پوستر فیلم ابیگیل

ترکیب زیرژانرها

ابیگیل
Abigail
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر دلهره
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«مت بتینلی الپین» در دو اثر آخر خود که به فرنچایز «جیغ» اختصاص داشت باعث شد از مسیری که در فیلم‌های «وی‌اچ‌اس» آغاز کرده بود دور شود. اما حال او با فیلم جدید خود بار دیگر نشان می‌دهد که می‌تواند فیلمسازی تأثیرگذار در وسیع‌ترین ژانر سینمایی باشد.

روایت فیلم از همان ابتدا گویی درون کلیشه‌هایی گیر کرده که مخاطب ناامیدانه قرار است آن را دنبال کند و چه بسا در میانه‌ی راه پشیمان شود؛ عده‌ای آدم‌ربا دختری را از یک عمارت مجلل می‌ربایند و به عمارتی در بیرون از شهر می‌برند. از همان ابتدا زنی که بیشتر درون قاب کارگردان قرار دارد تبدیل به کاراکتری می‌شود که مخاطب حس می‌کند در پرده‌ی سوم همه‌ی اعضای تیم را از بین می‌برد تا آسیبی به این دختر نرسد؛ به‌خصوص زمانی که مخاطب با دیدن عکس پسر این زن روی صفحه‌‌ی تلفن همراه‌اش متوجه حس مادرانگی او می‌شود. آنچه در هنگام خروج این زن از اتاق «ابیگیل»‌ بر زبان دختر نوجوان جاری می‌شود همان ماشه‌ای است که مخاطب را به‌یک‌باره از آن ناامیدی رها می‌کند.

آقای بتینلی در روایت خود خط مستقیم و هموار و البته کلیشه‌ای را مقابل مخاطب قرار می‌دهد. اما شیوه‌ی رسیدن از نقطه‌ی الف به ب در روایت جدید او کاملاً متفاوت است. این کارگردان برای این کار دو زیرژانر معروف سینمای دلهره را با یکدیگر ترکیب کرده تا به فرم روایی خود برسد. شاید به‌اندازه‌ی یک قرن است که خون‌آشامان تبدیل به یکی از پرطرفدارترین زیرژانرها در سینمای دلهره شده‌اند. از سویی دیگر و از دهه‌‌ی ۱۹۷۰ اسپلترها نیز جای خود را در میان زیرژانرهای دلهره باز کرده‌اند. این دو زیرژانر در سینمای دلهره‌ کمتر در مسیر یکدیگر قرار گرفته‌اند. در روایت‌های خون‌آشامی بیشتر به درون بازی سایه‌ها و تعلیق‌ها با موجوداتی رنگ‌پریده می‌رویم و امضای لوکیشنی آن‌ها در تعریف سنتی عمارت‌هایی گوتیک هستند. در این فیلم نیز با عمارتی گوتیک مواجه هستیم که کارگردان با ذکاوت از تمرکز روی سقف بلند، دیوارنگاره‌ها و در نهایت سرسراهای دهشتناک آن دوری می‌کند و در عوض از طریق نورهای موضعی تلفن‌های همراه کاراکترها به آن چیزی که باید نشان داده شود اشاره می‌کند. اما شیوه‌ی تقابل خون‌آشام‌های درون روایت با کاراکترهای از همه‌جابی‌خبر درون زیرژانر اسپلتر قرار می‌گیرد و خون‌افشانی کارگردان گویی پاسخی افراطی به دو اثر میان‌مایه‌ی قبلی خود است. بله، در دلهره‌های سینمای گروه ب انواع و اقسام ترکیب‌های زیرژانری را شاهد بوده‌ایم که از همان دهه‌‌ی ۱۹۸۰ به‌بعد ضعف در روایت داشتند و هم‌اکنون نیز با دیجیتال شدن روند ساخت آثار سینمایی انبوهی از آن‌ها را هر سال شاهد هستیم. اما شیوه‌ی روایت در آن آثار به‌صرف تبعیت از سینمای جریان اصلی و با واسطه‌گری برخی استودیوها در تکمیل کردن قفسه‌ی ژانر سالانه‌اشان است. اما در روایت آقای بتینلی با داستانی مواجه هستیم که کارگردان روایت را فربه و وسیع می‌کند تا مخاطب با شگفتی از میان دالان‌های آن به پایان مورد انتظاری که از همان ابتدا حدس زده برسد. این روایت‌پردازی و ترکیب زیرژانرها در فرم بصری روایت است که باعث امیدواری دوباره نسبت به دنیای سینمایی آقای بتینلی می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟