پوستر فیلم آماتورها

شما کدام کاراکتر هستید ای مردم؟

آماتورها
Amateurs
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«کِشیشِک» مردی میان‌سال است که با ماشین ون خود گروه تئاترش را به شهرهای مختلف می‌برد تا برنامه اجرا کنند. اما این گروه تئاتر متشکل از افرادی عادی نیست و تمام بازیگران آماتور آن بچه‌های سندرم‌دانی‌ای هستند که البته دیگر بچه نیستند. تمام آنها حالا بزرگسالانی هستند که با توجه به تفاوت ژنیتیکی‌ای که از ابتدای عمرشان داشته‌اند با رفتارهایی متفاوت و خاص بزرگ شده‌اند درنتیجه برای همراه شدن با آنها نیز رفتارهای متفاوتی نیاز است. کشیشک این افراد را شناخته و پذیرفته است و حال بعد از بیست‌ویک سال داشتن این گروه توانسته است به بزرگترین آرزوی خود که اجرا در یک سالن بزرگ و مطرح است -به واسطه‌ی بردن در یک مسابقه‌ی تئاتر- دست پیدا کند. اما این سالن و اجرا در آن چالشی بزرگ در برابر کشیشک و تمام گروه او ایجاد کرده است.
شاید هیچ فیلمی مانند فیلم «روز هشتم» (۱۹۹۶) نتوانسته است به زیبایی عمق احساسات یک فرد سندرم‌دانی را برای ما به تصویر درآورد. زمانی که «ژرژ» با دنیایی متفاوت از دنیای انسان‌های مدرن و امروزی با بیگانه‌ای از این دنیا یعنی «هری» روبه‌رو می‌شود تا او را در سفری اجباری با معنای عمیق زندگی آشنا کند. دنیای ژرژ به واسطه‌ی ذهنی که از همان ابتدا متفاوت آفریده شده است توانایی شناختن دنیای هری را ندارد. دنیا برای او آنقدر صادقانه و ساده است که برای لذت بردن از زندگی تنها کافی‌ست که بر روی چمن‌ها دراز بکشد و با لمس آنها با زمین ارتباط برقرار کند. در فیلم «روز هشتم» ما با تقابل دو انسان متفاوت از دو دنیای متفاوت مواجه هستیم که درنهایت می‌تواند زندگی و عشق را برای‌مان معنا کند. فیلم «آماتورها» هم با کنار هم قرار دادن تعدادی از این افراد در کنار افرادی به‌ظاهر عادی سعی کرده است این تقابل را در وجهی دیگر برای ما به تصویر بکشد. درواقع تقابل افراد سندرم‌دانی با افراد عادی در فیلم «آماتورها» تقابل دنیایی صادقانه و بدون هیچ دغلی‌ست در برابر دنیایی که پر شده است از دغلکارانی که برای نشان دادن هر چه بهتر خود حاضراند تمام احساسات خود را هم زیرپا گذارند. البته که بودن و زیستن در کنار این‌چنین افراد راست‌گویی کار بسیار سختی خواهد بود، چرا که آنها تمام آنچه را که ببینند و حس کنند و درک کنند را با همان برداشت‌ها‌ی کودکانه‌ی خود به زبان خواهند آورد بدون هیچ پرده و پوششی. و از آنجا که شنیدن حقیقت همیشه سخت خواهد بود، پس بودن با این افراد نیز سخت خواهد بود.
چالش بزرگ این گروه آماتور، اجرا کردن یکی از آثار شکسپیر است اما خواندن آثار این نویسنده‌ی بزرگ انگلیسی با آن ادبیات خاص برای فردی عادی نیز سخت است، چه برسد به درک کردن و ازبرکردن آنها برای یک فرد سندرم‌دانی. فیلم «آماتورها» سعی کرده است با ایجاد این مواجهه، دو دنیای متفاوت را برای ما به تصویر بکشد. دنیای آدم‌هایی که فکر می‌کنند همه‌چیز را درک کرده‌اند با دنیای آدم‌هایی که به‌واقع همه‌چیز را درک می‌کنند. آماتورهای گروه تئاتر با خواندن متن‌های شکسپیر آنچه که واقعاً درک می‌کنند را به نمایش می‌گذارند ولی بازیگری مشهور مانند «ویکی» یا مسئول گرداننده‌ی سالن تئاتر که قرار است در این راه همراه این گروه آماتور باشند، می‌خواهند با نمایش آنچه که فکر می‌کنند درک کرده‌اند خود را در برابر چشمان تماشاچیان، حرفه‌ای نشان دهند.
فیلم «آماتورها» در مسیر روایت خود با مواجه کردن شخصیت‌های خود با یکدیگر و البته با خود توانسته است به روشنی تفاوت‌های آشکار آنها را نشان‌مان دهد و به ما گوشزد کند که چگونه دنیا و زرق‌وبر‌ق‌های آن می‌تواند ما را در خود ببلعد به طوری که هرگز خودمان نیز متوجه آن نشویم. تقابل ویکی با خواهر کشیشک که سندرم‌دان دارد و سپس تقابل کشیشک با دو دنیای متفاوتی که در پیرامون او می‌گذرد در برقرار کردن ارتباط ما با تمام شخصیت‌های داستان و اصل هدف آن بسیار مؤثر بوده است. ما با تمام شخصیت‌ها هم‌ذات‌پنداری کرده و با آنها تغییر می‌کنیم. تغییری که به‌زیبایی نیز در مسیر این روایت قرار گرفته است و پیرنگ داستان را مستحکم‌تر نموده است.