پوستر فیلم حق حبس

تلاش‌های سوخته‌ی انتخاباتی

حق حبس
A Lien
محصول ۲۰۲۴ - ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«سوفی» پشت فرمان نشسته است و «اسکار» در کنار او و «لینا» دخترشان در صندلی عقب. سوفی و اسکار برآشفته و پر از استرس دیده می‌شوند. آنها بعد از مدت‌ها تازه توانسته‌اند زمان مصاحبه‌ای برای اسکار در دفتر خدمات شهروندی و مهاجرت بگیرند تا او بتواند گرین کارت خود را بالاخره دریافت کند. آنها می‌دانند این اتفاق قرار نیست به راحتی رخ دهد، اما هرگز هم تصور نمی‌کردند این‌گونه اتفاقی برای‌اشان رخ دهد.

اسکار ۲۰۲۵ نزدیک است و طبق روال هر سال کانال یک فیلم، یک زندگی فیلم‌ها و انیمیشن‌های کوتاه راه یافته به بخش نهایی این مراسم را مرور خواهد کرد. ما در اولین مرور خود به سراغ فیلم کوتاه «حق حبس» رفته‌ایم و تلاش کرده‌ایم به واکاوی این فیلم پانزده دقیقه‌ای بپردازیم. این فیلم کوتاه مرا به یاد دو فیلم کوتاه برنده‌ی جایزه‌ی اسکار سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ انداخت؛ «دو غریبه‌ی دور» و «خداحافظی طولانی». در این دو فیلم کوتاه ما به دو شکل کاملاً خلاقانه و موثری توانستیم نوعی تبعیض نژادی را مشاهده کنیم. در فیلم «دو غریبه‌ی دور» یک سیاه‌پوست در لوپی گرفتار می‌شد که مدام توسط یک پلیس به ناحق کشته می‌شد و در فیلم «خداحافظی طولانی» خانواده‌ای مهاجر که سال‌ها در ایالات متحده زندگی می‌کردند مورد هجوم پلیس‌هایی قرار می‌گرفتند که تصور می‌کردند آنها تروریست هستند. فیلم اول به واسطه‌ی روایت خلاقانه و داستان دارای منطق روایی‌‌اش و فیلم دوم به دلیل بازی بسیار خوب بازیگران و دوربین در دست آشفته و پرتنش‌اش توانسته بود مخاطب و منتقدان را متوجه خود کند. روایت‌هایی که در هر دوی آنها کارگردانان توانسته بودند تبعیض به وجود آمده میان مردم یک کشور را علی‌رغم رنگ یا مکانی که در آن متولد شده‌اند به خوبی تصویر کنند.

حال در سال ۲۰۲۵ نیز دو کارگردان جوان «سم و دیوید کاتلر کروتز» تلاش کرده‌اند به شکلی دیگر تبعیض نژادی را به تصویر درآورند. اما این روایت چرا به مانند دو روایت سال‌های گذشته پر از شعار و فریادهای بی‌خود‌ و بی‌جهت است که نه تنها مخاطب را با خود همراه نمی‌کند، بلکه مسیر روایت برای‌اش مضحک و نامفهوم هم است. اسکار شش سال است که با سوفی ازدواج کرده و دارای یک فرزند است. او برای گرفتن گرین کارت وارد دفتر مهاجرت می‌شود و دختر خود را هم هنگام مصاحبه با خود می‌برد. سوفی که در سالن بیرون از اتاق مصاحبه نشسته مدام در حال مکالمه با اسکار است. مگر اسکار در اتاق با مصاحبه‌گر حرف نمی‌زند؟ پس چطور با سوفی در ارتباط است؟ به ناگاه ماموران نام اسکار را به همراه چند تن از دیگر افراد صدا می‌زنند و با خشونت و ایجاد تنش بسیار سعی می‌کنند تمام این افراد را دستگیر کنند. در اینجاست که دیگر اسکار به سوفی جواب نمی‌دهد! روایت برادران کروتز آن‌قدر مضحک دیده می‌شود که مخاطب نمی‌تواند از همان ابتدا وارد مسیر داستان شود. تنها بازی بازیگران و تلاش دوربین برای نشان دادن نگرانی سوفی و اسکار است که کمی این روایت را نجات می‌دهد، اگرنه مخاطب فیلم‌باز نمی‌تواند منطق روایی درستی را در این فیلم کوتاه مشاهده کند. به فرض اینکه این اتفاق بارها به صورت واقعی رخ داده باشد، اما نباید داستانی که این دو برابر روایت می‌کنند به گونه‌ای باشد که مخاطب را وارد مسیر باورمندی کند؟ آنچه مخاطب در این فیلم می‌بیند چیزی جز همان سانتیمانتالیسم زردی نیست که هالیوودنشینان مدام در حال ذکر آن هستند، به خصوص که تمام آنها با آمدن آقای ترامپ و قانون‌های او مخالف هم بودند. البته که این دو برادر در میان همین زمان کوتاه خود تصویر آقای رئیس جمهور را هم نشان می‌دهند تا منتقدان را بیشتر مجاب به انتخاب خودشان کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟