پوستر فیلم خانه‌ای از دینامیت

کارگردانی که تعلیق جنگ را به‌خوبی می‌شناسد

خانه‌ای از دینامیت
A House of Dynamite
محصول ۲۰۲۵– ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

اگر قرار باشد بین سینماگران معاصر در دنیای هالیوود چند نفر را برای شناخت تعلیق سینمایی نام ببریم، بدون شک «کاترین بیگلو» یکی از آن نام‌هاست. او از اولین اثر خود با نام «بی‌عشق» تا فیلم «دیترویت» در سال ۲۰۱۷ نه‌تنها اسیر بازی‌های مرسوم جناحی-سیاسی در ایالات متحده نشد، بلکه حتی هنگام دریافت اسکار بهترین کارگردانی به‌عنوان اولین زن کارگردان برنده‌ی این تندیس، سعی نکرد با جملات ترحم‌برانگیز و جنسیت‌زده به این عنوان رنگ‌و‌بویی جنسی بدهد. او حتی در مصاحبه‌های خود از «کارگردان» بهره می‌برد و نه «کارگردان زن». در این بین، رابطه‌ی دوستی و ازدواج دو‌ساله‌ی او و جیمز کامرون نشان می‌دهد که دنیای این دو فیلم‌ساز چگونه عاری از حاشیه‌های زرد سیاسی است. بیگلو اما در طول دوران فیلم‌سازی خود آثاری با درون‌مایه‌ی جنگ را با استفاده از همین شم تعلیق خود روی پرده برده است؛ آثاری مانند «مهلکه»، «سی دقیقه پس از نیمه‌شب» و در نهایت اثر جدیدش که رنگ‌و‌بویی نو در دنیای سینمایی او دارد. در کنار این آثار، او در فیلم‌های دیگرش تنوعی از ژانر و درون‌مایه‌ی روایی را به مخاطب هدیه می‌دهد.

اثر خانم بیگلو ۱۶ دقیقه‌ی مملو از تعلیق در ۳ پرده است. موشکی بالستیک از جایی نامعلوم در اقیانوس آرام شلیک شده و به‌سوی شیکاگو در پرواز است. زمان رسیدن این موشک به شیکاگو ۱۶ دقیقه است و حال قرار است در سه پرده و از طریق سه زاویه‌دید به واکنش مقامات ایالات متحده نسبت به این تهدید بنگریم. سادگی از ابتدا تا انتهای روایت خانم بیگلو مشخص است و گویی او اصلاً نیازی به ترکیب ژانری هم ندارد. کاترین بیگلو با تمرکز روی ساختار تعلیق، مخاطب را در برابر ۱۰۰ دقیقه‌ای مملو از هیجان قرار می‌دهد که رخداد اصلی را همچون تعلیقی دائمی و ناپیدا به صفحه‌ای تاریک می‌سپارد که پس از آن تیتراژ خواهد آمد.

در این روایت، همه‌چیز از سه نقطه‌ی امیدوارکننده در زندگی کاراکترها آغاز می‌شود؛ زنی که با همسر و فرزندش هنگام سپیده‌دم خداحافظی می‌کند و روی دیگر را در کاخ سفید آغاز می‌کند، مردی جوان از امنیت ملی در خیابان از همسر باردارش جدا می‌شود تا هرچه سریع‌تر به کاخ سفید برسد، و در نهایت رئیس‌جمهور ایالات متحده و وزیر دفاع در دو سوی مختلف روز خود را با شوخی‌های معمول آغاز می‌کنند. شروع ویرانی این خنده‌ها و امیدها، پیدا شدن رد موشکی ناشناس روی صفحات رادار است. خانم بیگلو تا یک دقیقه مانده به برخورد این موشک به شهر شیکاگو، هر کاری که بخواهد با مخاطب می‌کند. او نه قصد ارائه‌ی مانیفستی سیاسی دارد و نه حتی تلاش می‌کند روایتی آخرالزمانی را به مخاطب ارائه دهد. آنچه در اثر او می‌بینیم، یکی از ترس‌هایی است که بسیاری از ما نسبت به جنگ جهانی سوم احتمالی و درگیری قدرت‌های هسته‌ای در این‌سو و آن‌سوی جهان داریم. خانم بیگلو همین ترس را در «ناگهان»ی پر از تعلیق به تصویر کشیده است. تعلیق و اضطراب اثر آن‌قدر قدرتمند است که مخاطب از ابتدا تا انتهای اثر صرفاً در حال جای دادن خود درون این جامعه است؛ جامعه‌ای که گویی این التهاب را تا لحظه‌ی وقوع رخداد درک نخواهد کرد. خانم بیگلو به‌خوبی و مختصر به درون این ناآگاهی جمعی از آگاهی ویرانگر سیاسی دولتمردان می‌رود؛ مثال واضح آن را می‌توان در آغاز روز دختر وزیر دفاع در شیکاگو، بزرگداشت یکی از جنگ‌های قرن نوزدهمی ایالات متحده در یک دشت بزرگ و در نهایت خودکشی وزیر دفاع مشاهده کرد. در همه‌ی این تقابل‌ها، با تناقض‌هایی معنادار میان همان ناآگاهی جمعی و آگاهی ویرانگر سیاسی معلق می‌شویم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟