در معنای اگزیستانسیالیستی واژهی تعهد چنین آمده؛ نگه داشتن یک عهد، حس ایثار که ورای دیگر مداقهها است و پیمانی تزلزلناپذیر. در اخلاق اجتماعی و فردی نیز جایگاه ویژهای برای تعهد وجود دارد که فرد را بر آن اساس تعریف و توصیف میکنند. از آن سو در باورهای مذهبی شکستن یک عهد تنبیه سختی را در پی دارد. زمانی که تحجر موجود در باورهای مذهبی نسبت به تعهد را میبینیم باید کمی با احتیاط به این مفهوم فکر کنیم و در برابر آن موضع بگیریم. اما گزارهای در مبحث خانواده وجود دارد که تعهد شرط اساسی آن است. بگذارید متممهای این گزاره را کناری بگذاریم. چرا که اگر این متممها وارد موضوع شوند آنگاه با مفاهیمی چون تعصب نیز روبهرو خواهیم شد. آنچه «اکتاو کلارو»، کارگردان رومانیایی، در فیلم خود قرار است به چالش بکشد نگاه به واژهی تعهد از زاویهدید یک زن است.
«اکاترینا» معلم دینی در یک دبیرستان و همسر یک کشیش ارتدوکس است. ۱۵ دقیقهی ابتدایی فیلم به معرفی زندگی روتین این کاراکتر میپردازد؛ اوضاع خانه، روابط زناشویی، کلیسا و نحوهی تدریس اکاترینا. در این میان کارگردان چند نما از آشفتگی درونی اکاترینا را بهتصویر میکشد و از همان ابتدا جنگ درونی این فرد را به مخاطب نشان میدهد. همسر اکاترینا بیماری دیابت دارد و همین مسئله زندگی زناشویی آنها را تحت تأثیر قرار داده است. اکاترینا برای دوری از وسوسه و شکستن تعهد خود حتی از پذیرفتن دعوت همکلاسیهای سابق خود نیز سر باز میزند. او خود را درون یک اتاقک شیشهای حبس کرده است و سعی دارد تن به پذیرش همین زندگی ساده با همسر و تکفرزندش دهد. اما ضربهی اول به دیوار شیشهای او توسط یک دانشآموز جدیدالورود و مرموز زده میشود. زمانی که در کلاس مبحث آزادی و اختیار در دین و خارج از آن پیش کشیده میشود، «لولیو» گزارههای دینی کتاب مقدس را به چالش میکشد. همین مسئله باعث میشود تا اکاترینا و همسرش سر میز شام مباحثهای داشته باشند.
کم نبودهاند آثاری که در آنها یک زن بزرگسال و متأهل تحت تأثیر عشق یک نوجوان قرار میگیرد و همان لغزش باعث از بین رفتن دنیای او میشود. در این فیلم نیز وضع به همین منوال است و جز پردهی اول که کارگردان سعی دارد مخاطب را وادار به پذیرش متفاوت بودن کند، هیچ رخداد قابل تأملی رخ نمیدهد. از پردهی دوم کم کم وارد فضایی جنایی و هیجانانگیز میشویم که بیشتر شبیه به آثار متوسط سینمای بدنه میماند تا یک اثر متفاوت سینمایی. کارگردان به دنیایی که در همان ابتدا خلق میکند نیز وفادار نمیماند. در تعاریف بالا از تعهد به این اشاره کردیم که فرد وارد پیمانی میشود که آن را نمیشکند. اما کارگردان در اثر خود به همان واژهی تعهد نیز وفادار نمیماند. در نهایت نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که اثر توانایی پرداخت گزارهی ابتدایی خود را داشته باشد. در پردهی سوم حتی گزارههای ابتدایی نیز به تمسخر گرفته میشوند و فیلم دیگر آن تصویری نیست که در ابتدا شاهد بودیم و به کودکانهترین شکل ممکن به پایان میرسد. باید به کارگردانهای جوانی چون کلارو گفت که بهتر است به همان علاقههای درونی خود در سینمای بدنه بپردازند و پرداختن به مفاهیمی سنگین و چند پهلو را به فیلمسازانی دارای جهانبینی مستقل بسپارند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.