وقتی پسر کوچک سندرمدانی جهان را نجات میدهد
«نیکلاس» کوچولو با مادر خیاط خود زندگی میکند و مادرش هر لباسی که نیکلاس بخواهد را برای او به سرعت میدوزد و برای هر لباس هم یک داستان افسانهای و قهرمانی را بازگو میکند. ازاینروست که نیکلاس سالهای ابتدایی زندگیاش را با داستانها و افسانههای قهرمانانه میگذراند. تا اینکه مادرش میمیرد و نیکلاس که تصور میکند مادرش به مسافرت رفته است برای زندگی نزد پدربزرگ و مادربزرگاش برده میشود. اما پدربزرگ و مادربزرگاش هم به تنهایی زندگی نمیکنند و «داوید» پسرعمهاش هم با آنها زندگی میکند.
در سال ۲۰۱۷ پسر کوچکی برای رسیدن به آرزویاش تا دنیای مردگان هم رفت تا بتواند با گیتار کوچکاش تغییری بزرگ را باعث شود. «میگل» در انیمیشن «کوکو» ما را وارد دنیایی عجیب و جادوییای کرد که در آن میشد عزیزان گذشته را دید. داستانی از درون مرزهای کشوری که همواره به آیینها و افسانههای خود وفادار بوده است. حال در سال ۲۰۲۱ داستانی دیگر باز هم با قهرمانی کوچک اینبار با سندرمدان قرار است از دل افسانههای مکزیک با زبان شیرین اسپانیایی ما را به دنیای عجیب صندوقچهای اسرارآمیز وارد کند. -فیلم اقتباسی از یک کتاب کودکانه است.-
نیکولاس سندرم دان دارد و نبود مادر برایاش هر روز سختتر میشود. پس او با لباسهایی که مادر برایاش دوخته است همواره او را به یاد میآورد. داوید هم او را در میان زندگی خودش جای نمیدهد و او را دوست ندارد و این اتفاق هم برای نیکولاس قابلدرک نیست. پدربزرگ اما سعی میکند او را کمی آرام کند. پدربزرگ به نیکولاس دربارهی رفتارهای داوید اینگونه میگوید که: «بعضی آدمها با لباسهاشان سعی میکنند خود را پنهان کنند و عدهای دیگر برعکس تلاش میکنند شگفتانگیزتر شوند. داوید نمیداند چگونه شگفتانگیز باشد و این تو هستی که باید به او بیاموزی که درست مانند تو مهربان و شگفتانگیز باشد.» در ادامه نیکولاس که کودکی خاص است و هرگز کابوس نمیبیند با دیدن کابوسهای داوید در ابتدا تعجب میکند. اما رفتهرفته سعی میکند هم خود به مقابله با این کابوسها و هیولاها دست بزند و هم به داوید بیاموزد چگونه میتوان با این کابوسها که همگی نماد سختیهای زندگی هستند مقابله کند.
انیمیشن «لباسی برای نیکلاس» درواقع یک ماجراجویی شگفتانگیز و جذاب است که با قرار دادن قهرمانی که سندرمدان دارد توانسته است این افراد را در مقام انسانهایی افسانهای و خاص در برابر دیدگان بینندهی خود بگذارد و فضیلتی چندبرابر را برای آنها به تصویر بکشد. پسر کوچکی که مهربانی و صداقتاش حتی هیولاهای خشمگین را هم آرام میکند. او به راحتی میتواند همه چیز و همه کس را با همین فضایل سادهی اخلاقی بهتر کند. این انیمیشن از سوی دیگر سعی کرده است نشان دهد که تفاوتهای انسانها حتی در ظاهر نباید به هیچ عنوان باعث طرد شدن افراد از جامعه شوند. داوید اگر در ابتدا نیکولاس را متفاوت میدید و این تفاوت را بد میدانست، درنهایت با دیدن دنیای جادوئی او نهتنها به ستایش او دست زد بلکه با او همراه هم شد تا بتواند او نیز تجربیات شیرینی را به دست آورد.
یکی دیگر از مزایای این انیمشن را باید در تصاویر آن دانست. تصویر نیکلاس به عنوان قهرمان داستان آنقدر ساده و شبیه به واقعیت است که بیننده میتواند به راحتی آن را در مقام یک سندرمدانی پاک ببیند. شمایل دیگر شخصیتهای داستان نیز هر کدام فراخور نقشهایی که دارند به خوبی به تصویر درآمده است. هیولاها و موجودات متنوع داستان هم شمایلشان چنان است که هم در زمان خشونت توانستهاند بدذات دیده شوند و هم در زمان آرام بودن پاک و معصوم. اتفاقی که با حرکات چشمان و تغییر آنها منجر شده است و همین امر نشان میدهد که تصویرسازان این انیمیشن تا چه میزان به این نکات کوچک اما کلیدی توجه کردهاند. طیفهای رنگی مورد استفاده در این انیمیشن نیز ستودنیست.
انیمیشن «لباسی برای نیکولاس» بهواقع داستانی آموزنده و خلاقانه است که میتواند با ساختار ساده اما پر از هیجاناش بینندهی کودکاش را با خود همراه کند. همچنین صدای نیکلاس که صدای یک کودک سندرمدانی است باعث شده است این شخصیت هرچه بیشتر مورد قبول و واقعی دیده شود. البته که رفتارها و کارهایاش نیز همان سادگی رفتارهای افرادِ با این تفاوت را دارد. و باید گفت «ادواردو ریورو» کارگردان این انیمیشن در اولین تجربهی خود توانسته است با هوشمندی افرادی خاص را برای بینندگانی خاص که کودکان باشند به تصویر کشد و بزرگسالان را هم با خود همراه کند.