ذوقزدگی زیاد کارگردان
«نوین» میداند دگرباش بودناش پدر و مادر سنتیاش را آزار میدهد، به همین دلیل هم سعی میکند دربارهی روابط خصوصیاش با آنها صحبت نکند. پس زمانی که با «جی»، پسر سفیدپوست آمریکایی که توسط زن و شوهری هندی سالها پیش به سرپرستی گرفته شده، آشنا میشود تمام سعیاش را میکند که این رابطه را پنهان کند. از سوی دیگر جی اما بعد از مرگ پدر و مادر هندیاش از نوین میخواهد که با خانوادهاش صحبت کند و به آنها دروغ نگوید.
پیش از مرور فیلم «یک پسر هندی خوب» فیلمهای «۷روز» و «بهترینهای جهان» را از «روشان ثتی» مرور کردیم. در هر دو اثر قبلی مشاهده کردیم که چطور آقای ثتی به تمام زوایای فیلم خود آشنایی داشت و هم داستانهای فیلمهایاش حرفی برای گفتن داشتند و هم بازیگران انتخابیاش کاملاً بهجا و درست بودند. اثر سوم آقای ثتی اما چیزی جدا از دو اثر گذشتهاش است. جدا اما نه به آن علت که بطن روایت این فیلماش در مسیر روایتهای گذشته نیست و از عشق و طنز و زندگی حرف نمیزند، بلکه به آن علت که آنقدر که باید شاید برای آن تلاش نکرده است. شاید به آن دلیل که خود آقای ثتی تجربهی این فیلم را تا حدودی از سر گذرانده، فراموش کرده شرح عمیق و واقعیای از آن را تصویر کند. او خود دگرباش است و اتفاقاً شخصیت اصلی فیلمهای اول و سوماش هم همسر او، آقای «کارون سونی»، است. از هنگام تماشای همان فیلم اول مخاطب منتظر است آقای ثتی فیلمی دربارهی خودش و روابطاش بسازد، البته که به آن دلیل که کلیشهی دگرباش بودن در ایالات متحده و فیلمهایاش بسیار زیاد است و مخاطب هر لحظه منتظر این اتفاق بوده است. اما مخاطبی که دو فیلم خوب، عمیق و حسابشده را از آقای ثتی دیده باشد، زمانی در مقابل این فیلم معمولی و نه حتی متوسط قرار میگیرد تعجب میکند.
در ابتدا باید گفت آقای ثتی انتخاب بازیگر خوبی برای نقش جی نداشته است، زیرا این شخصیت بیشتر از آنکه بتواند عشق و صداقت را در رفتارهایاش نشان دهد، شک و شبهه را در ذهن مخاطب ایجاد میکند که نکند این شخصیت دروغگو و سیاس است. آقای «جاناتان گراف» اصلاً بازیگر بدی نیست، او را در سریال «شکارچی ذهن» مخاطبان بسیاری دیدهاند. این بازیگر علیرغم اینکه خود دگرباش است، اما نتوانسته در این فیلم بازی خوبی از خود نشان دهد و نقش یک عاشق و دلدادهی مطلق را بازی کند. شاید دلیل دیگر اینکه آقای گراف بازی خوبی ارائه نداده، عدم پرداخت شخصیتاش است. آقای ثتی فراموش کرده که به جز نوین باید به کاراکترهای دیگرش هم فرصت دیده شدن میداد. جی در این فیلم فقط با چند سطر تعریف میشود و حتی دربارهی علاقهاش به عکاسی هم جز دیدن چند تابلوی خیلی معمولی عکاسی حرفی زده نمیشود. خواهر و دوستان نوین هم فقط در زمانهایی کوتاه وارد داستان میشوند و هر زمان آقای ثتی اراده کند از آن خارج میشوند. حتی سخنرانی مادر نوین در عروسیاش برای پرداخت پدر و مادرش کافی نیست و آقای ثتی اینبار برخلاف دو فیلم گذشتهاش نتوانسته تجربهی زیستهی خود را بهخوبی تصویر کند و فقط سایهای از زندگیاش را نمایش داده است. شاید آنقدر همهچیز برای خودش شفاف بوده و نسبت به تصویر کردن تجربهی خود ذوقزده بوده که دیگر نیازی به شرح و بسط ندیده و همهچیز را رها کرده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.