پوستر فیلم خمی در رودخانه

داستانی بی‌منطق روایی

خمی در رودخانه
A Bend In The River
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«مت» که نویسنده‌ای معروف در آمریکا است بعد از گذشت ده سال از آخرین کتابش به پیشنهاد ناشرش به سرزمین مادری خود یعنی ایرلند سفر می‌کند تا شاید سوژه‌ای جدید را در این مکان برای نوشتن بیابد. او که آخرین بار ۲۶ سال پیش در ایرلند بوده است با رفتن به روستای کوچک دوران کودکی‌اش خاطرات بسیاری را به یاد می‌آورد و عشق قدیمی‌اش را هم می‌بیند.
نویسندگان بارها و بارها در فیلم‌های مختلف خود را به عنوان کاراکتر اصلی فیلم نشان داده‌اند. گاه در فیلمی ترسناک ما جنون یک نویسنده‌ی تنها و اسیر شده در درون خود را می‌بینیم که دیگر برای نجات‌اش دیر شده است (درخشش – ۱۹۸۰)، گاه نویسنده‌ای موفق اما ناراضی از خود پا به دهه‌ی ۱۹۲۰ می‌گذارد و با نویسندگانی چون فیتزجرالد و همینگوی هم‌نشین می‌شود شاید راز موفقیت آنها را بفهمد (نیمه‌شب در پاریس – ۲۰۱۱)، گاه روایت نویسندگی در زندگی سه زن متفاوت از سه نسل متفاوت نشان داده می‌شود (ساعت‌ها – ۲۰۰۲)، گاه نویسنده‌ای که باید کار ناتمام نویسنده‌ای دیگر را در نوشتن زندگی‌نامه نخست‌وزیر انگلستان ادامه دهد متوجه می‌شود که احتمالاً مرگ نویسنده‌ی قبلی مرگی عادی نبوده است (نویسنده پشت‌پرده – ۲۰۱۰) و گاه نیز یک عشق یک روزه منجر به نوشتن کتابی عاشقانه می‌شود که همه از خواندن و شنیدن‌اش لذت می‌برند (پیش از طلوع – ۲۰۰۴). فیلم «خمی در رودخانه» نیز سعی کرده با نشان دادن نویسنده‌ای که در کارش به بن‌بست خورده او را به گذشته ببرد و دلایل زندگی تلخ گذشته‌اش را و حتی دور شدن‌اش از سرزمین دوران کودکی‌اش را نشان دهد. اما واقعیت این است که این فیلم نه توانسته دلایل خروج مت از ایرلند را به خوبی نشان دهد و نه حتی توانسته است خودِ شخصیت او را به درستی توصیف کند.
فیلم «خمی در رودخانه» با داستانی تکراری آغاز می‌شود. بازگشت کسی به خانه برای هضم گذشته‌ی خود. اما چه گذشته‌ای؟ دقیقاً چه اتفاقاتی در دوران کودکی برای مت رخ داده است که او این گونه ایرلند را رها کرده و حتی مادرش را هم فراموش کرده است؟ فیلم هیچ حرف قابل‌پذیرش و خاصی درباره‌ی گذشته‌ی مت نمی‌زند. نشان دادن اینکه او تنها چند سیلی از معلم دوران دبستان خود خورده است دلیلی موجه برای ترک بیست‌وشش ساله‌ی خانه نیست. باید دلایلی عمیق‌تر وجود داشته باشد اما این فیلم هیچ دلیل موجهی را برای خروج او و حتی رها کردن نامزدش هم ارائه نمی‌دهد. او چرا باید نامزدش را که حتی انگشتر نامزدی هم به او داده است رها کند؟ مت در یک سکانس تنها می‌گوید «پیش آمد» بدون اینکه درباره‌ی چگونه پیش آمدن این اتفاق چیزی ارائه دهد. از سوی دیگر شخصیت مت نیز پرداخت نشده چنانکه دیگر شخصیت‌های این فیلم پرداخت نشده‌اند. مت چرا به مدت ده سال کتاب ننوشته است؟ در این مدت چه می‌کرده و چرا حالا ناگاه عذاب وجدان گرفته است که به مادرش سر نزده و حتی در مراسم سوگواری او نیز شرکت نکرده است؟ فیلم هیچ پاسخی برای این سؤالات ندارد. «کیتی» چرا با خلاف‌کارترین مرد آن ناحیه ازدواج کرده است و اصلاً چرا این مرد خلافکار است؟ مگر او چه کاری انجام می‌دهد؟ نشان دادن تفنگ در دست این مرد و کشتن یک سگ بی‌گناه آیا قرار است به بیننده القا کند که این مرد خلافکاری خشن و بی‌رحم است؟
فیلم «خمی در رودخانه» هیچ منطق روایی‌ای را در داستان خود نشان نمی‌دهد و تنها مزیت آن می‌تواند لانگ‌شات‌هایی باشد که از ایرلند و زیباهای طبیعی آن در مسیر این فیلم نشان داده می‌شود.