پوستر فیلم آمریکا: تصویر متحرک

در حسرت یک کمدی-سیاسی خوش‌ساخت

آمریکا: تصویر متحرک
America: The Motion Picture
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«بندیکت آرنولد» فرمانده‌ی نظامی آمریکایی با پیوستن به نیروهای بریتانیا به کشور خود خیانت می‌کند و تمام سران جنبش آزادی آمریکا را در سکانس ابتدایی انیمیشن می‌کشد. در ادامه او برای کشتن «آبراهام لینکلن» راهی نمایشی می‌شود که قرار است لینکلن و دوست صمیمی‌اش؛ «جرج واشنگتن» در آن به تماشای یک اجرا بنشینند. آرنولد که در این انیمیشن یک گرگینه است در همان سالن گلوی لینکلن را بریده و لینکلن در آغوش واشنگتن می‌میرد. اما قبل از مرگ‌اش از دوست صمیمی‌اش می‌خواهد برای استقلال آمریکا و نیز انتقام خون او در برابر آرنولد بایستد. واشنگتن هم برای برآورده کردن آرزوی لینکلن گروهی را دور هم جمع می‌کند تا بتواند آرنولد و ارتش بریتانیا را شکست دهد.

انیمیشن «آمریکا: تصویر متحرک» همان‌طور که از سکانس‌های ابتدایی آن مشخص است یک داستان کمدی از انقلاب آمریکا و تاریخ آن است که با درکنار هم قراردادن شخصیت‌های مهم سیاسی آمریکا سعی کرده است لحظات پرنشاطی را برای بیننده‌ی خود ایجاد کند. اما این انیمیشن برای بیننده‌ی کودک یا حتی نوجوان مناسب نیست و بنا به مکالمات بزرگسالانه‌ی شخصیت‌های خود و نیز سکانس‌های خشن و خونین خود برای بزرگسالان ساخته شده است. اگرچه سکانس‌های خشن و خونین آن هم هرگز قابل قیاس با سکانس‌های خشن و جنگ‌های خونین انیمه‌های ژاپنی نیستند و خلاقیت و هوش بالای آن انیمه‌ها را هم ندارند اما با این حال باز هم همان سرهایی که از بدن جدا می‌شوند یا خون‌هایی که از گلوی افراد به بیرون پاشیده می‌شوند یا سکانس‌های جنگی پایان انیمیشن که به اصطلاح خونین هستند، برای افراد زیر شانزده سال مناسب نیست.

انیمیشن «آمریکا: تصویر متحرک» در ابتدا با اتفاقاتی جالب آغاز می‌شود. دیدن لینکلن در کنار واشنگتن شخصیت‌های مهم سیاسی آمریکا در تصاویری طنز و مکالماتی که میان آنها شکل پیدا می‌کند و حتی نوع مردن لینکلن می‌تواند نوید کمدی‌ای خوب را داشته باشد. در ادامه ورود شخصیت‌های دیگر به داستان به عنوان همراهان واشنگتن هم شخصیت‌های جذاب با پتانسیل بالایی را در برابر دیدگان بیننده‌ی خود قرار می‌دهد و همه‌چیز برای رخ دادن اتفاقاتی هیجان‌انگیز و کمدی به‌نظر مناسب می‌آید. اما هرچه داستان جلوتر می‌رود اتفاقات قابل‌پیش‌بینی‌تر و بی‌هدف‌تر می‌شوند و بیننده با انیمیشنی آشفته که نمی‌داند با این همه شخصیت خود چه کند روبه‌رو می‌شود. شخصیت‌هایی که برای رویای آمریکایی می‌جنگند و حتی نمی‌دانند این رویا چه می‌خواهد باشد. تنها آنها می‌جنگند تا آمریکا را بدست آورند.

در این میان اما طنزهای کم‌وبیش داستان است که توانسته است این انیمیشن بی‌هدف و آشفته را کمی قابل تحمل کند. طنزهایی که به همه‌چیز اشاره کرده است از اشارات به فیلم‌های سینمایی جدید و قدیم گرفته تا استفاده از ابزارهایی مانند فرمان ماشین برای کالسکه‌ها یا اره‌برقی‌ای که واشنگتن برای مبارزات دارد. استفاده از توپ فوتبال به عنوان ابزاری برای کشتن آمریکایی‌ها و نام بردن از تیم منچستر یا تبدیل کردن این توپ فوتبال به توپ فوتبال آمریکایی در پایان انیمیشن همگی خلاقیت‌هایی هستند که اگرچه آن‌چنان خاص نیستند اما تصاویر انیمیشن را جذاب کرده‌اند. از سوی دیگر همین کمدی به‌کار رفته در انیمیشن می‌تواند همچنان که جذابیت‌هایی به داستان دهد، داستان را با همین پراکندگی تفکرات و ایده‌ها آشفته‌تر هم کند.

«مت تامپسون» کارگردان این انیمیشن که با انیمیشن سریالی خود به نام «آرچر» جایزه گِرَمی را هم از آن خود کرده است با ساخت این انیمیشن اگرچه از لحاظ تصویری، دنیای زیبایی را خلق کرده و حتی طنزهای خوبی را هم در درون آن به کار برده اما با داستان آشفته‌ی خود نتوانسته است از پتانسل بالای این ایده استفاده کند و همه‌چیز سطحی و بی‌هدف تمام می‌شود.