درامهای معمولی
پیرمردی در خانهی چوبی در وسط جنگل و کنار دریاچهای به تنهایی زندگی میکند. شبی جوانی درِ خانهی او را میزند. پیرمرد در را باز میکند و به ناگاه مرد جوان خود را به داخل خانه میاندازد درحالی که تفنگی در دستاش دیده میشود و خون از او جاری است. مرد جوان، بیلی را تهدید کرده و شب را در همانجا میماند. ماندن این مرد جوان -نیک- به خاطر جراحتاش اما طول میکشد و در ادامه رابطهای میان این دو نفر ایجاد میشود؛ رابطهای پدرانه و پسرانه.
کمی پیش بود که فیلم «هنری پیر» را مرور کردیم. داستانی وسترن که در آن کابویی قدیمی بعد از ورود یک غریبه به خانهاش در میانهی دعوای دو گروه قرار میگیرد و با تجربهی گذشتهی خود تلاش میکند خود را از این میان زنده و سالم خارج کند، به ویژه که پسری جوان نیز در کنارش دارد. فیلم «هنری پیر» داستانی هیجانانگیز با شخصیتهای قوی و پرداخت شده بود که در طی مسیر داستان خود میتوانست به راحتی بیننده را با خودش همراه کند. فیلم «میراث پدر» اما نه مانند این فیلم قرار است داستانی هیجانانگیز و خاص را بیان کند و نه شخصیتهای خود را چنان پرداخته است که بیننده از دیدن آنها به وجد آید.
فیلم «میراث پدر» در یک سوم ابتدایی خود با سوژهای که جذاب میآید روایت خود را پیش میبرد. شخصیت بیلی نیز در همان مکالمهی ابتداییاش با نیک، مردی خشن و حتی بیرحم دیده میشود که به نظر میآید به همین راحتی به نیک اجازهی ماندن در خانهاش را نمیدهد. اما کمی نمیگذرد که او تنها با شنیدن کلمهی «پدر» نرم شده و نیک را میپذیرد. بعد از گذشتن یک سوم ابتدایی اما فیلم عملاً همان هیجان کماش را هم از دست میدهد و در ادامه تنها به درامی تبدیل میشود که قرار است یک پیرمرد در نقش پدری سالخورده با پسری که چندان باهوش نیست، رابطهای صمیمانه برقرار کند تا با پند و اندرزهای او این پسر عاقبت به خیر شود. داستانی که بعد از این زمان ابتدایی به راحتی قابلپیشبینی شده است و حتی در یک سوم انتهایی خود تبدیل به داستانی خستهکننده و ملالآور میشود. اما از سوی دیگر اگرچه ما با داستانی تا حدودی کلیشهای روبهرو هستیم اما کارگردان تازهکار این فیلم توانسته است روایت خود را در مسیری منطقی با دلایلی قابلقبول پیش برد. دلایلی که شاید اگر کمی عمیقتر بودند داستان را هم عمیقتر میکردند. به نظر میرسد این فیلم یک فیلم کاملاً شخصی برای «جیسون مک» است چرا که ما نه تنها او را به عنوان کارگردان که به عنوان نویسنده و بازیگر نقش نیک نیز میبینیم که احتمالاً خود او هم بیش از این از فیلماش توقعی نداشته است.
اما دیدن جان کرامر سری فیلمهای اره در نقش پیرمردی ساکت و آرام در گوشهای دورافتاده یکی از جذابیتهای این فیلم میتواند باشد که با بازی خوب «توبین بل» چندان ما را به یاد او در این فیلمها نمیاندازد و شخصیت بیلی را کاملاً قابلباور و حتی خاص کرده است.