پوستر فیلم آنائیسِ عاشق

کارگردان هم مانند کاراکتر اصلی سرگردان بود

آنائیسِ عاشق
Anaïs in Love
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

گویا استفاده از فاکتورهای تکراری و نخ‌نما مانند دانشجوی ادبیات بودن، عشق اساطیری، نقل‌قول‌هایی از ادبیات کلاسیک، کافه، سیگار و … در سینمای نسل جدید زنان روشنفکر فرانسه تبدیل به مد شده است. اثر جدید خانم «شارلین بورژوآ تاکت» نیز چیزی جز تهوع فاکتورهایی که نام برده شد نیست و در نهایت نه می‌توان از آن دچار مفهومی با نام عشق شد و نه رهایی یک روح سرگردان.
آنائیس دانشجوی ادبیات است و در آپارتمانی اجاره‌ای در پاریس سکونت دارد. او روحی افسارگسیخته و آزاد دارد. آنائیس آن چنان که خودش می‌گوید بابت هیچ فقدانی دچار غم نمی‌شود و اتفاقاً با عجله به پیش می‌رود تا فرصت‌هایی که انتظارش را می‌کشند از دست نروند. به‌همین سبب کارگردان سعی کرده او را دائم یا در حال دویدن، یا صحبت کردن پر انرژی و یا خندیدن و گذشتن ساده از مسائل بغرنج (مانند مثبت شدن تست حاملگی، رها شدن توسط چند مرد، بیماری مادر و …) نشان دهد. او یک روز و در یک مهمانی با مردی پنجاه ساله مواجه می‌شود و تصمیم می‌گیرد معشوقه‌ی این مرد شود. همسر این مرد یک نویسنده‌ی نسبتاً مشهور است. روزی این مرد از آنائیس درخواست می‌کند که چند روزی را به منزل او برود؛ چون همسرش برای یک تور نویسندگی تا آخر هفته آنجا نخواهد بود. هنگامی که آماده‌ی هم‌خوابگی می‌شوند مرد آنائیس را به اتاق پسرش می‌برد. آنائیس علت را جویا می‌شود و مرد می‌گوید که زندگی‌اش را دوست دارد و نمی‌خواهد همسرش آزرده شود. در این لحظه است که آنائیس به آن پوچی مد نظر کارگردان می‌رسد. اما در کمال تعجب کارگردان نه‌تنها از این موقعیت دراماتیک بهره‌ای نمی‌برد بلکه خیلی ساده اثرش را وارد باتلاق بی‌هویتی می‌کند.
کاراکتر آنائیس یک کاراکتر کاغذی‌ست که کارگردان در تبلور آن به‌عنوان یک شخصیت داستانی کاملاً ناموفق بوده است. کارگردان از همان ابتدا فریاد می‌زند که می‌خواهم به آنائیس هویت ببخشم اما چیزی که در پایان می‌بینیم یک اتفاق ساده‌ی اروتیک در زندگی یک زن جوان رسیده به پوچی است. هیچ‌چیز این کاراکتر به یک دانشجوی ادبیات فرانسه، آن هم ادبیات سنگین قرن هفدهم، نمی‌خورد. ادبیات در زندگی او نه‌تنها نقشی ندارد بلکه عنوانی است که کارگردان به‌زور به کاراکتر خود چسبانده است. کارگردان می‌توانست آنائیس را یک پیش‌خدمت بار نشان دهد و هیچ تغییری در محتوای داستان ایجاد نشود. اما کارگردان دوست داشته با همین اتیکت از نام‌هایی چون «مادام دو سوینیه» نیز استفاده کند تا اثر خود را سنگین‌تر جلوه دهد. این بزک‌های روشنفکری سال‌هاست سینمای فرانسه را آلوده کرده است و باید دید تا کجا پیش خواهد رفت.
فیلم «آنائیس عاشق» یک اروتیک ساحلی و تعطیلاتی است که کارگردان‌ متوهم آن حس می‌کند فیلمی کاملاً زنانه را روی پرده برده است. در این فیلم هم با همان جنگ یک‌سویه‌ی این قشر روشنفکری فرانسه علیه جامعه‌ی مردسالار مواجه هستیم که به‌اصرار می‌خواهند مفهوم عشق را فقط و فقط در زن نشان دهند. نام این انتقام از سده‌ها مردسالاری جامعه و ابژه‌ی جنسی بودن زن نیست بلکه همان حماقتی است که سایت‌های هرزه‌نگاری سال‌هاست در حال انجام آن هستند. آنائیس در این فیلم نه دچار رستگاری و نه هیچ رخداد دیگری نمی‌شود بلکه بیشتر شبیه تکه کاغذی‌ست که در طول فیلم مچاله و مچاله‌تر می‌شود. در نهایت باید گفت که با فیلم از هم پاشیده‌ای مواجه هستیم که درست مانند شخصیت اصلی‌اش سرگردان در دنیایی مملو از هیچ است.