پوستر فیلم شکست‌خورده‌ی آمریکایی (در اصل همان حریفی‌ست که در برابر رقیب قدرتمندتر ازپیش‌باخته محسوب می‌‌شود)

دنیای همیشه‌مثبت این دو برادر

شکست‌خورده‌ی آمریکایی (در اصل همان حریفی‌ست که در برابر رقیب قدرتمندتر ازپیش‌باخته محسوب می‌‌شود)
American Underdog
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«البته که فیلم‌های ما بر اساس خانواده و در چارچوب دیوارهای کلیساست. هدف ما هم همین است که آن نسل جداافتاده از دیوارهای کلیسا را بیابیم و آن‌ها را با این فضای همیشه روشن آشنا کنیم». آثار برادران «اروین» در همین چند خط خلاصه می‌شوند؛ صلیب، خدایی که همیشه مراقب شکست‌ها و پیروزی‌های قهرمان فیلم است و در نهایت قهرمانی که هر لحظه‌ی خود را با خدای‌اش به اشتراک می‌گذارد. برادران اروین روایت‌هایی را انتخاب می‌کنند که بتوانند از میان آن‌ها این درون‌مایه‌ی مذهبی را به رخ بکشند. فیلم جدید آن‌ها روایت یکی از اسطوره‌های فوتبال آمریکایی با نام «کرت وارنر» است.
کرت در جنوب ایالات متحده زندگی می‌کند و تمام هدف‌اش رسیدن به فینال فوتبال آمریکایی‌ست و همه ی روزش به تمرین و بازبینی فیلم بازی‌های بزرگ گذشته می‌گذرد. او در همین مسیر با زنی بیوه با نام «برندا» آشنا می‌شود که صاحب دو فرزند است. تقریباً قابل پیش‌بینی‌ست که فیلم هم رگه‌های مذهبی دارد و هم سویه‌هایی از جمهوری‌خواهی و وطن‌پرستی به‌سبک این حزب و جریان. برادران اروین در فیلم جدید خود روایتی عجیب‌و‌غریب و متفاوت از دیگر درام‌های ورزشی ارائه نداده‌اند. قهرمان آن‌ها از یک سطح معمولی قرار است به بالاترین سطح برسد. این قهرمان در این فیلم فقط نیاز به اعتماد دارد تا بتواند خود را ثابت کند. اما همان‌طور که در بالا اشاره شد و طبق خواسته‌‌ی برادران اروین باید همه‌ی این‌ها را زیر سایه‌ی مذهب و خدا به‌دست آورد. شاید در این فیلم کلیسارفتنی نبینیم و کاراکترها هم هیچ‌کدام کتاب مقدس به‌دست در قاب ظاهر نشوند، اما در دیالوگ‌هایی که برای آن‌ها نوشته شده دائم صحبت از امید، خدا، روزنه‌های ایمان و اثبات وجود خدا در لحظات شکست بین کاراکترها جریان دارد. برادران اروین به‌عمد چنین اقتباس‌هایی را انتخاب می‌کنند تا آنچه که می‌خواهند را از درون زندگی فرد مورد نظر بیرون بکشند.
این فیلم همان‌طور که در بالا هم اشاره کردم چندان تافته‌ای جدا بافته از دیگر درام‌های متوسط ورزشی نیست. یکی از اشکالات اساسی این نوع درام‌های متوسط ورزشی در سرگردان بودن کارگردان‌هاست. آن‌ها دوست دارند خیلی سریع به آن نتیجه‌گیری مطلوب و تلفیق هیجان و ملودرام برسند. در این راه اثر خود را با خرده‌پیرنگ‌های ناقص و دم‌بریده ویران می‌کنند و حتی به عقب هم بازنمی‌گردند تا این ویرانی را مشاهده کنند. معمولاً در این نوع درام‌ها با تکنیک‌های سینمایی خاصی روبه‌رو نیستیم. همه‌چیز مانند یکدیگر است و فقط کاراکترها با هم تفاوت دارند. اگر ریزتر بخواهیم به آن بپردازیم این‌گونه می‌توان گفت که هر سکانس همچون یک کلیپ یوتوبی می‌ماند و حتی با گذر از اتاق تدوین هم هیچ پیوستگی و انسجامی بین آن‌ها جریان ندارد. این درام‌ها از آن دست آثار عصر روز تعطیلی هستند که مخاطب را جز گذران وقت درگیر خود نمی‌کنند.