اندی آفرمن برای مدتی از دانشگاه به خانه و شهر خود بازمیگردد. اما ظاهراً او همان دختر قبل از دانشگاه نیست و قرار است با چالشی هویتی مواجه شود. فیلم «اندی کبیر» یک کپی برعکس از فیلمی همچون «لیدی برد» است که در نازلترین سطح ممکن تولید شده است. زمانی که شما یک فیلم گروه ب را تماشا میکنید، انتظار تعادل بین صدای کاراکترها، صدای محیط و موسیقی را نداشته باشید چون هیچکدام از این موارد در اتاق تدوین پالایش نشدهاند و هر آنچه که میبینید فیلم خام است.
کارگردان در این اثر سعی کرده کمی از عادت فیلمهای این گروه، یعنی پرهیز از لانگشات، دوری کند و چند پلان را با زاویهی های-انگل فیلمبرداری کند. باید قبول کنیم که کل یک فیلم مجموعهای از این جزئیات است. این چند شات باعث شدهاند تا این فیلم در برخی پلانها کمی قابل تحمل شود. اما بهسبب نداشتن همان دورنمای ذهنی که در فیلمهای قبل ذکر شد، کارگردان نمیتواند تصویر و روایت را دچار تعادل سینمایی کند. شخصیت اندی و دغدغههایاش را شاید در بسیاری از ملودرامهای تینیجری شاهد بودهاید. اما در این فیلم برخی کلیشههای رایج در این نوع ملودرامها حذف شدهاند. این حذفیات نه بهسبب نگاه مستقل کارگردان، بلکه بهسبب نداشتن امکانات لازم برای گرفتن صحنههای مربوط در یک مرکز آموزشی بوده است. در نتیجه اندی و دوستاناش یکدیگر را در مکانهایی خلوت و بهدور از جنبندههای دیگر ملاقات میکنند.
فیلم «اندی کبیر» حاصل نگاه عقیم سازندهی خود به زندگی یک دختر ۲۰ ساله است. فیلمساز سعی کرده در هر سکانس به یکی از معزلهای زندگی اندی بپردازد. او فکر نکرده که هر کدام از این مشکلات میتوانند تبدیل به چند اثر درام شوند؟ سازندهی این اثر فقط قصد داشته تا برخی مسائل را به زبان بیاورد و نیازی ندیده در مورد حداقل یکی از آنها دچار واکاوی شود. برخی کارگردانها تصوری غلط از سینما و دنیایی که قرار است برای مخاطب خود بسازد دارند. آنها احساس میکنند که با نشاندن دو یا چند کاراکتر دور یک میز یا در اتاق نشیمن یا بیرون از شهر و گذاشتن چند دیالوگ نخنما روی زبان آنها کار خود را کردهاند. یکی از آثار این کارگردانها را میتوانیم اثری تجربی در نظر بگیریم و با مماشات از آن بگذریم اما زمانی که این فضاسازیهای عقیم در فیلمهای بعدی آنها نیز اتفاق افتادند باید گفت که دیگر با یک فیلمساز طرف نیستیم.
فیلم «اندی کبیر» بهتصور کارگردان خود در عنواناش دچار ایهامی است که مخاطب آشنا به ادبیات با مرور آن در ذهن شاید به اسکندر کبیر برسد. اما آنچه در واقعیت فیلم میبینیم چیزی جز تصاویری از هم پاشیده نیست. کارگردان گویی در بخش پایانی اثر و ناامید از ارتباط بین اندی و اسکندر سعی میکند در یکی از دیالوگها این نام را جای دهد تا بلکه مخاطب آن ارتباط را کشف کند. اما در پایان نه اندی و نه اسکندر مسیر مشترکی همچون عنوان فیلم نخواهند یافت.