فیلم داستان چهارنفر است که وقتی از خواب بیدار میشوند هر یک خود را در یک اتاق میبینند که نه میدانند این اتاق کجاست و نه میدانند برای چه در این اتاق هستند. اما بعداً با ورود به اتاقی دیگر متوجه میشوند برای دزدیدن الماس آنجا گرد آمدهاند. کسی آنها را دزدیده و میخواهد برایاش دزدی کنند.
با بیدار شدن اولین شخص در یک اتاق تاریک و خالی، بیننده به یاد فیلم «ارّه» میافتد. سکانس ابتدایی فیلم ارّه نیز شخصی خود را در اتاقی میبیند که نمیداند برای چه آنجاست. اما کسی با او سخن میگوید و خیلی واضح و روشن دلیل وجود او را در این اتاق برایاش توضیح میدهد. چیزی که ما در فیلم پیش رویمان نمیبینیم. فیلم بهطرز احمقانهای قصد شخصی که آنها را در آن اتاق گذاشته است بیان میکند. یکی از این چهار نفر که قرار است باهوشتر از دیگران باشد بدون اینکه کسی چیزی به او بگوید و یا حتی در محیط سرنخی وجود داشته باشد جواب همهی سوالات اساسی را میداند. او بدون اینکه فیلم دلیلی برای این همه دانستن او نشان دهد بهراحتی دلیل وجودشان در آن اتاق را ذکر میکند. او علت بودن در آن محیط را از کجا میدانست؟ او از کجا میدانست سه نفر دیگر نیز مانند او دزد هستند؟ از کجا میدانست باید به جایی دستبرد بزنند؟ و از همه مهمتر از کجا میدانست باید چه بدزدند؟ اینکه دیگران به او هیچ شکی هم نمیکردند خود جای تعجب داشت. از سوی دیگر اگر قرار است آنها خودشان راهی را کشف کنند که یک دزدی تمامعیار انجام دهند، پس آن همه وسایل مورد نیاز در آن اتاقها چه بود؟ این فیلم را میتوان نسخهی افتضاح و حتی مسخرهای از فیلم «Foolproof» محصول سال ۲۰۰۳ نیز دانست. در این فیلم یکی از تفریحات تعدادی از افراد که دوست هستند کشیدن نقشهی دزدیست. یعنی آنها هرگز دست به دزدی نمیزنند، اما علاقهمند هستند راههای خلاقانهی دزدیدن اجناس مهم را کشف کنند. ولی همه چیز زمانی که توسط یک شخص تهدید میشوند از هم میپاشد. آنها حالا باید واقعاً دست به یک دزدی بزنند. در این فیلم بهخوبی شخصیتها وارد بازی شده و با یک داستان منطقی فیلم را پیش میبرند. چیزی که ما در فیلم پیش رو بههیچعنوان نمیبینیم. اینکه آنها چگونه میتوانند کشف کنند که چه کاری انجام دهند برای دزدیدن الماسها هم بهطرزی احمقانه در فیلم نشان داده میشود. سوالات اساسی و حفرههای داستانی زیادی در فیلم وجود دارد. چرا کسی که در حال دیدن تمرین کردن این چهار نفر برای دزدیدن الماسها بود نتوانست تشخیص دهد آنها فیلم را دستکاری کردهاند و او مدام در حال دیدن یک صحنه است؟ از سوی دیگر آن مرد باهوش از کجا متوجه شد گروگانگیر آنها شخصی به نام تئوست؟ و دیگر اینکه اگر آن سه نفر دیگر تئو را نمیشناختند پس چگونه کتی توانست در آن مهمانی تئو را بشناسد؟ تمام فیلم ژست یک نقشه ی عالیست. و هیچ منطقی برای هیچ کاری در آن دیده نمیشود. بیننده در تمام مدت فیلم فقط باید به شمارش خطاهای فیلم بپردازد و شاید از این طریق بتواند لذتی از دیدن فیلم ببرد.