با مرگ پدر، «هیلی» بعد از سالها به خانه باز میگردد. «بن» یکی از همکلاسیهای قدیمی نزدش آمده و او را برای شام به خانهشان دعوت میکند. بن با پدرش زندگی میکند. پدر بن و پدر هیلی سالها دوستان صمیمیای بودهاند. «ترسا»، خواهر بن، پانزده سال پیش کاملاً ناگهانی گم شده و این دعوت بخاطر تولد ترساست که هر ساله توسط پدرش برای او برگزار میشود. هیلی به خانه آنها میرود، اما همهچیز در آنجا مشکوک به نظر میرسد.
قاتلهای زنجیرهای از آن نوع کاراکترهایی هستند که هرگز در سینما کنار گذاشته نمیشوند و یکی از مهرههای اصلی و حتی شاید به نوعی سوژههای راحتی هستند که میتوان از آنها برای ساخت فیلم استفاده کرد. اما آیا واقعاً این سوژهها راحت هستند؟ برای ساخت فیلمهای قابلتوجهی که این شخصیتهای قاتل بتوانند خود را در چشم بینندگانشان نشان دهند، نیاز به خلاقیت، شهامت و حتی شاید میزانی خشونت است. المانهای به نظر سادهای که باید به دور از هرگونه تکرار یا ابهام نیز باشند. پس آنچنان که فکر میشود این سوژهها نمیتوانند آسان باشند. امسال نیز این سوژه دمدستترین سوژهی ممکن برای کارگردانهای نهچندان مطرح بوده است که بتوانند خودی نشان دهند. اما بیشتر آنها در این راه شکست خودهاند. فیلم «مدرک نامرئی» اما با داستان خوب خود توانست خود را به حد فیلمهای متوسط این ژانر وارد کند. در این فیلم قاتلی زنجیرهای زنان را میدزدید و از آنها سواستفاده جنسی میکرد. قاتلی که به نظر میرسید دلیلی کافی برای انجام این کار هم دارد. در این میان دختری نابینا که در زمان بیناییاش پلیس بوده، سعی میکند این قاتل را پیدا کند. فیلمی با کشش داستانی خوب، اتفاقات جدید و شخصیتهای قابلتأمل.
اما فیلم «یک مکان مرگبار» با شخصیتهای بدون پرداختاش نتوانسته در حد معمولیترین فیلمهای این ژانر هم قرار بگیرد. هیلی کیست؟ پدر هیلی چه کسی بوده و چرا دست به قتلهای فراوان میزده؟ بن کیست؟ داستان سگ او چیست؟ پدر بن چگونه فردیست؟ و از همه مهمتر ترسا که بوده و سرنوشت او چه شده است؟ تمام این سؤالات اساسی و مهم بدون جواب در داستان گذاشته میشوند و بیننده بعد از پایان فیلم عملاً هیچ چیزی از داستان فیلم نمیداند. فیلم حتی پلات کلی مشخصی هم ندارد و جزئیات آن همه خستهکننده و احمقانه است. به مانند سکانس طولانی شام خوردن هیلی با بن و پدرش که هیچ حرفی برای گفتن ندارند. در تمام این سکانس ما تنها شاهد رفتارهای عجیب پدر و پسر هستیم و زدن حرفهایی که هیچکدام در جهت روشن کردن داستان نخواهد بود. حتی فیلم «سرگردان» آن هم محصول ۲۰۲۰، که شخصیتهای پرداختنشدهاش داستان را به مرز سقوط کشاند نیز حداقل پلات کلی مناسبی داشت و شخصیت آرتور که از نوعی بیماری روانی رنج میبرد توانست تا حدودی داستان شهری مرموز را نشان دهد.
در فیلم « یک مکان مرگبار» که نامی دهانپرکن دارد، اما حتی یک سکانس که نشاندهندهی مرگبار بودن این مکان باشد را نمیبینیم و تنها در انتهای داستان موهای چسبیده شده در یک دفتر قرار است میزان مرگباربودن این مکان را نشان دهد. فیلمی فاقد شخصیتپردازی، فاقد اتفاقات جدید و حتی فاقد داستانی مناسب.