در ابتدای فیلم دو پسر بازیگوش را میبینیم که در خانه به دنبال هم میدوند و صدای داد و فریادشان بلند است که این شیطنت در نهایت منجر به شکستن درِ شیشهایِ خانه میشود. آدام و راس دو برادراند که مشخص میشود بچههایی جسور و بازیگوش بودهاند.
زمان به جلو میآید و ما آدام را میبینیم که در یک شرکت بزرگ، کار میکند و همه از او راضی هستند و هنوز هم شیطنت دوران کودکی در او هست. او که با دختر جوانی به نام کریستین به طرزی جالب و باز هم با بهرهگیری از شیطنت و در عین حال صداقتش آشنا شده، حالا احساس خوشحالی و شور میکند و بیش از بیش از زندگیاش راضیست. تا اینکه او بخاطر ترفیع در مقامش در کار، جشنی را در خانهاش برگزار میکند که داستان شروع ماجرایی دردناک و ناراحتکننده برای او و تمام خانوادهاش است.
فیلم براساس یک داستان واقعی بوده و شخصیت آدام واقعا وجود داشته است. داستانی که به خوبی از ابتدا شکل پیدا میکند و تا انتها هم به خوبی ادامه مییابد. بازیگر نقش آدام «آرون پال» است -همان جسی پینکمنِ سریال بریکینگ بد- و بسیار نقش خود را به خوبی بازی کرده است. تبحر او در نشان دادن انسانی درمانده، ناامید و دردناک و القای حس شکست در بیننده، پال را در این فیلم نیز یاری کرده است. او بازیگر خوبیست و ما در بسیاری از صحنهها با آدام همزادپنداری خواهیم کرد و به این میاندیشیم که اگر ما به جای او بودیم چه میکردیم؟!. فیلم در نشان دادن سختیهای یک بیماری و درد و رنجی که خود بیمار و خانوادهی اطرافش تحمل میکنند به خوبی عمل کرده و بیننده را تا پایان تحت تاثیر قرار میدهد. اینکه این شخص در زندگی واقعی چگونه و با چه تلاشی توانسته خود را از این حجم عظیم ناتوانی نجات دهد بسیار ستودنی و قابل احترام و یادگیریست.
به شخصیتهای دیگر فیلم هم به خوبی پرداخت شده و ما به آهستگی با هر کدام از آنها آشنا میشویم و میتوانیم آنها را در دنیای واقعی هم تصور کنیم، هیچ اغراقی در هیچکدام از شخصیتها دیده نمیشود و همه دارای خوبیها و بدیهایی هستند، شاید مهمترین دلیلش این است که کارگردان به داستان واقعی و شخصیتهای واقعی آن وفادار بوده است. یکی از این شخصیتها کریستین است. دختری که عاشق آدام است اما توانایی تحمل دردی را که آدام دارد را ندارد. درست به مانند بسیاری از انسانهای اطرافمان.
داستان از زندگیِ انسانی، گرفته شده است؛ یک درام خانوادگی زیبا که قرار نیست شما را به هیجان دربیاورد و یا ماجراجویی جدیدی به شما ارائه دهد. اما ریتم داستان و زمان داستان هم ما را خسته نمیکند، همه چیز به خوبی در کنار هم قرار گرفته است تا ما با فیلمی زیبا اما دردناک و البته واقعی روبهرو شویم و از آن لذت ببریم.