گروهی روسی، هواپیمایی آمریکایی را میربایند تا آن را به نیروگاه هستهای نزدیک واشنگتن بزنند و با انفجاری بزرگ عملیات تروریستیای را منجر شوند. از سوی دیگر یک هواپیمای مسافربری با تعدادی از سرنشینان در محدودهی پرواز این هواپیمای ربودهشده قرار گرفته است از این روست که نیروی هوایی آمریکا از افراد داخل این هواپیما میخواهد تا راهی برای مقابله با هواپیماربایانی که به آنها نزدیکاند پیدا کنند چراکه زمان محدود است و نیروی هوایی امکان رسیدن به این هواپیما را ندارد.
فیلمهای بسیاری دربارهی سقوط هواپیما یا ربایش آنها توسط افراد ساخته شده است. فیلمهایی پرهیجان و جذاب که همواره میتوانند باعث ترشح آدرنالین مخاطب و ایجاد هیجان و نشاط در آنها شوند، البته اگر این فیلمها در سطح بالایی قرار گرفته باشند. فیلمهایی مانند: «سالی» (۲۰۱۶) و «پرواز» (۲۰۱۲) دربارهی سقوط هواپیما و فیلمهایی مانند: «یونایتد ۹۳» (۲۰۰۶) و «نقشهی پرواز» (۲۰۰۵) درباره دزدیده شدن و ربایش آنها. در این میان شاید فیلم جدید «۷۵۰۰» محصول سال ۲۰۲۰، با ایدهای ناب و جذاب توانسته است مخاطبان بیشتری را جذب خود کند. در این فیلم یک هواپیمای مسافربری توسط عدهای افراطی دزدیده میشود و یک کمکخلبان جوان به تنهایی در درون کابین خلبان در برابر این افراد ایستادگی میکند. اینکه تمام اتفاقات این فیلم در محیطی کوچک رخ میدهد یکی از خلاقیتهای این فیلم است که توانسته آن را نو و البته جذاب کند. حال فیلم «نبرد هوایی هواپیماهای مسافربری» نیز با طرح کلی هواپیماربایی سعی کرده است داستانی پرهیجان را ایجاد کند. اما این فیلم با همان سکانس ابتدایی خود نشان میدهد چیزی در چنته ندارد و در ادامه با حفرههای داستانی فراوان و جلوههای ویژهی وحشتناک گوشزد میکند که گذاشتن نام فیلم هم بر آن کار اشتباهی است.
فیلم «نبرد هوایی هواپیماهای مسافربری» با کاراکترهایی فاقد اعتبار و داستانی فاقد طرحی منطقی نه تنها نمیتواند هیجانی را باعث شود بلکه منجر به خندهی مخاطب خود هم میشود. در ابتدا طریقهی ربوده شدن هواپیما آنقدر سادهلوحانه و احمقانه است که باور کردن این رخداد برای مخاطب هرگز امکانپذیر نیست. اینکه یک هواپیمای مسافربری باید در برابر این هواپیما بایستد و نیروهای هوایی آمریکا با آن همه تبحر و تجهیزات فراوان و نیز جتهای سریعوسیر خود نمیتوانند به این هواپیمای ربوده شده برسند، یکی دیگر از دلایلی است که باز هم مخاطب نمیتواند اصل داستان را بپذیرد. از سوی دیگر لوکیشنهایی که به عنوان کابین خلبان و کابین مسافران در روند فیلم دیده میشوند نیز آنقدر غیرواقعی هستند که از لحاظ تصویری نیز این داستان قابلپذیرش نیست. صدای سوتی که مدام در فیلم شنیده میشود تنها و تنها برای نشان دادن اینکه هواپیما در حال حرکت در هوا است نه تنها المانی مسخره که عصبیکننده نیز میباشد. موسیقی مدامی که بر روی تصاویر شنیده میشود و هیچ ربطی هم به داستان ندارد اتفاق افتضاح دیگریست که در کنار دیگر افتضاحات آن، فیلمی بهشدت ضعیف را ایجاد کرده است که هیچ اعتبار و معنایی ندارد.