روایتی ساده از تفاوت دنیای فانتزی ذهن و واقعیت
گاهی برخی روایتها ساده و بدون نشانی از پیرنگهای فرعی در خطی مستقیم راه خود را میروند. «هاداس بن آرویا» از همان فیلم اول خود در جستوجوی «میل» در کاراکترهای زن بوده است. او در اولین اثر خود با نام «عروسک جنسی» روایتی از یک دختر را تصویر کرد که در آستانهی بلوغ جنسی میان دنیای خیالی عروسکها و دنیای واقعی بیرون گرفتار آمده است. او در دومین اثر خود با نام «مردمانی که من نیستند» روایت دختر جوانی را نقل میکند که در مرز بین گذشتهی از دست رفته و زمان حال بیرحم باقی مانده است. حال او همان دنیای برزخی را در فیلم جدید خود با نام «چشمهایتان را از من بردارید» بهتصویر میکشد. باید گفت این روایت نسبت به دو اثر قبلی بسیار سادهتر اما ادامهی همان مسیر است.
او روایت خود را از یک پارتی در تلآویو آغاز میکند و دوربین کاراکتر «دنی» را در این میان نشانه میگیرد و همراه او از میان جمعی که یا در حال رقص هستند، یا نوشیدن رد میشود. او گویی باید یک نفر را بیابد و آن شخص کسی نیست جز «مکس» که در کنار دختری دیگر در حال خندیدن است. دنی با عجله مکس را بهگوشهای میکشد و به او میگوید که حامله است. کارگردان در همین لحظه روایت را بهسمت پارهی دوم پرتاب میکند. نقطهی اتصال این دو پاره همان کاراکتر مکس است. فیلمساز وارد رابطهی دو نفرهی او و آن دختر جوان میشود. «آویشاگ» نوعی فانتزی جنسی در ذهن دارد؛ حس خفگی و کتک خوردن. فیلمساز طی دو رابطه تمام ذهن بدون تجربهی آویشاگ را عیان میکند. آویشاگ برعکس این فانتزی روحیهی ظریف و شکنندهای دارد که کارگردان با حفظ او در پارهی سوم و ورود کاراکتر مرد بزرگسال به فیلم همهی این شکنندگی را عیان میکند.
این فیلم گویی در باب نسل جدیدی است که دائم در حال تقلا کردن میان فانتزیهای ذهنی خود هستند؛ نسلی که نمیداند و آگاه نیست که یکی از خصوصیات بشر این است که در برخی موارد نیاز به سادگی کامل دارد. فیلمساز در فیلم خود این سادگی را سوژهی اثر قرار میدهد. اما این سادگی یک سوژهی گمشده است و باید از میان شلوغیها آن را یافت. فیلمساز سفر خود را از میان یکی از همان پارتیهای پر سروصدا آغاز میکند و در نهایت با نوازش انگشتان دست آویشاگ آن را در سکوت صبحگاهی به انتها میرساند. آویشاگ گویی نمایندهی نسلی است که آنقدر در هیاهو گرفتار شده که از آرامش و سکون میترسد. کارگردان در باب فیلم خود میگوید:«صمیمت زمانی خود را بروز میدهد که خود را مقابل دیگری شکننده نشان دهی.» شکنندگی در اینجا نه بهمعنای ضعیف بودن که برعکس نشان از باز کردن تمام آغوش خود برای شخص مقابل است.
هاداس بن آرویا در فیلم خود سعی کرده با کلوزآپ و استفاده از لنز واید بیشتر و بیشتر به درون دنیای کاراکترهای خود برود. دوربین او گاه نگاه خیره دارد و گاه همچون روحی سرگردان میان کاراکترها میچرخد و گاه ساکن است و در سکون کاراکترها حرکتی ندارد. این فیلم بهنوعی سهگانهی فیلمساز را در باب کاراکتر زن و دنیای ذهنیاش کامل کرده است و در اثر بعد باید دید کارگردان درونمایهای جدید را انتخاب میکند یا همچنان احساس این را دارد که باید از زاویهای دیگر وارد انتزاع میل شد.
دانلود از سینمادریم