پوستر فیلم پس از سوختن

این فیلم حتی در برابر کلیشه‌ها هم اثری بد بود

پس از سوختن
Afterburn
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

«جی. جی. پری» پرکار گویا قصد ندارد بالاخره تکلیف خود را در سینمای میانه روشن کند. او در عین حال که ابزار لازم را برای ساخت یک اثر در سینمای تجاری میانه دارد، به همان نسبت در سوزاندن فرصت‌ها و ارائه‌ی تصویری از جنس سینمای گروه ب اکشن ید طولایی دارد. طی سه سال گذشته آثاری از قبیل «شیفت روز» و «بازی قاتل» را از این کارگردان مرور کردیم و در هر دو اثر شاهد بودیم که حتی حضور ستاره‌هایی چون «جیمی فاکس» و «باتیستا» هم قادر به تغییر مسیر دنیای روایی این کارگردان نیست.

آقای جی. جی. پری در این اثر قصد دارد مخاطب را با دنیایی آخرالزمانی مواجه کند؛ جایی که تشعشعات خورشید زندگی را تبدیل به دنیای بدون لوازم الکترونیکی کرده است و حال انسان در ابتدایی‌ترین شکل خود قرار است دوباره تعیین مرز و حاکمیت کند. در همین افتتاحیه شاهد هستیم که آقای جی. جی. پری هر مخاطب عاقلی را در سینما بدرقه می‌کند و او را مطمئن می‌سازد که قرار نیست پس از این افتضاح ابتدایی قاب قابل اعتنایی مشاهده کند. به‌طور حتم دوستداران اکشن‌های هنگ‌کنگی و آثاری که امثال «اسکات ادکینز» و دیگر ستاره‌های اکشن گروه ب را در خود دارند بدون هیچ چشم‌داشتی پای این اثر خواهند نشست.

کارگردان زمانی که از جدایی مخاطب عام سینما مطمئن می‌شود، به‌سرعت با منطق روایی، برش‌های عادی و ساده که مفصل بین دو پلان هستند و جلوه‌های ویژه و طراحی صحنه‌های اکشن و در نهایت شخصیت‌پردازی و بازیگردانی خداحافظی می‌کند. او در دکوپاژی از هم‌پاشیده حتی به شکل ابتدایی و ساده‌ی روایت خود نیز پایبند نیست. به‌طور مثال در صحنه‌های اکشن چشم مخاطب به به برش‌هایی عادت دارد که ناخودآگاه ذهن او را با یک کلیشه از فرد مقابل یا لانگ‌شات از هر دو رقیب مواجه می‌کند، اما در اینجا حتی کلیشه‌ها نیز فریب می‌خورند و برش‌های بی‌منطق کارگردان ممکن است روایت را دچار مکث و سکته‌ای آنی کند.

زماین که آقای جی. جی. پری چندان تمایلی به سرگرم کردن مخاطب خود ندارد، در نتیجه نباید از او انتظار داشت که داستانی حداقل ساده را روایت کند. واگویه‌های جیک در ابتدای روایت، دنیایی که مشخص نیست قرار است شبیه دنیای پسازامبی‌ها باشد یا دنیای دچار از هم‌پاشیدگی فرم طبیعی و در نهایت مردمانی که در بین دنیاهای مد نظر آقای کارگردان گیر افتاده‌اند نشان از فیلمی دارند که هر پلان را از جایی عاریه گرفته و در انتها مخاطب را به یاد داستان زاغ و کبک می‌اندازد. آقای جی. جی. پری در این روایت ثابت می‌کند که در همان دنیای کوچک خود برای چنین روایتی بسیار خام است. اینکه پس از این اثر مخاطب عام سینما دیگر به نام این کارگردان اعتماد نکند، حرفی بسیار مهمل است. دلیل این است که آقای جی. جی. پری سه دهه است که در سینما همین آثار را تولید می‌کند و می‌داند کدام مخاطب بخت‌برگشته‌ای نیاز به این هیجان‌های فوق کاذب دارد. پوشش رویی سینمای امثال آقای جی. جی. پری با حضور ستاره‌های متوسطی چون باتیستا و «الگا کوریلنگو» در کنار تقریباً بازنشسته‌هایی چون «ساموئل ال. جکسون» پوسترهای جذابی را مقابل چشم هر مخاطبی از سینما قرار می‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟