خانم دوکورنو «خام» شانسی بود؟
«ژولیا دوکورنو» همچنان سر لجبازی فیلم «تیتان» خود باقی مانده و گویا قصد ندارد به فیلم «خام» و ساختاری که میشناسد بازگردد. شاید محرک این بازنگشتن همان نخل طلایی باشد که زیر بغل او قرار دادند تا در نهایت منجر به ساخت فیلم «آلفا» شود. خانم دوکورنو در فیلم جدید خود قرار است مخاطب را با دو دوره در زندگی کاراکترهای اصلی خود مواجه کند.
دوکورنو کارگردان بدی نیست. در همین فیلم هم میتوان نبوغ او را در تکنیک مشاهده کرد. او در این اثر بدون آنکه مخاطب احساس پرش زمانی داشته باشد، دائم در حال رفتوبرگشت است. خانم دوکورنو روایت خود را بین دو دههی ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ تصویر میکند. همانطور که شروع فیلم مخاطب را از درون زخم حاصل از سرنگ در ساعد امین به درون روایت هدایت میکند، میتوان حدس زد که با اثری در باب اوج ابتلا به ایدز و ترس ناشی از آن در جامعه مواجه هستیم. خانم دوکورنو پس از این افتتاحیه، بین آلفای پنجساله و امین معتاد به هروئین، مخاطب را وارد هیاهوی نوجوانی آلفا میکند؛ جایی که در یک مهمانی روی بازوی او حرف A در حال تتو شدن است. در برشهای موازی با مادر آلفا در بیمارستان مواجه میشویم که با انبوهی از بیماران مبتلا به ایدز روبهرو است و سعی دارد همهشان را تیمار کند. خانم دوکورنو برای رفتوبرگشتهای زمانی خود از موهای «گلشیفته فراهانی» بهره میبرد؛ زمانی که موی او اتوخورده است، در زمان حال به سر میبریم و زمانی که موهای او فر است، به گذشته میرویم.
خانم دوکورنو در این روایت قرار است از تقابل ابتدایی جامعه با همهگیری ایدز از طریق سرنگهای آلوده و روابط پرخطر جنسی تصویرسازی کند. از سویی دیگر با رنج فقدان درون زندگی مادر آلفا مواجه میشویم که برادر را به زمان حال میآورد. از سوی دیگر، اسم رمز ایدز در این فیلم ویروس ناشناختهای است که در نهایت بدن فرد مبتلا را مرمری میکند. کارگردان اما نه در فرم روایی اثر خود، نه در انتخاب بازیگران و نه حتی در استفاده از جلوههای ویژه، قادر به سینمایی کردن اثر خود نیست. در این فیلم با ژولیا دوکورنویی مواجه میشویم که با تبختر به مخاطب خود نگاه میاندازد و گویی همچون یک فیلمساز صاحبسبک در حال ارائهی قابهایی ناب از سینماست. اما در واقعیت و روی زمین اینگونه نیست. ژولیا دوکورنو پس از فیلم «خام» دیگر نتوانست کارگردانی کند. حتی در اوج ناکارگردانی او و بهجای نقد سازنده و کوبنده در باب فیلم «تیتان»، به او نخل طلایی را دادند که در نهایت حبابی از جنس «آلفا» را در سال ۲۰۲۵ مقابل چشم مخاطب قرار داد.
اینکه خانم دوکورنو سر صحنه با چند برداشت به این افتضاح در استفاده از بازیگران رسیده است، همان نکتهی طلایی در عدم موفقیت این فیلم میتواند باشد. هیچکدام از بازیگران درکی از فضای فیلم دوکورنو ندارند. گلشیفته فراهانی در این اثر نه دکتر، نه مادر و نه حتی خواهر داغدار قابل اعتنایی را ارائه میدهد. او صرفاً با همان کلیشههای ابروبازی و چشمان خمار با پلکهای نیمهافتاده، هیچ ارزش افزودهای برای این اثر ندارد. بازیگر نوجوان فیلم در نقش آلفا نیز گویی در هر لحظه از فیلمبرداری از پشت دوربین در حال هدایت شدن است. بهنوعی نه این دو بازیگر و نه دیگر بازیگران در این فیلم، جز کسالتی میان انتخاب خوب ترانهها و موسیقی الکترونیک نیستند. خانم دوکورنو در این اثر پلات جذاب و پر از درهای باز خود را از طریق انتخاب بد بازیگران و درکی عام از دنیای یک بیماری و بازنمایی ناقص ترس جامعه در آن دوران سوزانده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.