پوستر فیلم یه دختر خوب مثل تو

آشفتگی جنسی

یه دختر خوب مثل تو
A Nice Girl Like You
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

اینکه باید در هر زمینه‌ای فیلم ساخت و هنر هیچ‌گاه محدودیت در خود نمی‌بیند، جمله‌ای‌ست زیبا. اما اینکه چگونه باید این جمله را در سینما پرداخت کرد جای بحث دارد. برای پرداخت کمدی به موضوع جنسی در روابط انسان و اینکه چه تأثیری روی آنها می‌گذارد، کارگردان روی لبه‌ی تیغ حرکت می‌کند؛ یا اثری سخیف در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد یا اثری تأثیرگذار و ماندگار خلق خواهد شد. فیلم مورد نظر در دسته‌ی اول جای می‌گیرد.
دختری که با دوست‌پسر خود به مشکل خورده و به‌نوعی رابطه‌ی جنسی آنها باعث این آشفتگی شده، تحت تأثیر اصطلاح خودساخته‌‌ی دوست‌پسر خود قرار می‌گیرد؛ «پورنوفوبیا». همین اصطلاح باعث می‌شود تا سعی کند درست نبودن آن را به خود ثابت کند. یکی از دردآورترین نکات این فیلم شغل دختر است: ویولونیست آثار کلاسیک و اینکه در طول فیلم به نواختن بخش‌هایی از کارهای امثال ویوالدی مخاطب علاقه‌مند به آثار کلاسیک را دچار خودخوری خواهد کرد. فیلم آنقدر در سراشیبی انحطاط اخلاقی قرار دارد که واژه‌ی «تعهد» در آن محو می‌شود. قصد این نیست که بخواهیم در مورد چنین اثر سخیفی به اخلاق کانتی مراجعه کنیم. اما هنر در برابر دیدگان مخاطب قرار می‌گیرد. اینکه این کلیپ‌های تصویری قرار است مخاطب نسل جوان خود را مخاطب قرار دهد، حتی اگر به آن سرگرمی محض هم بگوییم، باز هم در نگاه آنها به روابط ایشان تأثیرگذار خواهد بود.
فیلم به‌هیچ عنوان در روند رو به سقوط خود پا پس نمی‌کشد. دختر را وارد رابطه‌ای تصادفی با یک فرد می‌کند. بعد از آشنایی با این فرد، دختر باز هم برای تکمیل کردن لیستی که در ابتدای فیلم آن را در سرویس بهداشتی یک تالار عروسی تهیه کرده ادامه می‌دهد. همین امر باعث دلسرد شدن و غیبت ناگهانی پارتنر جدید او می‌شود. از این جای داستان دختر سعی می‌کند دوباره شبیه همان دختر درس‌خوان دانشگاه هاروارد شود و در نهایت ملودرام روایت شکل بگیرد. اینکه بگوییم شکل بگیرد اشتباه است. چون از ابتدای فیلم نه شخصیتی شکل می‌گیرد، نه موقعیتی ایجاد می‌شود و نه تقابلی صورت می‌گیرد. مانند تمام فیلم‌های ضعیفی از این دست، کارگردان سعی می‌کند خود را پشت دیالوگ‌های متعدد و بی‌سرو‌ته پنهان کند. تمام به‌اصطلاح شخصیت‌های فیلم در نهایت یک سری تیپ هستند که نقطه‌ی اشتراک آنها عطش برای رابطه‌ی جنسی‌ست. اینکه بخواهیم درون‌مایه‌های را برای این اثر در نظر بگیریم هم کار سختی‌ست، چون عمقی در اثر وجود ندارد که در آن کادر بتوانیم به یک درون‌مایه برسیم. لاجرم در سینمای بدنه هر ساله از این دست آثار به وفور یافت می‌شوند و صد البته مخاطبین خود را دارند.