پوستر فیلم رویاپرداز آمریکایی

تکلیف نامشخص کارگردان

رویاپرداز آمریکایی
American Dreamer
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر کمدی
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

گاهی برخی روایت‌های سینمایی تکلیف‌اشان با خودشان مشخص نیست. آقای «پاول دکتور» در اثر جدید خود سعی دارد مخاطب را با یکی از آن کمدی‌های هجوآلود و در عین حال میانه روبه‌رو کند. اما مشکل روایت او چیزی ورای این است که آن را کمدی سیاه در نظر بگیریم یا کمدی میانه. این فیلم که اقتباسی از یک پادکست آمریکایی است در دنیایی سیر می‌کند که هم سعی دارد شعار رایج مردمان طبقه‌ی متوسط آمریکایی را در باب انباشت سرمایه سر دهد و از سویی دیگر تلاش دارد درون‌مایه‌ی اول را از طریق رویابافی‌های کاراکتر خود به سخره بگیرد و همه‌ی تقصیرها را به‌سوی او روانه کند.

بارها پیش آمده که در زندگی دچار نوعی رویابافی در باب موفقیت‌های پیش رو می‌شویم و در همین حین از زندگی واقعی دور می‌مانیم و لحظه‌به‌لحظه در گردابی سخت فرو می‌رویم. کاراکتر اصلی این فیلم با نام «فیلیپ» همین رویابافی‌ها را در ذهن دارد. فیلیپ استاد حق‌التدریس اقتصاد فرهنگی در دانشگاه است. روایت با مونولوگ او در باب زندگی کنونی‌اش و در ادامه نطق‌اش در کلاس آغاز می‌شود. فیلیپ مدت‌هاست در زندگی خود رویابافی می‌کند و در برخی قاب‌ها شاهد هستیم که چگونه زن رویاهای‌اش با او صحبت می‌کند و در ادامه شاهد هستیم که این زن وجود خارجی در گذشته‌ی این مرد ندارد و صرفاً بخشی از تخیل‌های روزانه‌ی اوست. کارگردان روایت را بر اساس رمانی که فیلیپ قرار است به رشته‌ی تحریر در بیاورد وارد بخش‌های مختلفی می‌کند و هر بخش با خطی از رمان فیلیپ آغاز می‌شود. او رویاهای این کاراکتر را صرفاً در به‌دست آوردن خانه‌ای عمارت‌گونه در جایی بیرون از شهر محدود می‌کند و روایت از همین نقطه دچار تنگنای روایی می‌شود. فیلیپ این قصه قرار نیست تبدیل به همان کاراکتر دوست‌داشتنی نئونوآر، تنها و در عین حال بدشانسی شود که در ذهن باقی بماند. این فیلیپ از خصوصیات ذکرشده فقط بدشانسی را به خود دارد که همان‌ها باعث قوام روایت می‌شوند و در ادامه آن‌قدر دنیای کارگردان کوچک است که از روایت فقط همین موقعیت‌های بدشانسی فیلیپ باقی می‌ماند. کارگردان سعی دارد فیلیپ را در ابتدا همان کاراکتری معرفی کند که منافع شخصی خود را به هر طریقی بر دیگران ترجیح می‌دهد و سعی دارد به هر ترتیبی که شده موقعیت پیش‌آمده برای خرید خانه‌ی رویاهای‌اش را از دست ندهد. این خانه از آن پیرزنی دچار آلزایمر است که به‌شرط حضورش در خانه تا زمان مرگ آن را به ارزان‌ترین قیمت ممکن به فروش می‌رساند. رذیلت‌های اخلاقی حاصل از ارجح دانستن منافع شخصی تبدیل به درون‌مایه‌ی اصلی روایت در پرده‌ی دوم می‌شود و کارگردان از این طریق قصد دارد مخاطب را دچار نوعی کمدی هجوآمیز و در عین حال فکاهی کند. اما همان‌طور که در بالا ذکر شد، آقای دکتور قادر به بسط دادن این روایت نیست و حتی بازی خوب «پیتر دینکلیج» هم نمی‌تواند روایت را از این مرداب نجات دهد. این فیلم می‌توانست تأثیر عمیقی روی مخاطب خود بگذارد، اما داستان توانایی نداشت. دنیای فیلیپ به‌قدری میان‌مایه‌گونه پیش می‌رود که حتی نطق‌های فیلیپ نیز جز چند شعار زرد و تکراری به نظر نمی‌آیند. این روایت اگر دینکلیج را نداشت، هیچ چیزی از آن باقی نمی‌ماند؛ حتی کارگردان!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟