پوستر فیلم بیگانگان بدن من را دزدیده‌اند

همان کارگردان ضعیف با همان کارهای ضعیف

بیگانگان بدن من را دزدیده‌اند
Aliens Stole My Body
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«راب» به‌همراه «اریک» و «میکی» به گشت گهکشانی وارد می‌شوند تا بتوانند پدر راب – آرت آلبرایت- را که یکی از افراد این گشت است، بیابند. آرت پنج سال است که ناپدید شده است و کسی از او مطلع نیست. تنها پسرش راب است که به‌واسطه‌ی ارتباط مغزی که بین او و پدرش است، می‌تواند پدر را پیدا کند. او با کمک افراد این گشت تلاش می‌کنند پدر را بیابند، اما در این راه بیگانه‌ای دیگر با نام «بیلی بکر» -با نام فضایی «بکار»- در برابر آنها قرار گرفته است. چراکه آرت تنها کسی است که می‌تواند بکار را به آرزوی‌اش برساند. آرزوی ساخت دستگاهی که تمام کهکشان‌ها را در یک زمان مشخص نگه دارد و یا به تله بیندازد.
فیلم «جادوگر شهر اُز» محصول ۱۹۳۹ را کمتر کسی‌ست که ندیده باشد. کودکانه‌ای جذاب با داستانی هیجان‌انگیز و خلاق. داستانی که هر کدام از شخصیت‌های داستانی بنا به علتی وجود داشتند و هرکدام نشانه‌ی خصلتی در آدمی بودند. آدم آهنی که قلب ندارد، مترسکی که مغز ندارد و شیری که شجاعت‌اش را از دست داده و ترسوست. دوروتی اما همان خصلت نیکوی آدمی‌ست که سعی دارد به اصل و اساس خودش بازگردد و در این میان با جادوگرانی باید مقابله کند. فیلم آن در دهه‌ی ۱۹۳۰ ساخته شده است و لباس‌ها و عروسک‌های استفاده شده قطعاً نمی‌توانند به تنوع و زیبایی لباس‌های این زمانه باشند، اما همین سادگی آنها شاید باعث شود از دید کودکان این فیلم متفاوت از بقیه باشد و درک‌اش نیز توسط آنها راحت‌تر صورت بگیرد. داستانی که چنان جذاب و ماجراجویانه و زیباست که هنوز هم می‌تواند کودکان و حتی بزرگسالان را به خود جذب کند.
اما فیلم «بیگانگان بدن من را دزدیده‌اند» چه دارد که بتواند بیننده را متوجه خود کند؟ بهتر است با نام بردن از کارگردان آن شروع کنیم. «شان مک نامارا» را حالا با مرور سومین فیلم‌اش در سال ۲۰۲۰ می‌توان به راحتی کارگردانی ضعیف نام برد که با ساخت پنج فیلم مختلف در ژانرهای مختلف، فقط در این سال، نشان می‌دهد که نه کیفیت که کمیت کار برای‌اش بیشتر اهمیت دارد. چرا که حداقل دو فیلم گذشته‌ی او از کمترین المان‌های سینمایی برخوردار بوده‌اند. این فیلم را نیز جزو همان دسته از فیلم‌ها می‌توان قرار داد که قرار نیست کاری خاص و بهتر از مابقی فیلم‌هایش انجام دهد. شاید تنها تفاوتی که این فیلم با فیلم‌های قبلی دارد، کمی خلاقیت است که سعی کرده به خورد داستان آشفته‌اش دهد. اینکه فیلم «جادوگر شهر اُز» چرا لباس‌ها و عروسک‌هایی آنچنانی داشت را می‌توان حداقل به‌خاطر دهه‌ای که در آن ساخته شده است پذیرفت. اما در سال ۲۰۲۰، اینکه فیلمی ساخته شود که از لحاظ تصویری همان زیبایی فیلم جادوگر شهر اُز را هم نداشته باشد، جای تعجب دارد و جز کم‌کاری کارگردان و اهمیت ندادن او به کارش چیز دیگری را نمی‌توان متصور شد. بیگانگانی با لباس‌های عروسکی زشت و گریمی ناشیانه که عملاً هم کار خاصی انجام نمی‌دهند و بیشتر بار داستان بر دوش بازیگران کودک و نوجوان آن است. اما می‌توان گفت حداقل در تنوع این عروسک‌ها در فیلم کمی دقت به‌خرج داده شده است.
روایت داستانی فیلم هم همان داستان کلیشه‌ای همیشگی‌ست که بیگانه‌ی بد برای نابودی جهان تلاش می‌کند ولی این انسانها و عده‌ای بیگانه‌ی خوب هستند که درنهایت می‌توانند دنیا را از دست آنها نجات دهند. اگرچه جزئیات داستانی فیلم آنقدر آشفته است و اتفاقات آنقدر سطحی رخ می‌دهند که فکر نمی‌کنم حتی کودکان نیز علاقه‌ای به پایان دادن داستان داشته باشند، زمانی‌که داستان‌های جذاب‌تری برای دیدن در اختیارشان است.