ملودرام کمونیستی-لیبرال؛ همینقدر متناقض
برخی از فیلمسازان چینی با اینکه در بیرون از مرزهای این کشور به تحصیل پرداختهاند باز هم تفکرات مائویستی را در ذهن خود دارند و به هر طریق ممکن سعی دارند در دل اقتصاد آزاد این نوع تفکر را به ذهن کاراکتر و مخاطب تزریق کنند. خانم «لیلا ژوکینگ» در اولین تجربهی بلند داستانی خود وارد یکی از همان ملودرامهای شرقی شده که هدفی جز سرگرمکردن و تحتتأثیر قرار دادن مخاطب نوجوان را ندارند. در پلات این آثار معمولاً دختر و پسری نوجوان از دو طبقهی اجتماعی مختلف و معمولاً در دبیرستان و کوران آمادگی برای دانشگاه با یکدیگر آشنا میشوند و پس از تجربیات شیرین بهیکباره با تصمیم یکی از آنها این رابطه به هم میخورد و در انتها با ابراز پشیمانی همان کاراکتر این دو در دنیایی رویایی در آغوش یکدیگر قرار میگیرند. در کرهی جنوبی واقعاً بین نگاه کارگردانهایی که در مدیومهای مختلف مشغول به کار هستند تفاوت وجود دارد و بهراحتی میتوان تفاوت عمق داستان را در هر اثر مشاهده کرد. در ژاپن نیز سینمای مستقل، فیلم تلویزیونی و در نهایت سینمای تجاری و گیشهای خطوط داستانی متفاوتی با یکدیگر دارند. اما در چین گویی هنوز این خطوط به وجود نیامدهاند. هر چند طی سالهای اخیر شاهد نگاه عمیق چینیها به ژاپن و کره هستیم و حداقل دیگر خیلی کمتر میبینیم که آنها سرمایهگذاریهای بیرویه و مضحکی روی ابرپروژههای بیمغز داشته باشند. آنها در عوض رو به ساخت آثار سینمایی در ژانرهای مختلف آوردهاند و همین تنوع سینمای چین را حداقل طی دو سال گذشته بهوضوح نشان میدهد.
در این فیلم نیز خانم ژوکینگ سعی دارد از طریق کاراکتری با نام «ژیانگ شیان» مخاطب را از سال ۲۰۱۹ به خاطرات این دختر ببرد. او که فرزند خانوادهای متوسط است و بهسبب نگاههای مملو از تبعیض مادر بین دختر و پسر مجبور است از طریق درس خواندن خود را از خانواده رها کند، به مدرسهای عالی در شهری بزرگ میرود تا از آن طریق دیگر با خانواده ارتباطی نداشته باشد. در همین حین پسری با نام «لی رن» از همان ابتدا این دختر را میبیند و اینگونه است که رابطهی این دو آغاز میشود. خانم کارگردان در طول روایت حتی برای لحظهای سعی ندارد عمقی معنادار به این رابطه بدهد و صرفاً از طریق وصل کردن سکانسهایی بیربط و در برخی موارد تکههایی با فاصلهی زمانی چندساله بار ملودرام کلیشه را پررنگ میکند. او از یک سو مطابق با استانداردهای سانسور چینی ماجرا را بغرنج نمیکند و در نهایت با دیالوگی مریض از سوی برادر ژیانگ شیان رابطهی سیاه مادر و دختر را سفیدشویی میکند و از سویی دیگر رخدادهایی احمقانه را به روایت میچسباند تا مخاطب بیشتر درگیر احساسات شود. این زن کارگردان در طول روایت چندان از وارد شدن به مقولهی اروتیسم نیز بدش نمیآمده و صرفاً بهسبب اینکه مخاطب نوجوان اثر او را مشاهده کند چشم روی آن بسته است. خردهروایتهایی همچون بدهکاری لی رن یا عمل پدر ژیانگ شیان نیز آنقدر آبکی هستند که مخاطب حتی برای لحظهای درگیر روایت نمیشود. این اثر حتی ملودرام خوبی هم نیست و صرفاً چند ترانهی عاشقانه با تصاویر متحرک است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.