سانتیمانتالیسیمهای هالیوودی در سینمای برزیل
«آنا» دختری در ابتدای دوران جوانی است که به عنوان یک اینفلوئنسر اینستاگرامی دنبالکنندگان بسیاری برای خود یافته است. او به کمک زنی میانسال که اسپانسر اوست و او را در این راه پشتیبانی میکند توانسته به این مهم دست پیدا کند. آنا اما نمیداند این اسپانسر از او خسته شده و در حال کشیدن نقشه برای بیرون انداختن اوست. در سوی دیگر اعتیاد آنا به گوشی موبایل و تصادفات بسیاری که با ماشیناش بهخاطر این گوشی داشته پدر و مادر او را نگران کرده است. حال پدر و مادر آنا هم در فکر دور کردن او از گوشی هستند.
دیگر نام بردن از نتفلیکس به عنوان تهیهکنندهی یک فیلم در مرورهای ما کاری روتین شده است. این کمپانی بزرگ تا کنون در بسیاری کشورها باعث ساخت فیلم شده است. نتفلیکس قصد دارد آنقدر در تمام کشورها بچرخد تا بتواند خود را بیش از پیش در میان مخاطبان سینما جای دهد. حال نوبت هم که باشد نوبت کشور برزیل است. نتفلیکس اینبار سانتیمانتالیسم هالیوودی را به درون داستانی برزیلی برده است تا خود و تفکراتاش را در این کشور نیز به خورد مخاطباناش بدهد.
این بار اما داستان فیلم کمی با داستانهای دیگر تفاوت دارد. این طور به نظر میرسد که کارگردان این فیلم در انتهای ذهن خود پیرنگی را برای داستاناش در نظر داشته است. او نه تنها یک پیرنگ که دو پیرنگ مستقل، اما در عین حال به هم مرتبط را در ذهن داشته است. پیرنگهایی که اگر جای پرداخت پیدا میکردند میتوانستند داستانی متوسط و خوب را در برابر مخاطب قرار دهند. آنا اینفلوئنسری است که با دروغها و دغلهای یک اسپانسر توانسته به جایی برسد. حال اسپانسر از او خسته شده و میخواهد او را دور بیندازد. این پیرنگ برای نشان دادن واقعیت موجود در دنیای مجازی بسیار مفید میتوانست باشد. پیرنگ دیگر نیز در رابطه با اعتیاد جوانان و نوجوانان به فضای مجازی و به کل گوشیهای موبایل است. اما تهیهکنندهی این فیلم نتفلیکس است و نباید توقع داشت از این فیلم هم بخاری بلند شود. تا زمانی که در برابر نتفلیکس کارگردانی یافت نشود که اعتمادبهنفس خود را برای ساخت فیلمی مستقل داشته باشد تمام فیلمهای این کمپانی آینهی تمامنمای همان سانتیمانتالیسمهای هالیوودی خواهند بود.
آنا در این فیلم همان دختر مصنوعی و سانتیمانتالیسمی است که هرگز در دنیای واقعی دیده نمیشود. او به خانهی پدربزرگی میرود که در روستایی دور زندگی میکند. در آنجا به سرعت هم میتواند در تعمیرات ماشین به پدربزرگاش کمک کند و عاشق پسر معروف روستا شود و هم به عنوان یک طراح بزرگ لباس خود را مطرحتر از قبل به شهر بازگرداند. این دختر هیچ شباهتی به یک دختر دنیای واقعی ندارد، چنانکه دنیایی که در آن زندگی میکند شباهتی به دنیای واقعی ندارد. به همین دلیل هم این فیلم نمیتواند داستاناش جز یک رویای خوش نود دقیقهای برای مخاطب نوجوان چیز دیگری باشد و بعد از آن هم خیلی زود از خاطر میرود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.