ما زندهایم یا پلنگ مرده؟
«فیکرت» ۲۲ سال است که مدیریت بزرگترین باغ وحش شهر را به عهده دارد و باغ وحش تنها چیزی است که برایاش باقی مانده است. همسرش از او جدا شده و در زندگی دخترش هم اثر چندانی ندارد. بهتازگی ورود عربها و خریده شدن باغ وحش توسط آنها تعادل زندگی فیکرت را بههم زده، چرا که قرار است باغ وحش تعطیل شده و به جای آن یک مرکز تفریحی بزرگ ساخته شود. فیکرت با خوی آرام خود در درون دچار آشفتگی میشود. تعطیلی باغ وحش اما تا زمانیکه پلنگ روبه انقراض آن جایی برای رفتن پیدا نکرده امکانپذیر نیست. دلخوشی فیکرت همین پلنگ است، اما با مرگ او تمام امیدهای فیکرت هم میمیرند جز یکی.
فیلم «پلنگ آناتولی» دو شخصیت اصلی دارد. اولی فیکرت است، مردی که هرگز در زندگیاش چیزی بیش از آنچه داشته را نخواسته و همواره سعی کرده خود را با آنچه در اختیار دارد و آنچه اطرافاش وجود دارد تطبیق دهد و دومی پلنگی که ما همواره ناماش را میشنویم و هرگز او را به درستی حتی مشاهده هم نمیکنیم. در مسیر این روایت فیکرت بیشتر قابها را پر کرده، اما این پلنگ مرده است که اتفاقات مسیر داستان را رقم میزند. کنایهای که سعی دارد نشان دهد اثری که یک پلنگ مرده در زندگی فیکرت دارد از اثری که او تاکنون در زندگی خودش داشته بیشتر است. فیکرت نمایندهی آدمهایی است که در تمام طول زندگانیاشان هرگز هیچ گله و شکایتی نمیکنند و ناملایمات را قطرهقطره در درون خود جمع میکنند و در نهایت یا از فشار حاصل از این ناملایمات مرگ را بر زندگی ترجیح میدهند یا این فشار چنان آنها را منفجر میکند که بدترین اثر را بر خود و تمام اطرافیاناشان میگذارند. فیکرت توانایی ایستادن در مقابل نابرابریها حتی توانایی یک اعتراض ساده را هم ندارد. نهایت اعتراض او گفتن یک دروغ ساده است. دروغی که در یک لحظه بر زبان میآورد و هرگز به اتفاقات بعد از این دروغ و اثری که قرار است بگذارد، فکر هم نمیکند. این دروغ اما زندگی فیکرت را برای همیشه تغییر میدهد. او که برای سالها در روزمرگی خود چنان غرق شده که حتی همسر و فرزندش نیز او را رها کردهاند با یک دروغ ساده تعادل زندگی خود را بر هم میزند و به خود اجازه میدهد تجربیات جدیدی را پشت سر بگذارد. تجربیاتی که میتواند از تمام آن فشارهای روانی سالهای متمادی آرام آرام بکاهد و یک آزادی نسبی هرچند کوچک را برای او به ارمغان بیاورد. شجاعت فیکرت در این مسیر آنقدر میشود که میتواند یک گل نرگس بسیار کوچک را هم بر روی میز زنی که دوستش دارد، قرار دهد.
فیلم «پلنگ آناتولی» توانسته شخصیت فیکرت را به خوبی نشان دهد و مسیر تغییرش هم کاملاً منطقی و قابل قبول است. فیکرت قرار نیست تحولی عظیم و خارقالعاده داشته باشد، اما همینکه میتواند ابراز عشقی کوتاه کند و به آرامی و بدون اضطراب یک گوشه بنشیند و سیگار بکشد برایاش کافیست. «اوقور پولات»، بازیگر نقش فیکرت، در این فیلم فوقالعاده است. او یک کلاس بازیگری را برای دوستداران بازیگری و مخاطبان فیلماش گذاشته است. او آنقدر خوب توانسته شخصیت فیکرت را بازی کند که با هر کلوزآپ و مدیومشات کارگردان تازهکار این فیلم، «امره کاییز»، مخاطب بیشتر و بیشتر میتواند با او همراه شده و به درک درستی از این شخصیت برسد.
شخصیت دیگر اصلی این فیلم پلنگ مردهای است که اگرچه نیست اما تحولی عظیم را منجر میشود و بیشتر از هر زندهای در زندگی زندهها اثر میگذارد. در طول فیلم این پلنگ مرده بارها و بارها توسط مردم عادی دیده میشود، باعث ترسیدن اهالی یک شهر شده و حتی مرگ عدهای را هم منجر میشود. پلنگی که مشخص نیست آیا واقعاً در همان ابتدا مرده بوده یا در انتها میمیرد؟
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.