دنیای سادهی نانی مورتی
نزدیک به سه دهه است که نانی مورتی در سینمای ایتالیا زیست میکند و مخاطب جهانی سینما نیز همیشه با او و کاراکترهایی که خلق کرده از سینما لذت برده است. مورتی هیچگاه از میانهی درام و کمدی بیرون نیامده است و خودش نیز چندان به خروج از این ژانرها عادت ندارد. شاید در برخی آثار او وارد دنیای رازآلود و گهگاه جنایی نیزه شده باشد، اما در بطن همهی آن آثار، نرمی ضربآهنگ راه را بر هر ماجرای کلیشهای بسته است. مورتی در جدیدترین اثر خود قصد دارد سفری را به درون دنیای سینما و یک فیلمساز داشته باشد.
«جیووانی» فیلمساز شناختهشدهای است که در جدیدترین اثر خود قصد دارد در باب رابطهی حزب کمونیست ایتالیا، جنبش ۱۹۵۶ در مجارستان و در نهایت زیست مردمان ایتالیا در آن دهه فیلم بسازد. مورتی در این فیلم کار را با صحنههایی از فیلمبرداری فیلم جیووانی آغاز میکند، اما کمکم از فیلم فاصله میگیرد تا ابعاد دیگر زندگی این کارگردان را مقابل چشم مخاطب قرار دهد. او وارد زندگی شخصی جیووانی و فاصلهای که «پائولا» از او گرفته میشود، به رابطهی دوستی دخترش با مردی مسن میپردازد و در نهایت از طریق همهی این نکات در زندگی شخصی جیووانی ما را با فردی کمالگرا در دنیای فیلمسازی و هنر آشنا میکند. جیووانی سعی دارد همهی جوانب زندگی خود را به سینما گره بزند. او زمانی که با فیلمبرداری سکانسی از یک فیلم اکشن میانه مواجه میشود، کل گروه فیلمبرداری را یک شبانهروز معطل میکند تا به کارگردان بفهماند که این نوع بازنمایی خشونت معنایی ندارد. مورتی در کل این فیلم در حال بازی کردن با برخی مفاهیم دنیای مدرن است.
آنچه باعث میشود این اثر نتواند وارد دنیای گروتسک شود ورود مورتی به ملودرام است. مورتی گویا در این اثر دوست ندارد وارد طنزی گروتسک شود و همین دوری او از طنز تلخ فیلماش را پا در هوا نگاه میدارد. شاید حضور «متیو آمالریک» در نقش تهیهکنندهی فرانسوی کمی به اثر جان میدهد، اما مورتی باز هم جلوی این حضور را میگیرد. از آنسو مورتی جیووانی را وارد یک انتزاع عاشقانه میکند که متأسفانه آن را نیز جز در چند نما به مخاطب نشان نمیدهد. مورتی در فیلم جدید خود منفذهای بسیار زیادی را برای روبهرو شدن با یک اثر فاخر باز میکند، اما پس از باز کردن هر کدام از این منفذها از کنارشان عبور میکند تا به دیگری برسد. دنیای فیلم جدید آقای مورتی مملو از جرقههایی است که هر کدام بهتنهایی میتوانند یک فیلم را ماندگار کنند، اما او فقط از دور این جرقهها را نشان میدهد. شاید با دیدن این فیلم کمی بهیاد اثر آقای چارلی کافمن با نام «بخشگویی، نیویرک» بیفیتیم. اما مورتی با فاصلهای معنادار از کنار این هیاهوی تصویری و انتزاعی کافمن رد شده است. در هر حال باید بپذیریم که دنیای سینمایی آقای نانی مورتی خیلی خلوت است و او هم فیلمسازی نیست که بتواند از پس این شلوغی برآید. فیلم «فردایی روشنتر» درامی ساده مانند همهی درامهای مورتی است و قرار نیست ما را با یک شگفتی در بطن درامهای سینمایی مواجه کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.