویر می‌کند. نگاه مملو از نگرانی سال به پیرمرد و سپس ورود عده‌ای سفیدپوش و بردن این مرد در یک پوشش تابوت‌مانند همان محرکی است که کارگردان وارد ذهن مخاطب می‌کند تا ادامه‌ی روایت را در زندگی کاراکتر سال پیش گیرد.

در این فیلم مخاطب وارد آینده‌ای می‌شود که مردمان برای عزیزانی که از دست داده‌اند می‌توانند بار دیگر زندگی‌ای بر اساس خاطرات آن‌ها و کالبدهایی عاریه‌ای بخرند تا بتوانند طی چند جلسه این وداع را آن‌طور که می‌خواهند و آگاهانه انجام دهند. سال نیز همسر خود را در یک حادثه‌ی رانندگی از دست داده است و به‌اصرار خواهری که در پروژه‌ی «پایانی دیگر» سهیم است قصد دارد وارد این برنامه شود تا بتواند بار دیگر «زویی» را در آغوش بکشد. او در اوج عدم پذیرش قرار دارد و به‌نوعی دست به هر کاری می‌زند تا بتواند به زویی بپیوندد.

درون‌مایه‌ی این فیلم آن‌قدر پتانسیل دارد که مخاطب از کارگردان ایتالیایی انتظار سفری طولانی‌تر را داشته باشد. آقای مسینا مخاطب را وادار به تخیل می‌کند؛‌ به‌خصوص اگر او تجربه‌ی زیسته‌ی مشابهی با کاراکترهای داستان داشته باشد و اینگونه پیش می‌رود که واقعاً زندگی دوباره پس از آن مرگ گویی رنج دیگری روی دوش بازماندگان است. اما کارگردان روی این خط مانور نمی‌دهد و سعی می‌کند داستان را وارد حفره‌هایی کند که باعث هیجان بیشتر آن می‌شوند. به‌همین سبب است که «آوا» به‌عنوان کسی که نقش حامل را برای غایبان بازی می‌کند تبدیل به کاراکتر اصلی بخش دوم داستان می‌شود. در اینجا هم آقای مسینا به‌راحتی می‌توانست مخاطب را درگیر ناخودآگاه فرد حامل و خودآگاه کاشته‌شده توسط شرکت کند. اینکه آقای مسینا زمین حاصلخیز روایت خود را در اختیار تک‌گلی قرار داده که فقط بوی یک عاشقانه‌ی مبهم را می‌دهد باعث حسرت می‌شود. او حتی در همین عاشقانه‌ی ساده نیز می‌توانست مخاطب را درگیر همان ناخودآگاه و خودآگاه منطبق بر منطق داستانی خود کند. در نهایت باید گفت که روایت آقای مسینا در مسیری کاملاً عریض و بدون هیچ نشانی از تلاش کارگردان در بال و پر دادن به المان‌های داستانی پیش می‌رود. اما در پایان باید این نکته را هم اضافه کرد که کارگردان ایتالیایی حتی در بهره بردن از المان‌های ژانر علمی-تخیلی نیز کمیت‌اش لنگ است و همین باعث حسرت بیشتر می‌شود. او از ستاره‌های بازیگری‌ای که برای این اثر انتخاب کرده به‌خوبی می‌توانست مخاطب را وارد روایتی از جنس «رسیدگی به از گوربرخاسته‌ها» در سینمای نروژ کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟