وقتی میشود با بودجهی کم هم تصاویری خلاقانه و زیبا ساخت
«زوئی»، پلیسی جوان، بعد از دریافت گزارش از یک خودکشی به سمت مکان این اتفاق رهسپار میشود. او اما در آنجا ردی از خودکشی نمیبیند. کمی بعد دیدن زنی مرده در وسط خیابان و سپس مردی دیگر که در برابر او خودش را میکشد باعث گیجشدن بیشتر او میگردد. در این هنگام است که اشیائی عجیب در آسمان توجه او را جلب میکنند. آیا آنها بیگانگانی فضایی هستند که به زمین آمدهاند؟
یکی از سوژههایی که برای نشان دادن آخرالزمانی بودن زمین استفاده میشود بیگانگان فضایی هستند. بیگانگانی که به قصد تصرف زمین به اینجا میآیند و برای نابودی بشر هر کاری انجام میدهند. در فیلم «طغیان بیگانگان» خیلی زود مشخص میشود که وجود بیگانگان باعث رخ دادن اتفاقاتی بر روی زمین شده است. زوئی به همراه «پاتریک»، همکارش، تلاش میکنند خودشان و چند نفر دیگر را که زنده باقی ماندهاند از دست این بیگانگان نجات دهند.
این فیلم داستانی ساده دارد که با پیچش پایانی خود نشان میدهد کارگردان با آگاهی کامل مسیر روایتاش را انتخاب کرده است. در واقع منطق روایی موجود در فیلم با پیچش داستانی انتهای آن همخوانی داشته و معنای آن را بیشازپیش هم میکند. به همین دلیل است که مخاطب علیرغم ملالی که شاید در مسیر داستان در خود حس کند، در پایان از آنچه دیده راضی خواهد بود. این امر اما نباید باعث شود برشهای ناگهانی و سریع ابتدای فیلم نادیده گرفته شود. برشهایی که میتواند همان ابتدا بیننده را از دیدن این فیلم منصرف کند. اما داستان هر چه بیشتر جلو میرود بهتر میتواند فضای خود را برای مخاطب بشناساند. در این میان پرداخت کم شخصیتها هم شاید دلیل دیگری بر عدم ایجاد ارتباط کامل میان بیننده و داستان شود.
اما یکی از مزیتهایی که باعث میشود دیدن فیلم «طغیان بیگانگان» با تمام کاستیهایاش لذتبخش شود تصاویر آن است. در این فیلم ما با بیگانگانی کاملاً واقعی روبهرو هستیم. این فیلم علیرغم بودجهی بسیار کم خود از جلوههای ویژهی بسیار خوبی استفاده کرده است. تصاویر بیگانگانی که در این فیلم نشان داده میشوند را میتوان بیاغراق یکی از بهترین تصاویر در این ژانر دانست. بیگانگانی با شمایلی خلاقانه که در فضای تاریک، ابری و مهگرفته بهخوبی توانسته حس آخرالزمانی زمین را به مخاطب القا کند. فیلمهای بسیاری در باب بیگانگان فضایی ساخته شده است که همیشه به دلیل نداشتن بودجهی بالا بیکیفیت بودن تصاویرشان را بهانه کردهاند. این فیلم اما نشان میدهد که مهم نیست شما دارای چه بودجهای باشید، مهم آن است که چگونه از آن بودجه استفاده کنید. «نیل رو» پیش از این فیلم در تعداد زیادی فیلم کوتاه به عنوان متخصص بخش جلوههای ویژه کار کرده است. همین سابقهی او در این بخش و آزمونوخطاهایی که او در فیلمهای کوتاه انجام داده است، حالا در فیلمی که خودش آن را ساخته مؤثر واقع شده و توانسته است یکی از مزیتهای فیلماش شود، چنانکه حتی اگر مخاطب در ابتدا از روایت خوشش نیاید، به خاطر تصاویرش نتواند آن را رها کند. اینجاست که تجربه میتواند به داد کارگردان تازهکار برسد و او را در شرایطی بهتر قرار دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.