امان از این ضربآهنگ بالا
در سال ۲۰۲۱ شاهد خلق اثری فانتزی در سینمای چین بودیم که عملاً تنه به تنهی آثار مشابه در سینمای ژاپن، چین و حتی هالیوودی میزد. آقای «لو یانگ»ی که یکی از دهها کارگردان جریان اصلی چین با همان بضاعت شعارهای مورد حمایت حزب کمونیستی بود، دست به ساخت اثری زده بود که چشم مخاطب سینما را به فرم روایی و بصری خود خیره میکرد. داستان او روایتی ساده از نویسندهی جوان شکستخوردهای بود که بهیکباره در قامت خود و اینهمانی با قهرمانهای رمان خود ظاهر میشود. در داستان او با دنیایی واقعی در ساختار رمان «لو گونگ وون» مواجه بودیم که در دنیای واقعی قابل لمس همین نویسنده تبدیل به فانتزی ذهنی او میشد. این تقابل و درهمتنیدگی یکی از المانهای موفقیت فیلم در بخش اول بود. حال همانطور که پیشبینی میشد، این فیلم به ایستگاه دوم خود رسیده است.
این فیلم را میتوان از دو بعد مورد بررسی قرار داد. آقای لو یانگ ساختار روایت را کاملاً هوشمندانه تبدیل به تقابل خالق و مخلوق میکند. قهرمان رمان در این اثر راهی برای ورود به مرحلهی غایی در زندگیاش پیدا میکند که راه رسیدن به خالق است. آقای لو یانگ این ماجراجویی ادیسهوار را در قالبی از رنج و یأس قرار است به تصویر بکشد. او در پردهی اول ماجرا به خوبی عمل کرده و عملاً این رنج و یأس درون قاب و از طریق کاراکترهای داستان خودنمایی میکند. اما مشکل آنجاست که ضربآهنگ بالای روایت در پردهی دوم این خاصیت را در اثر خنثی میکند و برخلاف فیلم اول شدت رخدادها و توالی آنها به کمک فیلم نمیآیند. این ناهمگونی بدان سبب است که فرم روایی اثر در فیلم دوم خیلی خلوتتر و فردمحورتر است. در نتیجه تأثیرگذاری مد نظر کارگردان در مخاطب ایجاد نمیشود.
در منظر بعدی یکی از زیباییهای این روایت در ارائهی تقابل خالق و مخلوق، جبری از جنس اختیار در خالق است. کاراکتر اصلی رمان با فدا کردن انبوهی از یاران خود به مرحلهای رسیده که میتواند ساختار آفرینش را از طریق مذاکره با خالق دستکاری کند. اما آقای لو یانگ پس از این تقابل ابتدایی همهچیز را تبدیل به نوعی بازی نوجوانپسند با هدفون و اکستریملانگشاتهای شهری میکند. باز شدن دروازهی مکان روایت را از آن پرمغزی در پلاتش خارج میکند و بخش دوم فیلم را عملاً محفلی برای کمرنگ کردن خاصیت روایی میکند. از سوی دیگر کاراکترها در این اثر همان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فیلم اول را ندارند. بهنوعی شاید تمام تمرکز کارگردان در این اثر روی بازیابی توان ابلیس است که باید گفت در آن خوب عمل کرده، اما گویی در تصویر کردن استفاده از این قدرت شیطانی و تلاش سنتی انسان و شیطان برای غصب قدرت الهی کمیت بسیار لنگی دارد. آقای لو یانگ قدر این پهناوری روایی بهاندازهی عمر کیهان و فانتزیهای حول آن را در فیلم دوم نمیداند. شاید اگر فیلم اول و شکلگرفتن شخصیتها و آن موقعیت خالق و مخلوقی فیلم اول را تجربه کردهاید، در فیلم دوم و بهخصوص در بخش دوم آن کمی ناامیدانه به سرنوشت این اثر نگاه خواهید کرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.