«ویرجینیا» که در کنسولگری و در قسمت ثبت رزومهها کار میکند فکرهای بزرگی دارد و خواستار دیپلمات شدن است. او برای اینکار درخواست داده، اما با درخواست او مخالفت میشود ( مگر چند زن میتوانند در دنیای مردان کار کنند؟) ولی او رویایاش را در سر دارد. او در یک مهمانی با «ورا» مسئول گروهی از جاسوسان انگلیسی آشنا میشود. ورا در طریقهی صحبت کردن و البته از حرفهایی که ویرجینیا میزند پتانسیل قدرتمندبودن و رهبر بودن را میبیند، پتانسیل رشد و بهتر شدن را و از او میخواهد به گروهاش ملحق شود. آنها گروهی از جاسوسان مختلف هستند که تلاش میکنند در برابر هیتلر کاری انجام دهند. «نور» دختر هندیِ مسلمان نیز که گوشهای قویای برای شنیدن دارد -به واسطهی دانستن موسیقی- مسئول دریافت و ارسال پیامهای ضروری میشود. نور و ویرجینیا بعد از گذراندن آموزشهای لازم همراه با مردان دیگر، به فرانسه فرستاده میشوند تا کار خود را شروع کنند.
فیلم بهخوبی شرح رفتارها و شخصیت این سه زن را نشان میدهد؛ اینکه چرا این سه زن میتوانند این همه تأثیرگذار باشند. فیلم بهخوبی لازم نمیبیند پیشینهای از زندگی آنها را برای شناخت بیشترشان توسط مخاطب آنچنان نشان دهد، بلکه آنها را در زمان حال و با عکسالعملها و رفتارشان برای بیننده میشناساند. بازیگران فیلم نیز در این عرصه کمک بسیار کردهاند؛ «سارا مگان توماس» بازیگر نقش ویرجینیا که تهیهکننده و فیلمنامهنویس فیلم نیز است، بیشترین سهم را در این مهم دارد. او توانسته بهخوبی در نقش زنی شجاع و مقاوم بازی کند. از بازی «استانا کاتیک» در نقش ورا نیز نباید گذشت. او نیز بهخوبی نقش زنی قدرتمند و در عین حال پر احساس را بازی کرده است. حس ترس و نگرانی هم در صورت و رفتارهای «رادیکا آپته» بهعنوان دختر جوانِ بدون سابقهای در انجام امور جاسوسی در نقش نور نیز بسیار اثرگذار بوده است. موسیقی فیلم نیز در سکانسهای بسیاری به ایجاد حس اضطراب و نگرانی کمک میکند و مهمتر اینکه از آن برای التهاب دادن بیش از اندازه به داستان استفاده نمیشود. هرجا موسیقی پرالتهاب باشد اتفاقات ملتهب هستند و موسیقی تنها کمککننده در انتقال حس خواهد بود.
داستان فیلم در بحبوحهی جنگ جهانی دوم و در پشتصحنهی جنگ اصلی رخ میدهد و داستان شهامت این سه زن است که همپا با مردان و حتی بیشتر از مردان در جلوگیری از نفوذ هرچهبیشتر ترس در درون مردم تلاش میکنند؛ ترس از هیتلر و از خشونت و از جنگ. داستان فیلم الهام گرفته از داستان واقعی ست و همین امر این سوال را در مخاطب ایجاد میکند که چرا تاکنون نباید فیلمی از زنانی که در آن بحبوحه تلاش میکردند ساخته شده باشد؟ البته که زنان در بسیاری فیلمها نقش مهمی را در مبارزات جنگی داشتهاند، اما نه به این وسعت و شکل که فیلمی مختص به خودشان باشد و قهرماناناش زنان جاسوس باشند. مثلاً در فیلم «متفقین» ماریان به عنوان زنی که مکمل مکس است عمل میکند و حتی میتوان گفت در سایهی مکس است. اما در این فیلم، سه زن اسطورهای میشوند؛ یکی اولین زنِ جاسوس میشود و دیگری اولین زن مسلمان در این عرصه. کارگردان اثر نیز «لیدیا دین پیلچر» کارگردان و تهیهکنندهی باسابقهی سینماست که در سال ۲۰۱۸ با کارگردانی فیلم «دختران رادیوم» توانست تحسین همگان را داشته باشد.