پوستر فیلم عطسه

عاشقانه‌‌ای سوپرقهرمانی

عطسه
A Choo
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

داستان فیلم درباره‌ی یک دختر به‌نام «شین-شین» و دو پسربچه به‌نام‌های «یی-چی» و «چین-هان» است. آنها هر سه یتیم بوده و در یک مرکز نگهداری کودکان زندگی می‌کنند. در ابتدای فیلم علت یتیم شدن این سه نفر و دیگر کودکان یتیم به‌صورت انیمیشن و کمیک‌وار نشان داده می‌شود. در واقع داستان از زبان یی-چی است و او نیز علت را اینگونه توصیف می‌کند که: در اثر جنگی که بین فلش و دکتر کیوب رخ می‌دهد، انفجار بزرگی صورت گرفته و منجر به کشته شدن تعداد زیادی انسان می‌شود. در این بین کودکان زیادی نیز بدون پدر و مادر می‌شوند. می‌توان این‌گونه گفت که در واقع ما با یک داستان ابرقهرمانی دیگر، این‌بار از کشور تایوان مواجه هستیم. اما داستان به این سادگی‌ها هم نیست. فیلم در ابتدا به‌آرامی روابط بین این سه کودک را نشان می‌دهد. از همان ابتدا یی-چی عاشق شین-شین می‌شود و چین-هان نیز در دلش به شین-شین علاقه‌مند است. اما این علاقه هرگز این سه نفر را از هم جدا نمی‌کند و قرار نیست ما داستانی با مثلث عشقی ببینیم. بلکه یک عشق و علاقه‌ی عمیق و درونی در این سه نفر شکل پیدا می‌کند و تا دوران جوانی نیز ادامه می‌یابد. بعد از اینکه شین-شین برای تحصیل، مرکز نگهداری را ترک می‌کند، عاشق «سونیک» ابرقهرمان می‌شود. یی-چی با دیدن این اتفاق سعی می‌کند خود را تبدیل به یک ابرقهرمان کند تا عشق خود را به شین-شین ثابت کند. او به سراغ جنگیدن و بوکس می‌رود.
فیلم را می‌توان به دو نیمه تقسیم کرد؛ نیمه‌ی اول که روایت داستانی فیلم و مسیر طی شده در آن دلنشین است؛ زمانی که کارگردان به این سه نفر فرصت می‌دهد تا یکدیگر را بشناسند و بیننده نیز روابط آنها را بر همین اساس درک کند. نیمه دوم اما با ورود سونیک و سپس دکتر کیوب بیشتر به‌سمت ابرقهرمانی شدن می‌رود. و شاید حتی می‌توان گفت تعادل داستان با ورود دکتر کیوب از بین می‌رود و لطافت ابتدایی داستان نیز کم می‌شود. این جنبه می‌تواند برای دوست‌داران درام یک تغییر ناخوشآیند باشد و نیمه‌ی دوم را آنچنان نپسندند و از جنبه‌ای دیگر دوست‌داران داستان‌های سوپرقهرمانی شاید از نیمه‌ی اول داستان و روابط بین شخصیت‌ها خسته شوند. فیلم با ورود این شخصیت به دو نیمه تبدیل شده و در نهایت شاید دوست‌داران هر دو ژانر را نتواند چنان که باید راضی نگه دارد.
در واقع فیلم را می‌توان یک درام عاشقانه خواند که سوپرقهرمان‌ها به آن نفوذ کرده‌اند. در این میان اما ایراداتی نیز به داستان وارد است؛ مثلاً عطسه‌ی شین-شین شاید نیروی ابرقهرمانی اوست. ولی فیلم به‌درستی به آن اشاره نمی‌کند و بیننده علت این عطسه‌ها را متوجه نخواهد شد. در صورتی که همین عطسه در سونیک ابرقهرمان، یک نمونه از قدرت‌های اوست و فیلم آن را در یک و دو سکانس نشان می‌دهد اگرچه این شخصیت هم به خوبی پرداخت نشده است. در سونیک عطسه باعث ایجاد امواج صوتی شده که صدای آن باعث آزار دیگران می‌شود. این عطسه در شخصیت شین-شین اما اتفاق خاصی را نشان نمی‌دهد و یا لااقل با ابهام چیزی را می‌خواهد بگوید.
بازیگرانِ دوران کودکی و جوانیِ این سه شخصیت به خوبی توانسته‌اند با هم ارتباط برقرار کرده و داستان را واقعی جلوه دهند. از همه مهم‌تر زیبایی بازیگر نقش شین-شین و آرامش اوست. «آرین لین » این نقش را بازی می‌کند. او نقش مهمی را در ایجاد ارتباط مخاطب با داستان داشته است. او در این داستان همواره سفید می‌پوشد و لبخند بر لب دارد و نماد پاکی ست و تمام سوپرقهرمان‌ها و آدم‌های عادی تلاش می‌کنند از او محافظت کنند.
آنچه در نهایت از دیدن این فیلم برمی‌آید احساسی‌ست خوش‌آیند‌ و بیننده با تمام ایراداتی که می‌تواند از جانب خود به داستان بگیرد، عشق میان آدم‌های داستان را دوست دارد و از دیدن فیلم پشیمان نخواهد شد. کارگردان این اثر هم احتمالاً بعد از وقفه‌ای که در ساخت این فیلم از سال ۲۰۱۴ رخ داده است، چیزی بیشتر از فیلم خود نمی‌خواسته است. یک فیلم معمولی و شاید حتی پایین‌تر از حد متوسط. این فیلم که قرار بوده در سال ۲۰۱۴ ساخته شود با دستگیر شدن بازیگر نقش یی-چی به خاطر حمل مواد مخدر به وقفه می‌افتد تا اینکه بالاخره در سال ۲۰۲۰ عرضه می‌شود.