همانطور که از نام فیلم برمیآید، داستان دربارهی یک مأمور زن است که در یک واحد اختصاصی برای دولت کار میکند. او در یک مأموریت مهم باید جلوی پخش و فروش یک زهر سمی که قرار است توسط عدهای فروخته شود را بگیرد.
داستانهایی با سوژهی مأموران باهوش و حرفهای همیشه میتوانند جذاب و هیجانانگیز باشند. حال اگر این فرد باهوش یک زن باشد، جذابیت فیلم از لحاظ بسیاری بینندگان بیشتر هم خواهد شد. مأموران باهوش زن بسیاری در فیلمها و سریالها دیده شدهاند که توانستهاند یا بهصورت مستقل و یا در کنار یک پارتنر مرد خود را نشان داده و خاطرهساز شوند. این زن میتواند یک جاسوس روسی باشد که فداکارانه تلاش میکند از وطناش دفاع کند، مانند الیزابت جنینگز در سریال «آمریکائیها» یا یک تبهکار و قاتل باشد که شانس دوبارهای پیدا کند برای داشتن زندگیای متفاوت در فیلم «دختری به نام نیکیتا» یا حتی دختر کوچکی باشد مانند ماتیلدا در فیلم «لئون». اما چه چیزی این زنان را ماندگار میکند، ولی مأمور جید بلک را نمیتواند در این دسته قرار دهد؟ دو عامل اساسی وجود دارد. اولین عامل مهم داستانِ فیلم و روایت گفته شده برای این مأموران است. در فیلم پیشرو ما با داستانی سادهلوحانه و فاقد هرگونه جذابیتی مواجه هستیم. داستانی که پر از اشکال در روند داستان و در اتفاقات رخ داده است. جید برای رفتن به یک مهمانی و بهدست آوردن اطلاعات مهم از نام خودش استفاده میکند -چرا که طبق گفتهی خودِ فیلم، جید مأمور مشهوریست که همه او را میشناسند. تبهکاران بهراحتی کشته میشوند و بلک با دو اسلحه در دستش، هنگامی که بهراحتی گام برمیدارد، میتواند چندین مرد مسلح را بکشد. مکان تبهکاران بهراحتی یافت میشود. حتی بلک و پارتنرش هم در جایی به راحتی توسط تبهکاران گروگان گرفته میشوند اما بلیک باز هم به راحتی فرار میکند و سپس پارتنرش را به تنهایی نجات میدهد؛ آن هم از وسط یک گروه خطرناک مسلح نظامی. علاوه بر اشکالات در تصویر، موسیقی هم به طرز غیرقابلباوری بیربط و حتی آزاردهنده است.
اما دومین عاملی که میتواند باعث ماندگاری نقشی شود، بازی خود بازیگر موردنظر است. در سریال «آمریکائیها» از همان سکانسهای ابتدایی، بیننده میتواند فداکاری، شجاعت و باهوشی الیزابت را ببیند. «کری راسل» چنان بهخوبی نقش یک جاسوس روسی را، آن هم در مرزهای آمریکا، بازی میکند که حتی شاید یک آمریکائی هم با دیدن این سریال با او همذاتپنداری میکند؛ زنی پر از احساسات متناقض که همه را هم به خوبی میتواند در داستان به بیننده نشان دهد. اما در این فیلم، بازیگر نقش جید بلک نمیتواند هیچکدام از گزینههای مهم برای یک مأمور خوب بودن را نشان دهد. او نه در سکانسهای حساس فیلم، هیجانی را در چهرهی خود نشان میدهد و نه حتی میتواند خشم خود را به بیننده منتقل کند. داستان فیلم هم همانطور که گفتیم به این کاراکتر کمک نکرده است. و در نهایت بیننده با یک فیلم توخالی و بیاحساس مواجه است که جز اداهای آبکی چیز دیگری ندارد.