پوستر فیلم سرود کریسمس

خلاقیت به داستان‌های تکراری جان دوباره می‌دهد

سرود کریسمس
A Christmas Carol
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«اسکروچ» پیرمردی ثروتمند اما خسیس است که همه او را به این خصلت می‌شناسند. در شب کریسمس اسکروچ تنها کارمند خود را مجبور می‌کند بیش از همیشه بماند و هنگامی که خواهرزاده‌اش او را به مهمانی شب سال نو دعوت می‌کند آن را رد می‌کند. او آخر شب به خانه رفته و ناگهان در خانه روح دوست قدیمی و شریک‌اش را می‌بیند. این روح به او می‌گوید که امشب سه روح به سراغ او می‌آیند و با او حرف‌های مهمی می‌زنند. اسکروچ این حرف را باور نمی‌کند، اما با ورود روح اول دیگر جایی برای شک باقی نمی‌ماند.
کتاب «سرود کریسمس» نوشته‌ی «چارلز دیکنز» در سال ۱۸۴۳ منتشر شد. این کتاب به سرعت در میان مردم دست به دست شد و زمانی نگذشت که خواندن این داستان در شب سال نو به عنوان رسمی نانوشته رواج پیدا کرد. این کتاب درباره‌ی پیرمردی خسیس است که در یک شب کریسمس با سه روح روبه‌رو می‌شود و این روح‌ها او را با گذشته، حال و آینده‌اش روبه‌رو می‌کنند. پیرمرد از آنچه می‌بیند به شدت متأثر شده و تصمیم می‌گیرد زندگی خود را تغییر دهد. او که مردی خسیس و ثروتمند بود با تقسیم این ثروت میان فقیران به فردی مهربان و دوست‌داشتنی تبدیل می‌شود. این داستان آنقدر در میان عموم شناخته شده که بارها از روی آن فیلم ساخته شده است. اغراق نیست اگر بگوییم در هر دهه حداقل یک فیلم از این داستان اقتباس شده است. در سال ۲۰۲۰ نیز برادران «موریس» در اولین تجربه‌ی فیلم‌سازی فیلم بلند داستانی خود دست بر روی این شاهکار دیکنز گذاشته‌اند و وفادار به متن اصلی روایتی نو و خلاق را به تصویر درآورده‌اند.
این فیلم در ابتدا با نشان دادن خانواده‌ای در شب سال نو کار خود را آغاز می‌کند. سپس مادربزرگ خانواده شروع به خواندن کتاب «سرود کریسمس» کرده و روایت به درون تصورات یکی از کودکان این خانواده وارد می‌شود. در این روایت همه‌چیز عجیب است. این فیلم قرار نیست یک فیلم عادی باشد. ما قرار است داستانی تکراری را این بار با رقص و در محیطی مالیخولیایی تماشا کنیم. شخصیت‌های این فیلم از اسکروچ گرفته تا تمام مردم شهر همگی با رقص حرف می‌زنند. درواقع آنها هیچ کدام دیالوگی ندارند، حرف نمی‌زنند و تنها می‌رقصند. اما این به آن معنا نیست که روایت دیالوگ ندارد، بلکه دیالوگ‌ها توسط افرادی دیگر بر روی حرکاتی که شخصیت‌ها انجام می‌دهند، خوانده می‌شوند. در دیگر سوی تمام اتفاقات این روایت در استودیو رخ می‌دهد و مانند صحنه‌های تئاتر است. دیوارهای مقوایی هر سکانس در کنار برف مصنوعی‌ باریده شده و مه‌ای که به دنبال هر روح وجود دارد تصاویر این داستان را جذاب‌تر هم کرده است. در میانه‌ی روایت انیمیشن‌های سنتی کاغذی نیز دیده می‌شوند و آنجا که دیگر رقص صدایی ندارد، این کاغذهای رنگی هستند که به صدا در می‌آیند.
برادران «موریس» بعد از ساخت چند مستند با بهره گرفتن از هوش و خلاقیت خود دست به کاری زده‌اند که می‌تواند بیننده‌ی خود را به وجد آورد. روایت کاملاً همان است که دیکنز در داستان خود بیان کرده است. بازیگران هم همگی با اکت خوب خود و انعطاف‌پذیری در رقص توانسته‌اند دیدن تصاویر را لذت‌بخش کنند. صداها هم به خوبی انتخاب شده‌اند. به همین دلیل است که این فیلم علی‌رغم داستان تکراری با مسیری نو و خلاق می‌تواند باعث لذت مخاطب خود شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟