میکی فقط در انتخاب داستان خوب است
«آکیرا یامازاکی» بعد از ورشکست شدن کارخانهی پدرش از همان سن کودکی تصمیم میگیرد شغلی را برگزیند که بتواند به افرادی امثال پدرش کمک کند. از سوی دیگر «آکیرا کایدو» در یک خانوادهی ثروتمند بزرگ شده و علاقهای به داشتن شغل خانوادگی و کار کردن در کارخانهی پدرش ندارد به همین دلیل او هم به دنبال یافتن شغلی مناسب خود است. این دو به عنوان کارمندان جدید بانک مرکزی صنعتی مشغول به کار میشوند و هر یک سعی میکنند به درجات بالایی برسند.
پنجمین اثری که از کارگردان ژاپنی «تاکاهیرو میکی» مرور میکنیم «آکیرا و آکیرا» نام دارد که نه یک عاشقانه است و نه داستانی علمی-تخیلی. بهنظر میرسد میکی در حال سرک کشیدن به ژانرهای مختلف است تا بعد از اینکه نتوانسته در ژانر عاشقانه اثری درخور را تصویر کند، بتواند با انتخابی بهتر فیلمی جذابتر را به مخاطبان ارائه دهد. او بار دیگر رمانی معروف را تورق زده و سعی کرده از میان صفحات این رمان روایتی هیجانانگیز و سرگرمکننده را در برابر مخاطباناش قرار دهد. او این بار هم با قرار دادن دو پسر جوان به عنوان قهرمانان داستاناش تلاش کرده مخاطبان جوان را جذب خود کند. اما آیا داستانی که او روایت میکند به اندازهی رمان آن پرفروش و جذاب است؟
پاسخ این پرسش را در مرور فیلم «حتی اگر این عشق امشب از جهان محو شود» دادهایم. میکی فقط میداند چگونه داستانهایی را برای فیلم شدن برگزیند. او توانایی پرداخت درست این داستانها را ندارد و بسیاری از روایتهای او مصنوعی و خام دیده میشوند. در فیلم «آکیرا و آکیرا» هم شخصیتهای اصلی داستان او آنقدر پاک و منزه هستند که مخاطب نمیتواند آنها را باور کند. آکیرا یامازاکی مدام تلاش میکند به افرادی مانند پدرش که کسب و کاری کوچک دارند و کارآفرینانی زحمتکش هستند کمک کرده و به آنها وام دهد. او روزها و شبهای بسیاری زحمت میکشد. تصاویر مدام یامازاکی را خسته یا درحال دویدن یا صحبت کردن با افراد مختلف نشان میدهد، اما توضیحی برای کاری که او انجام میدهد وجود ندارد. میکی هرگز روند کاری که یامازاکی انجام میدهد را برای مخاطب خود شفاف نمیکند. شاید مخاطب ژاپنی سازوکار بانکهای کشور خود را بداند، اما یک غیرژاپنی زبان هرگز نمیتواند به درک درستی از کار یامازاکی برسد و با او همذاتپنداری کند، به همین دلیل هم در مسیر این فیلم خسته شده و شاید آن را در نیمه رها کند.
داستان آکیرا کایدو نیز چیزی بهتر از داستان یامازاکی نیست. در مسیر روایت این شخصیت هم نه مشخص میشود دقیقاً کار خانوادگی و کارخانهی پدر او چیست و نه مشخص میشود چرا درحال ورشکستگی است. نه برادر او پرداخت درستی دارد و نه عموهایاش. هیچکس در روایت میکی تعریف درستی نمیشود و عموهای آکیرا بدون شرح بدجنس و بیفکر نشان داده میشوند. حتی تغییر رفتار آنها هم در انتهای داستان به همین دلیل غیرقابل درک است. میکی در دو ساعت زمان فیلم خود جز نشان دادن یک سری تصاویر از شخصیتهایاش هیچ کاری انجام نمیدهد و نمیتواند یک داستان منسجم و هدفمند را روایت کند. او فقط به یکسری ژستهای زیبای ژاپنی اکتفا کرده و بار دیگر روایتی عقیم را تصویر کرده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.