پوستر فیلم آجوما (واژه‌ای مودبانه در زبان کره‌ای برای خطاب کردن یک زن میانسال)

کارگردان سنگاپوری در فیلم اول خود سردرگم بود

آجوما (واژه‌ای مودبانه در زبان کره‌ای برای خطاب کردن یک زن میانسال)
Ajoomma
محصول ۲۰۲۲ – سنگاپور، کره‌ی جنوبی
ژانر درام
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

برخی روایت‌ها پیرنگ زیبایی دارند و مخاطب با همان یک خط شیفته‌ی تماشای آن می‌شود. کارگردان سنگاپوری نیز با همین خط طلایی سعی دارد در اولین فیلم بلند داستانی خود زنی میانسال را از سنگاپور به درون کره‌ی جنوبی بکشاند. روایت آقای «هی شومینگ» از دل علاقه‌ی این زن و شیفتگی او به سریال‌های کره‌ای بیرون می‌آید. روایت از همان افتتاحیه کمیت‌اش لنگ است. گویا کارگردان سنگاپوری نمی‌تواند فضا را به‌گونه‌ای در برابر مخاطب قرار دهد که نشان دهد این زن زندگی‌اش در آن شیفتگی خلاصه می‌شود. شاید او از همان ابتدا هم قصدی برای شیفتگی این زن به سریال‌های کره‌ای نداشته است. اما اگر بخواهیم این درون‌مایه را از فیلم بگیریم که دیگر چیزی باقی نمی‌ماند. سردرگمی کارگردان جوان سنگاپوری را به‌راحتی می‌توان از همان پرده‌ی اول تشخیص داد.
کارگردان در نهایت کاراکتر خود را چهار دست‌و‌پا به کره‌ی جنوبی می‌کشاند. اما این روایت در همان پرده‌ی اول به انتها رسیده است. تلاش کارگردان برای ایجاد رابطه‌ای عاطفی میان این زن و آن مرد میانسال یا حتی آن جوان تورلیدر باز هم ثمری ندارد. از این موضوع هم نگذریم که آقای شومینگ نیم‌نگاهی هم به درام‌های ابزوردی دارد که کاراکتر اصلی در آن‌ها پس از پشت سر گذاشتن ماجراهای مختلف به زندگی عادی خود بازمی‌گردد و برخلاف ملودرام‌ها مخاطب را از طریق همین بازگشت به یکنواختی زندگی شوکه می‌کند. متأسفانه روایت این کارگردان توان نزدیک شدن به چنین فضایی را هم ندارد. کاش شومینگ مخاطب را با یک ملودرام رو‌به‌رو می‌کرد. اما او در عوض سعی دارد چند هندوانه را با هم بلند کند.
کارگردان سنگاپوری بیش از توان خود سعی داشته روایت را لایه‌لایه کند. در نتیجه روایت‌اش حتی یک لایه‌ی سطحی هم ندارد و قادر نیست هیچ‌کدم از خرده‌روایت‌های‌اش را دچار منطق روایی کند. کاراکتر اصلی این فیلم که کل روایت حول او می‌چرخد شخصیت‌پردازی‌ای در حد یک اثر سینمایی ندارد. در کنار او دیگر کاراکترها نیز آن‌قدری پرداخت نشده‌اند تا مخاطب را درگیر درام کنند. به‌طورمثال به زندگی آن تورلیدر جوان توجه کنید. کارگردان گویا فقط برای پر کردن روایت سعی دارد پای خانواده‌ی او را وسط بکشد. اینکه مخاطب با دو نما از زندگی مشترک او و چند مشت از سوی نزول‌خوارها بخواهد با این کاراکتر سمپاتی داشته باشد چیزی جز خوش‌خیالی بیش‌ازحد کارگردان نیست. کاراکتر آن مرد میانسال نیز به‌عنوان ضلع سوم این مثلث آن‌قدر خنثی است که نمی‌توان از او به‌عنوان یک کاراکتر مکمل یاد کرد. کارگردان قادر نیست کاراکتر اصلی خود را در بطن روایت قرار دهد. به‌همین سبب از این دو کاراکتر استفاده کرده تا حداقل بتواند به درام خود عرض دهد. اما درام او با این حربه‌ها گسترده نمی‌شود و فقط خرده‌روایت‌هایی بی‌جان و خنثی اطراف خط روایی اصلی را پر می‌کنند.
هی شومینگ در اولین اثر بلند سینمایی خود می‌توانست یک درام جاده‌ای نرم و ملو را به مخاطب ارائه دهد، اما جاه‌طلبی بدون پشتوانه‌ی او باعث شد حتی به مرز یک درام ملو و نرم هم نرسد. باید دید این کارگردان سنگاپوری در ادامه‌ی مسیر فیلم‌سازی خود به کدام‌سو گام بر خواهد داشت. شاید همان‌طور که مارتین اسکورسیزی می‌گوید در فیلم‌سازی باید خلاقیت و احساس را با هم داشت تا بتوان از تجربیات جامعه یک روایت را به مخاطب ارائه داد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟