پوستر فیلم یک داستان ترسناکِ کلاسیک

کلاسیک نه، اما کلیشه‌ای و محتاط

یک داستان ترسناکِ کلاسیک
A Classic Horror Story
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«یک فیلم صربی» از آن دست فیلم‌هایی است که مخاطب بعد از یک بار تماشای آن دیگر هوس دوباره دیدن آن به سرش نمی‌زند. اما چرا برای یک اثر دلهره‌آور ساده‌ی نتفلیکسی از این فیلم مثال زدیم؟ این دو فیلم یک کلیدواژه‌ی مشترک دارند: دارک وب. در این فضای زیرزمینی اینترنتی، به‌قول فیلم‌ها، افرادی وجود دارند که آثار اسلشر را با متجاوز و قربانی واقعی تماشا می‌کنند. در این دسته از آثار که کم هم نیستند «یک فیلم صربی» جایگاه ویژه‌ای دارد و بدون هیچ محدودیتی تمام ماجرا را بدون روتوش و محدودیت به‌تصویر می‌کشد. فیلم آن‌قدر حاوی صحنه‌های خشن و جنسی افراطی است که در صدر فیلم‌های تحت عنوان «Fucked up» قرار دارد. البته در این لیست فیلم «مصاحبه‌ی کاری» محصول ژاپن هم وجود دارد. ولی تفاوت دو اثر در نگاه و جهان‌بینی دو کارگردان است. از بحث دور نشویم. در جمله‌ی دوم از اصطلاح «نتفلیکسی» استفاده کردیم. احساس می‌کنم که دیگر باید به این اصطلاح عادت کنیم چون آثار تحت‌لوای پخش اختصاصی نتفلیکس آن‌قدر زیاد شده‌اند که این کمپانی هم در سینمای هنری و بدنه‌ جای ویژه‌ای برای خود باز کرده است. یکی از فعالیت‌های عمده‌ی نتفلیکس در ژانر دلهره و اکشن، آن هم در سینمای کشورهای مهجور، است. ایتالیا و اسپانیا دو نمونه از این کشورها هستند. این‌بار نیز نتفلیکس خود را در قالب یک اثر ایتالیایی نشان می‌دهد.
چند نفر در یک سفر با مقصد مشترک اما به‌بهانه‌های متفاوت همسفر شده‌اند. آنها با یک کاراوان مشغول سفر هستند. اما ادامه‌ی سفر برای آنها آن‌طور که باید پیش نمی‌رود. بعد از انحراف از جاده و بیهوش شدن همه‌اشان، در میان جنگلی انبوه و مقابل کلبه‌ای متروک به‌هوش می‌آیند. این فیلم قرار است داستان یک فیلم‌ساز جوان آرزو‌به‌دل را روایت کند که برای رسیدن به حق واقعی خود به دارک‌وب پناه برده و برای مشتریان خود دلهره‌ی مستند و واقعی و کاملاً اسلشر را به‌نمایش می‌گذارد. این فیلم قرار است داستان قربانیان یک هوس کودکانه از یک شکست‌خورده را به‌تصویر بکشد. اما چرا موفق نمی‌شود مخاطب را انگشت‌به‌دهان بگذارد؟ مطمئناً ابتدایی‌ترین پاسخ آن است که مخاطب این فیلم با تجربه‌ی تماشای آثاری از جنس «یک فیلم صربی» به تماشای آن می‌نشیند. پس برای میخ‌کوب کردن این مخاطب مقابل صفحه‌ی نمایش کارگردان باید احتیاط را کنار بگذارد و خود را وارد فضای اکستریم کند. اما اصطلاح «نتفلیکسی» دوباره خود را وسط می‌کشد و مخاطب این نکته را درک می‌کند که ذهن سانتی‌مانتال نتفلیکسی‌ها همانند دوستان هالیوودی چندان دست‌و‌بال کارگردان را باز نمی‌گذارد. به‌همین سبب فیلم‌ساز یا باید قصه‌گوی خوبی باشد یا بتواند تکنیک سینمایی خوبی را در آن ژانر به‌نمایش بگذارد. در مورد کارگردان‌های مشترک این اثر باید گفت که آنها در هر کدام از این جنبه‌ها متوسط هستند و در نتیجه اثری کاملاً متوسط را به مخاطب ارائه می‌دهند. برای برخی ژانرها احتیاط و مدارا چندان کارساز نیست و برای به‌بار نشستن اثر یا باید خلاقیت استفاده از حداقل‌ها را داشت یا قصه‌گوی خوبی بود که بتوان مخاطب را با آرامش دعوت به تماشای روایت کرد؛ اتفاقاتی که در این فیلم شاهد هیچ‌کدام نیستیم و در نهایت به‌جای یک دلهره‌آور کلاسیک، دلهره‌آوری کلیشه‌ای و بی‌بخار را شاهد هستیم.