پوستر فیلم آیمیتاگای ( اصطلاحی در ژاپنی که به این بیت از سعدی نزدیک است؛ تو نیکویی کن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز)

وقتی به شخصیت‌های داستان‌ات اهمیت ندهی

آیمیتاگای ( اصطلاحی در ژاپنی که به این بیت از سعدی نزدیک است؛ تو نیکویی کن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز)
Aimitagai
محصول ۲۰۲۴ - ژاپن
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

«آزوسا» در یک شرکت برگزارکننده‌ی مراسم عروسی کار می‌کند، اما خودش هیچ علاقه‌ای به ازدواج ندارد. او و «کانامی» دوستان صمیمی‌ای هستند که از دوران راهنمایی با هم هستند. کانامی عکاسی آزاد است که تلاش می‌کند با عکس گرفتن از چهره‌ی آدم‌ها روی دیگری از آنها را تصویر کند. آزوسا و کانامی طبق روال هر روزه یکدیگر را می‌بینند و به هم پیام می‌دهند و تمام زندگی‌اشان را با هم به اشتراک می‌گذارند. مرگ ناگهانی کانامی اما همه‌چیز را به ناگاه تغییر می‌دهد.

«شوگو کوسانو» از بیست‌وپنج سالگی وارد سینما و تلویزیون شده است. او که در این مدت هم فیلم کوتاه و هم فیلم بلند و سریال ساخته است، در سال ۲۰۲۴ با فیلم «آیمیتاگای» تلاش کرده رابطه‌ای عمیق میان گذشته و حال و شخصیت‌های روایت ایجاد کند. او تمرکز روایت خود را بر شخصیت آزوسا گذاشته و او را مانند نقطه‌ی مرکزی روایتی که کاراکترهای دیگر حول او می‌چرخند قرار داده است. آقای کوسانو در ابتدای روایت خود با برش‌هایی کوتاه فقط به معرفی کاراکترهای پیرامونی آزوسا دست می‌زند. برش‌هایی که در ادامه هر چه تلاش می‌کند هم نمی‌تواند به این شخصیت‌ها عمق دهد، زیرا برش‌ها آنقدر سریع و پی‌درپی هستند که هرگز به مخاطب اجازه‌ی وارد شدن به زندگی آزوسا و حتی کانامی را نمی‌دهند.

در بسیاری از روایت‌های ژاپنی‌ای که طی این مدت مرور کردیم همواره با شخصیت‌هایی روبه‌رو بودیم که کارگردان‌ها هرگز نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند وارد عمق زندگی و رفتارهای آنها شوند. کارگردان‌ها بیشتر تلاش می‌کردند به روند داستان و اتفاقاتی که قرار است رخ دهد توجه کنند و وارد دنیای شخصی کاراکترها نشوند. در این فیلم هم آقای کوسانو می‌توانست تمام تمرکز خود را روی آزوسا و مرگ دوست‌اش بگذارد. اینکه چگونه متوجه مرگ او شده، مواجه‌اش در ابتدا با این مرگ چه بوده و در ادامه چگونه می‌تواند با آن کنار بیاید. یا مادر و پدر کانامی چگونه با مرگ تنها دختر خود مواجه می‌شوند و دیدن پیام‌های آزوسا در عمق رفتاری آنها به‌ویژه در رفتار مادر چه احساساتی را ایجاد می‌کند. آقای کوسانو تلاش کرده کمی از این تنهایی کاراکترها را نشان دهد اما هرگز فرصت کافی را در اختیار آنها قرار نمی‌دهد. کاراکتر «سومیتو سان» به عنوان دوست‌پسر آزوسا کیست و چرا به آزوسا علاقه‌مند است؟ چگونه رابطه‌ی عاشقانه‌ای میان آنها وجود دارد و چرا در تمام این مدت این رابطه ادامه‌دار شده است؟ آقای کوسانو هرگز تلاش نمی‌کند به این سؤالات پاسخ دهد و فقط می‌خواهد با پیچ‌وتاب دادن به داستان خود در انتها مخاطبان‌اش را شگفت‌زده کند. اینکه آن مرد درون قطار که سومیتو او را همواره می‌بیند، همان پدر کانامی است‌ یا زن میانسالی که خاله‌ی آزوسا در خانه‌ی او کار می‌کند درون داستانی از گذشته‌ی آزوسا و کانامی است. حتی نقش خاله‌ی آزوسا نیز در مسیر روایت دست کم گرفته شده است. برای آقای کوسانو مسیر روایت و پیچ‌وتاب‌های آن بیشتر از کاراکترهای‌اش اهمیت داشته است. با این حال رابطه‌ی مادربزرگ آزوسا با او و دوست‌پسرش، تلاشی که برای استحکام بخشیده شدن به رابطه‌ی این دو جوان صورت می‌گیرد یا حتی عشقی که پدر و مادر کانامی با دنبال کردن علایق دختر خود کسب می‌کنند می‌تواند روایت دارای ابهام و نپخته‌ی آقای کوسانو را برای مخاطب قابل دیدن کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟