پوستر فیلم یک ناشناس محض

روایت صغیر

یک ناشناس محض
A Complete Unknown
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۲+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در باب سینمای «جیمز منگولد» حین مرور فیلم آخر «ایندیانا جونز» نوشتیم. حال او در جدیدترین اثر خود بار دیگر قرار است وارد داستان زندگی یک خواننده‌‌ی نمادین دیگر در موسیقی ایالات متحده شود. آقای منگولد در سال ۲۰۰۵ با فیلم «سربه‌راه باش» سعی کرد زندگی «جانی کش» فقید را از سر بگذراند. این‌بار او به دهه‌ی ۱۹۶۰ رفته و قرار است نوآوری خلاقانه‌ی «باب دیلن» را در موسیقی فولک آمریکا به‌تصویر بکشد.

پس از تماشای این فیلم است که باید پرسید آقای منگولد به‌دنبال تصویر کردن چه وجهی از زندگی باب دیلن بوده است؟ او در بیوگرافی جانی کش سعی کرد همچون هر زندگی‌نامه‌ای در سینمای هالیوود اوج و فرودهای زندگی این خواننده را تصویر کند. اما در اثر جدید صرفاً با بازخوانی ۴۰ ترانه از باب دیلن در طول ۱۴۴ دقیقه مواجه هستیم که «تیمثی شالامی» سعی کرده خودش آن‌ها را اجرا کند. تماشای این فیلم مانند گوش دادن به نسخه‌ی رایگان اسپاتیفای با تبلیغ می‌ماند که در بین ترانه‌ها چند دیالوگ نیز وجود دارد. آیا برای علاقه‌مندان باب دیلن که همه‌ی این ترانه‌ها را با صدای منحصربه‌فرد او بارها گوش داده‌اند و گوش می‌دهند و خواهند داد بازخوانی تیمثی شالامی چه ارزش افزوده‌ای در پی خواهد داشت. چنین آثار پر زرق و برقی که کل هالیوود برای تبلیغ آن بسیج می‌شوند و با تمام قوا سعی می‌کنند در بخش‌های مختلف جایزه‌های فصل هالیوود آن را بگنجانند همانند پادشاه بی‌لباسی می‌مانند که همه باید از لباس زیبای او تعریف کنند.

مثال بسیار زیبایی در باب باب دیلن وجود دارد که اگر الویس به‌دنیا نمی‌آمد، موسیقی راک‌اندرول مسیر خود را پیش می‌گرفت، اما باب دیلن همچون واجب‌الوجودی در مسیر ترانه‌سرایی و تلفیق ژانری می‌درخشد. این جملات را با پوزخند بخوانید: آقای منگولد در این اثر سعی دارد همین درخشش را به‌تصویر بکشد، اما گویی از هول حلیم به درون دیگ سقوط می‌کند. این کارگردان گویی روایت سینمایی را فراموش کرده و فقط ۱۴۰ دقیقه در حال ساخت موزیک‌ویدیو است. در مضحک بودن روایت آقای منگولد همین بس که پس از پایان اثر دست‌به‌دامان اجراهای زنده‌ی دیلن خواهید شد تا سم کشنده‌ی این فیلم را از ذهن بیرون کنیم. حضور «ادوارد نورتون» در این فیلم سنگ محکی قابل اعتنا برای سوار بودن او در میان گروه بازیگران روی شخصیت پیت سیگر است. به‌نوعی می‌توان کاراکتر پیت سیگر را در این اثر وارفته سینمایی‌تر از کل گروه بازیگری دانست.

برای درک بهتر شاهکار آقای منگولد حتماً فیلم آقای «تاد هینز» با نام «من اونجا نیستم» را تماشا کنید. آقای هینز در اثر خود دست به ابتکاری تجربی زد و شش وجه از باب دیلن را از طریق شش بازیگر مختلف به‌تصویر کشید. زمانی که دو اثر را با یکدیگر مقایسه می‌کنیم افسوس بیشتری می‌خوریم. آقای منگولد حتی برای آنی به خود اجازه نمی‌دهد که در لابه‌لای ترانه‌ها کمی در باب نگارش ترانه‌ها و ترکیب‌های ادبی در آن‌ها سکانسی ارائه دهد. حتی زندگی شخصی باب دیلن و نوع رابطه‌اش با جون بایز و سوزی روتولو (که نام او در این فیلم به سیلوی تغییریافته) آن‌قدر عقیم است که گویی کارگردان زمانی که در شش‌و‌بش این بوده که چه ترانه‌ای را پس از ترانه‌ی قبلی به‌تصویر بکشد به این دو زن هم سری زده است. در پایان شما را به‌یاد مضحک‌ترین سکانس فیلم می‌اندازم که سال‌هاست احمقانه‌تر از چنین پرداختی را ندیده‌ام؛ شب تلویزیون در حال گزارش اوج تنش اتمی بین شوروی و ایالات متحده است و جون بایز با عجله چمدان خود را می‌بندد که به جایی که هیچ‌کس جز آقای منگولد نمی‌داند برود و در بین راه ناگهان صدای دیلن را از زیرزمینی می‌شنود که در حال خواندن ترانه‌ای ضد جنگ است. این  کلیپ حتی از کلیپ‌ویدیوهای تیلور سوییفت نیز مضحک‌تر است. اما چون تبلیغات در سال جدید حول این اثر است و باید پاییز و زمستان پرباری را از آن به‌دست آورند، در نتیجه مخاطب از همه‌جا‌بی‌خبر حتی ممکن است بدون گاز گرفتن زبان خود بگوید تیمثی شالامی از خود دیلن دیلن‌تر بود. قدرت تلقین را در چنین تبلیغاتی دست کم نگیرید.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟