در سینمای آرام «چونگ مونگ-هونگ» میتوان در پسِ آرامشی که در سکانسها وجود دارد، خشونتی وصفناشدنی را جستوجو کرد. «چهارمین پرتره» را بهیاد بیاورید. سکانس افتتاحیهی «یک خورشید» خشونت عریانی را در یک صحنهی انتقام نشان میدهد. اما تمام خشونت فیلم در این سکانس نیست، بلکه عریانی آن باعث میشود تا در ذهن مخاطب جا باز کند. فیلم یک خورشید، با وجود تمپوی پایینی که دارد و زمان طولانی دو ساعتونیم، یکی از خشنترین فیلمهایی است که تابهحال دیدهاید. این خشونت نه در درگیریها و نزاعهای دستهجمعی معروف بین فیلمهای شرقی دیده میشود، بلکه در تقلای اعضای یک خانواده برای رسیدن به ثبات هویداست. خانوادهای چهارنفره متشکل از پدر و مادر و دو پسر، دستوپا میزنند تا هویت یک خانواده حفظ شود. فیلم برای رسیدن به هدف خود روی دو پسر و تأثیری که روی والدین خود میگذارند متمرکز است. یکی از این پسرها دانشجوی داروسازی و دیگری بزهکاری است که بهجرم مشارکت در حمله به یک جوان دیگر و قطع کردن دست او، به ۳ سال حبس محکوم شده است.
شاید اگر هویت تایپهای کاراکترها نبود، میتوانستیم بهراحتی این فیلم را یکی از آثار سینمای نو بریتانیا بنامیم. هر چه که در فیلم اتفاق میافتد بر اساس اتفاقات پیشبینینشدهای است که مقابل کاراکترها قرار میگیرد. هر کدام از اعضای خانواده یک تیپ شخصیتی را بروز میدهند؛ پدر، که مربی رانندگی است و زندگی یکنواخت و بیدردسر را به همهچیز ترجیح میدهد. مادر که آرایشگر است و تنها هدفاش به ثمر نشستن زندگی فرزنداناش است. پسر کوچکتر «هو» که خشمی فروخورده را درون خود دارد و حتی در زندان نیز خود را به هر بهانهای دچار مشکل میکند. پسر بزگتر، «هائو»، که در دنیایی دیگر زندگی میکند و میخواهد (همانطور که خودش توصیف میکند) همچون خورشید، نوری یکسان را به زندگی اطرافیان بتاباند. کارگردان با استفاده از رابطههای بین کاراکترها فیلم را به سه بخش تقسیم میکند؛ بخش اول که به آشفتگی موجود در زندگی خانواده پس از محکومیت هو میپردازد و بیشتر ما را با زندگی تکتک اعضای خانواده آشنا میکند. بخش دوم که فیلم به آرامشی نسبی میرسد و اینبار «هائو» در فیلم نقش مهمتری را دارد و بخش سوم که به زندگی خانواده پس از آزادی «هو» میپردازد. در هر سه بخش شاهد تغییر دیدگاه پدر و مادر هستیم. کارگردان بهخوبی و با وام گرفتن از سینمای استعلایی اوزو و مالیک به بطن زندگی این خانواده میپردازد. حتی در برخی بخشهای فیلم شاهد این هستیم که در ادامهی یک صحنهی تأثیرگذار، رگههایی از کمدی موقعیت خود را بروز میدهد.
فیلم یک خورشید در معنای انگلیسی خود ایهام و جناسی زیبا را دارد؛ Son و Sun. هر دو کلمه یک تلفظ را دارند، اما یکی بهمعنای خورشید است و دیگری بهمعنای پسر. این ایهام بهجایی بازمیگردد که هر بار کسی از پدر خانواده میپرسد چند فرزند دارد، او پاسخ میدهد یک پسر دارم. اما پسر بزرگتر که خود را همچون خورشید میداند، جایاش را به پسر کوچکتر میدهد و پدر پس از مصیبتی که به خانواده تحمیل میشود، سعی میکند در نگرشی جدید به زندگی، خورشید خانوادهی خود شود. فیلم «یک خورشید» درامی زیباست که نه هیاهو و نه هیجانی کاذب دارد، بلکه روایتیست آرام از هیاهوی زندگی یک خانواده.