هنگامی که تیتراژ پایانی این فیلم روی صفحه ظاهر میشود تنها حسی که بهسراغ مخاطب میآید حسرت است. این حسرت به این سبب است که کارگردان در حال برداشتن اولین گام خود در سینمای دلهره است. «اسپنسر اسکوایر» که ناماش را بیشتر در میان نقشهای مکمل آثار سینمایی هالیوودی دیدهایم، حال در سال ۲۰۲۲ تصمیم گرفته اولین اثر بلند سینمایی خود را روی پرده ببرد.
اسکوایر در فیلم اول خود یکی از بهترین انتخابهای گروه بازیگری را داشته است. برای کارگردان جوانی چون او چنین شمی در انتخاب بازیگر مناسب برای کاراکترهای روایت نقطهی قوت مهمی بهحساب میآید. «اما رابرتز»، «مایکل شنون» و «جان گلگر» دقیقاً بازیگران همین کاراکترها بودهاند. سارا و همسرش خانهای روستایی را با قیمت مناسب میخرند. کارگردان قبل از شروع تیتراژ افتتاحیهای پر از فریاد را تصویر میکند که در آن صدای کرکنندهی گریههای یک نوزاد و التماسهای دختری جوان شنیده میشود. پس از این افتتاحیه است که مخاطب به همان خانه بازمیگردد. اینکه یک کارگردان فیلم اولی بدون استفاده از زاویهدوربین کلیشهای دید پرنده به درون روایت اصلی برود، کاری است که اسکوایر کرده است. او با چند برش ساده، دوربین ساکن مخاطب را همچون کاراکتری که در حال گام برداشتن است به این خانه نزدیک میکند. در پردهی اول فیلم همهی فاکتورهای مورد نیاز یک اثر دلهرهآور کلاسیک را شاهد هستیم؛ خانهای دورافتاده، زوجی جوان، صداهایی از پشت دیوار، قابهایی سیاهوسفید و ترسناک از خانوادهای که قبلاً در این مکان زندگی میکردهاند و از خواب پریدنهای سارا. اما این فیلم تفاوتی دیگر با آثار همردهی خود دارد و آن استفادهی خوب از جلوههای صوتی است. صدای جیرجیر چوبها زیر پای کاراکترها یا وزوز مگس و صداهای ریز دیگری که در سکوتی بدون موسیقی تعلیق را مهمان ذهن مخاطب میکند. بیشک پردهی اول این فیلم همهی آن چیزی را که یک اثر سینمای دلهره باید داشته باشد داراست. اما اسکوایر زمانی که قرار است در پردهی دوم وارد روانشناسی افسردگی پس از زایمان شود و مخاطب را با انبوهی از توهمهای ذهنی کاراکتر سارا مواجه کند، کمیتش لنگ میزند. کارگردان در پردهی اول نمایههایی از این افسردگی و توهم ذهنی را به ما نشان میدهد. همان موتیف کشیدن کش روی مچ دست آنقدر تکرار میشود که دیگر به این نتیجه میرسیم که اسکوایر قرار است همانند نولان برای مشخص کردن مرز بین توهم و واقعیت از این کش استفاده کند. اما در کمال تعجب این موتیف در پارهی دوم فیلم به فراموشی سپرده میشود. اسکوایر در پارهی دوم فیلم آنقدر عجله دارد که فیلم همچون یک اثر متفاوت و غریب نسبت به پردهی اول بسته میشود.
فیلم «مهجور» با توجه به روایت و گروه بازیگرانی که در اختیار دارد میتوانست تبدیل به یکی از آثار ماندگار دلهره در سال ۲۰۲۲ باشد. اما کارگردان فیلم اولی گویا بهاندازهی یک پرده توانایی قصهگویی دارد. در هر حال برای مخاطبی که نیاز به یک روایت کلاسیک از سینمای دلهره دارد، این فیلم انتخاب خوبی است و میتوان از داستان آن لذت برد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.