تقریباً هفت سالی میشود که اصطلاح «استندآپکمدی» در میان فارسیزبانان ایرانی مد شده است و بخش زیادی از جامعه درگیر آن شدهاند. اما بیشتر این گرایش را شاید بتوان در سریال «لویی» با بازیگری و کارگردانی کمدین معروف «لوئی سی.کی» جستوجو کرد؛ یک مرد نیویورکی در دههی چهارم زندگی خود که دو دختر کوچک دارد و شبها استندآپ کمدی اجرا میکند. کل ماجراهایی که برای او در طی قسمتهای بیست تا سی دقیقهای رخ میدهند، همهاشان در استندآپکمدیهای او جای میگیرند یا بالعکس.
داستان این فیلم هم در مورد یک دختر جوان سیاهپوست است که دوست دارد یک استندآپکمدین شود. اما در اجراهای خود قادر به خنداندن مخاطبان نیست. در این بین یک کمدین بازنشسته که در دههی ۱۹۹۰ آوازهای داشته است، بعد از اتفاقاتی که طی آنها «شارلین» داستان ما را تحقیر میکند، میپذیرد تا به او آموزش دهد. فیلم از ابتدا تا انتهای ۹۰ دقیقهی خود کشمکش این دو با اجرا روی صحنه است و رابطهی استاد و شاگردی و شاید پدر و دختریای که بین آنها شکل میگیرد.
بگذارید مسیرمان را از فیلم جدا کنیم. این فیلم علیرغم اینکه از ابتدا تا انتها ریتم خود را از دست نمیدهد و حتی گاهی با خندههای ناخودآگاه مخاطب همراه است، اما باز هم فیلم متوسط به پایینی است. در مورد ریتم فیلم گفتیم؛ همین از دست ندادن ریتم باعث شده است تا شخصیتهای قوام پیدا نکنند. کاراکترها تا آستانهی شکل گرفتن پیش میروند، اما بهناگاه برشی ناموزون یقهی مخاطب را میگیرد و به سویی دیگر از روایت پرتاب میکند. آشفتگی کارگردان در استفاده از شخصیتهای فرعی؛ کافهدار، دوست شارلین، مادر شارلین و برادرش. هر کدام از این شخصیتها در ابتدای فیلم حضور پررنگی دارند، اما هر چه فیلم پیش میرود، تبدیل به رگبارهای بهاری میشوند؛ گاه بیدلیل در قاب حاضر میشوند و گاه بیدلیل فراموش میشوند. باب به نکتهی جالبی در فیلم اشاره کرد:« میتونی بامزه باشی، یا آدم شادی بشی. اما نمیتونی همزمان هر دوی اینها بشی.» میتوان از همین جمله در مورد کارگردان اثر و خود فیلم نیز استفاده کرد و گفت که یا شخصیت اضافه نکن یا اگر استفاده میکنی او را رها نکن.
فیلم «آدمهای بامزه» به سال ۲۰۰۹ را بهیاد بیاورید. در آنجا، آدام سندلر تصمیم میگیرد یک کمدین نوپا را زیر بالوپر بگیرد و بهنوعی نسل جدیدی از خود را روی استیج ببرد. یک کمدی سیاه و دوساعت و نیمی که با صبر بهتمام شخصیتهای اصلی و فرعی پرداخته بود. به جرأت میتوان گفت که در همان اثر بهاصطلاح کمدی، باز هم هر خندهای علتی داشت و خود علتِ معلول دیگری میشد. قیاس این دو باتوجه به درونمایهی یکسانی که دارند، میتواند مخاطب را در جایگاهی قرار دهد که به راحتی فیلم محصول سال ۲۰۰۹ را انتخاب کند.
دانلود از سایت مسترمووی