پوستر فیلم یک طبیعت وحشی

ادای یک فیلم

یک طبیعت وحشی
A Savage Nature
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«بث» به عکس قدیمی خود و «پیت» نگاه می‌کند. امروز سالگرد ازدواج‌شان است اما نگاه پر از حسرت بث به این عکس قدیمی خبر از شکافی عمیق میان او و پیت دارد. بث پیشخدمت رستوران کوچک شهر است و با صدای صاحب رستوران که نام او را می‌برد به سمت مشتریان تازه واردی که دو جوان اوباش هستند، می‌رود. رفتار بد این دو نفر اما باعث می‌شود، دوست صمیمی و همکار پیت که لباس پلیس به تن دارد آنها را به بیرون از رستوران راهنمایی کند. این دو مرد اوباش اما شب هنگام به خانه‌ی بث حمله کرده و اتفاقاتی را رقم می‌زنند.
دنیای مهیج سینما همواره علاقهمندان خاص خود را داشته است و در این میان دیدن فیلم‌هایی با سوژه‌هایی مانند گروگانگیری، آدم‌ربایی و حمله به خانه‌ها و کاخ‌های افراد مختلف و تلاش قربانیان این حوادث برای نجات و رهایی خود شاید بیش از پیش هم طرفدار داشته باشد. عموماً هم این سوژه‌ها به سمت ژانر ترسناک و اسلشرهای خونین و نیز استفاده از قاتلان زنجیره‌ای کشیده می‌شود و داستان‌های آنها را مخلوطی از ترس و هیجان می‌کند مانند فیلمی چون «نفر بعدی تو هستی» (۲۰۱۱). اما حتی اگر این داستان‌ها به سمت داستان‌های اسلشرِ پر از وحشت هم نرود باز هم هیجان تعقیب‌وگریز در محیطی کوچک و معماهایی که در پشت این اتفاقات قرار است رخ دهد می‌تواند بیننده را هیجان‌زده و خشنود کند مانند فیلمی چون «اتاق امن» (۲۰۰۲) که هوش سرشار شخصیت‌های محبوس‌شده در اتاق و نیز معماهای گوناگون داستانی آن حتماً بیننده را راضی خواهد کرد. فیلم «یک طبیعت وحشی» نیز قرار است با حمله‌ی دو جوان اوباش به خانه‌ی یک زوج جوان داستانی مهیج و جذاب و البته معمایی را برای مخاطبان خود نقل کند. اما شخصیت‌های پرداخت نشده باعث می‌شود ما تنها شاهد یک داستان تکراری و قابل‌پیش‌بینی دیگر باشیم که بیش از آنکه وحشت‌زا باشد خنده‌دار است.
در فیلم «یک طبیعت وحشی» ما با زوجی روبه‌رو هستیم که به نظر می‌رسد در گذشته بسیار به هم علاقهمند بوده‌اند و جدا شدن ناگهانی پیت و رفتن‌اش برای جنگیدن در مرزهای آن سوی کشور باعث شده است رابطه‌ی این دو نفر خراب شود. اما چرا به نظر می‌رسد؟ چراکه فیلم این اطلاعات را تنها در میان مکالمه‌ی ابتدایی بث و همکارش در رستوران به ما می‌دهد و ما هرگز عمیقاً نمی‌توانیم ببینیم این دو نفر در گذشته چه رابطه‌ای با هم داشته‌اند و چه روندی اتفاق افتاده است که آنها این‌گونه در این مسیر دوری از هم قرار گرفته‌اند. درواقع این فیلم سعی نکرده است در پیرنگ اصلی داستان خود یک ساختار هدفمند و منظم را قرار دهد تا بیننده آهسته‌آهسته به شرایط موجود آگاهی پیدا کند و بتواند آن را درک کند. در ادامه ورود دو اوباش به خانه نیز آنقدر احمقانه است که باز هم بیننده نمی‌تواند باور کند با داستانی جدی روبه‌روست. اینکه پیت به‌راحتی به این دو غریبه اعتماد می‌کند و حتی بدون اینکه سؤال خاصی از آنها بپرسد با آنها همراه می‌شود هم خود جای بحث دارد. حتی شخصیت پلیس دیگر فیلم و رفتارهای بدون تعادل او نیز بحث شخصیت‌های بدون پرداخت را پررنگ‌تر هم می‌کند. اما اینکه کارگردان برای لو ندادن داستان خود یا طول دادن معمای داستانی خود از پرداخت درست به شخصیت‌های‌اش خودداری کرده است بزرگترین ایراد داستان و کارگردان است چراکه هرگز یک کارگردان خوب این کار را انجام نخواهد داد و درست در اینجاست که می‌توان کارگردان‌ها را از هم متمایز کرد. از سوی دیگر موسیقی فیلم که از همان ابتدا شنیده می‌شود و مدام با تصاویر همراه است هم اثر خود را رفته‌رفته از دست می‌دهد و هیچ تعلیقی را ایجاد نمی‌کند و همه‌چیز دست به دست هم می‌دهد تا ما بار دیگر با فیلمی که تنها ادای یک فیلم را درمی‌آورد روبه‌رو باشیم.