«جیم» دانشجو است و به دنبال کار میگردد تا کمک خرجی برای زندگیاش باشد. او آگهیای را میبیند که در آن خواسته شده است که کسی برای چند شب مواظب خانهای باشد. جیم هم با دیدن این آگهی که کاری آسان در نظرش است، به سراغ آن خانه میرود و با استخدام صاحبخانه قرار میشود به مدت چند شب او در آن خانه زندگی کند و اینگونه مواظب خانه نیز باشد. اما ورود او به این خانه در همان شب اول باعث میشود او صداهای عجیبی را بشنود و کمی بعد حتی دختری عجیب را ببیند که هر شب از داخل یکی از دیوارهای خانه خارج میشود و به سمت طبقهی بالا و اتاقی که او میخوابد، میرود.
خانههای بزرگ و شیاطینی که در این خانهها زندگی میکنند، یکی از آسانترین سوژههای فیلمهای ترسناک هستند که هر کارگردانی، در هر زمانی، بدون دردسر خاصی میتواند با آنها فیلمی را بسازد. حتی برای این کار نیاز نیست شیطان خاصی را هم خلق کند. از این روست که ما هر ساله با حجم عظیمی از فیلمهای ترسناک بیمحتوا که حتی ترسناک هم نیستند، مواجه هستیم که هیچچیزی را در درون خودشان ندارند. نه داستان هدفمندی را دنبال میکنند، نه شیاطین ترسناکی را در خود جای دادهاند و نه حتی شخصیتهای داستانشان پرداختی خاص را دارند. فیلمهایی مانند «خانهاش»؛ محصول ۲۰۲۰، با این حجم محتوا و پرداخت، دیگر کمتر ساخته میشوند و همهچیز سطحی و بیمحتوا شده است. در این فیلم اگرچه در ظاهر ما با خانهای عادی و زوجی عادی روبهرو شدهایم اما رفتهرفته همهچیز تغییر میکند و پنجرههای خانه بهمانند پنجرههایی به ذهن شخصیتهای خود وارد میشود و همهچیز در دنیایی سوررئال از شخصیتهایی حرف میزند که هر یک دچار دردهایی هستند که گاه فراتر از کلام تنها در تصاویر نشان داده شدهاند. فیلمی پر از حرف که میتوان آن را چندین بار نیز دید.
اما فیلم «شبحی در امیتیویل» از همان ابتدای خود با بازی بیاحساس شخصیتهایاش تکلیف بینندهی خود را روشن میکند. بازیگرانی که نه میتوان ترس را در رفتارشان دید و نه تعجب و خشم را. حتی خوشحالی و عشق را هم نمیتوان در رفتارهای آنها مشاهده کرد. کمی که از روایت داستان بگذرد اصل داستان نیز احمقانه دیده میشود. ما با خانهای کوچک روبهرو هستیم که از یک اتاق نشیمن کوچک، چندین پله که قرار است شبح از آن بالا رود و یک اتاق خواب تشکیل شده است. حتی آشپزخانهی خانه نیز به اتاق نشیمن متصل است. ازاینروست که همین فضای کوچک باعث میشود که ما هرگز باور نکنیم کسی برای اینچنین خانهای فردی را استخدام کند که از آن نگهداری کند. از سوی دیگر داستان شبحی است که قرار است هر شب از پلههای خانه بالا رود و فرد داخل خانه را بترساند. حال قرار است این شبح باعث چه چیزی شود؟ چه هدفی دارد و چرا در این خانه است؟ چرا شبها از یک اتاقک کوچکی که معلوم نیست چرا اصلاً باید در درون خانه باشد، بیرون میآید و افراد را میبترساند؟ فیلم هیچکدام از این سوالات را پاسخ نمیدهد و حتی پوستری که برای خود برگزیده است هم هیچ همخوانیای با داستان فیلم ندارد. همانطور که گفته شد نه آن خانهی بزرگ داخل پوستر در فیلم دیده میشود و نه حتی شیطان یا شبح یا موجود عجیبی که در جلوی این خانه نشان داده شده است، در فیلم حضور دارد. همهچیز احمقانه و مزخرف است و بهتر است علاقهمند فیلمهای ترسناک حتی ریسک تماشای این فیلم را هم نکند.