زمانی که کارگردانهای ژانر دلهره وارد فضای روانشناختی میشوند و بهنوعی سعی دارند تعلیق را درونمایهی اصلی کار خود کنند، ریزشها آغاز میشود و جز معدود کارگردانهای موفق و صاحبنام کسی باقی نمیماند. حال و روز کارگردان متوسطی چون پیتر وینثر هم جز این نیست. او که از کارگردانهای فعال و کاملاً متوسط ژانر دلهره است در اثر جدید خود وارد یک بازی ذهنی کاملاً نخنما شده است. وینثر در افتتاحیهی فیلم خود گذری هم بر پنجرهی پشتی هیچکاک میزند و سعی دارد این را به ذهن مخاطب خود متبادر کند که اثر شمهای از شکها و تعلیقهای پنجرهی پشتی را در خود دارد.
ناتالی و کوین که در حال ترمیم ازدواج رو به زوال خود هستند، به پیشنهاد کوین مکان زندگی خود را تغییر میدهند و به خانهای مدرن نقل مکان میکنند. اما مشکل این خانه مرگ یا بهعبارتی قتل و خودکشی صاحبان قبلی آن است. در هر حال کوین و ناتالی زندگی خود را در این خانه از سر میگیرند اما ناتالی رفتهرفته متوجه اتفاقاتی عجیب در خانه میشود. اولین کمیت لنگ کارگردان در فیلم با شروع همین تعلیقها صورت میگیرد. فیلم آنقدر غرق در تعلیقهای ساکن و پیدرپی میشود که از روایت اصلی فاصله میگیرد. وینثر در اثر خود سعی کرده لایهای از ارتباط و خیانت و سوءظن را قرار دهد. حضور ناتالی و کوین در مقابل یک روانشناس برای حل کردن مشکلات زناشویی و بازگشت اعتماد از دسترفته در بخشی از فیلم دیگر رنگ میبازد و هر جا به آن اشارهای میشود جز یک کلیشهی آبکی چیزی نیست. از سویی دیگر فرم پرداخت تصاویر و پالت رنگی فیلم با یک اثر در ژانر دلهره همخوانی ندارد. گویا وینثر بر سر دوراهی درام روانشناسی و دلهرهی صرف معلق است و این نگاه نامطمئن به درون قاب هم رسوخ میکند.
فیلم «پیامد» از آن دسته فیلمهایی است که تصویر و عنوان هیچ ارتباط موضوعی و متنی با یکدیگر ندارند. مخاطب پس از تماشای اثر ممکن است این سؤال را در ذهن مرور کند که عنوان چه ربطی به درونمایهی اثر داشت؟ باید گفت: هیچ ارتباط کنایی یا مستقیمی بین این دو وجود ندارد. فیلم در برخی از سکانسها حتی به پیرنگهای فرعی خود نیز رحم نمیکند و آنها را ابتر ودمبریده رها میکند. کاراکترها هم دارای آن هویت مشخص در یک درام روانشناسی نیستند و نمیتوان به بازیگران خردهای گرفت. در اینجا کارگردان متهم اصلی است که چرا کاراکترهای خود را دچار شخصیتپردازی نکرده است. وینثر سعی کرده تمام خطوط روایی را با پیچشی کودکانه به یکدیگر ربط دهد اما در هیچکدام از این ارتباطهای روایی موفق نبوده است. در نهایت فیلم «پیامد» تبدیل به یک اثر مهمل و آبکی شده که نه مخاطب ژانر دلهره را اراضاء میکند و نه مخاطبان پروپاقرص درامهای روانشناسی میتوانند از آن رگهای روانشناختی بیرون بکشند.