سوژههای تکراری کمدی
«جولیو» قرار است به زودی با «جورجیا» ازدواج کند اما این ازدواج وقتی جولیو نامزدش را با رئیساش در اتاق خواب میبیند به هم میریزد. جولیو ناراحت و عصبانی از کارش استعفا میدهد و از این رو بدون عشق و بدون کار باید دوباره زندگی خود را از صفر شروع کند.
هر ساله داستانهای کمدی زیادی درباره روابط زناشویی و ازدواج ساخته میشود. فیلمهایی که در آنها بیش از آن که به شخصیتها پرداخته شود یا حتی به روند داستانی توجه گردد به موقعیتهای طنز ایجاد شده میان کاراکترها توجه میشود. اینکه این کاراکتر در کجا و با چه دیالوگی میخواهد منجر به خنده مخاطب شود. معمولاً هم بنا به پرداختهای ناقص روایت آن چه از فیلم عاید بیننده میشود جز یک سرگرمی کوتاه و خندههای لحظهای چیز دیگری نیست. فیلم «هفت ساعت برای بردن قلب تو» نیز اگر چه سعی کرده است خود را از میان این فیلمهای درجه چندمی بیرون بکشد اما هنوز هم ریشههای داستان و روایتاش به همین فیلمها بر میگردد. چرا که داستان این فیلم نیز تکراری و کلیشهای است و از همان ابتدا میتوان همهچیز را پیشبینی کرد. در این میان تنها چیزی که میتواند باعث شود مخاطب مشتاق به دیدن این فیلم شود شخصیتهای آن است. شخصیتهایی که آنها هم با نوع رفتارهای خود حرف زیادی برای گفتن ندارند و درنهایت بیننده برای تفریح و سرگرمی میتواند ساعتی در برابر این فیلم بنشیند و سپس آن را برای همیشه کنار گذارد.
فیلم «هفت ساعت برای بردن قلب تو» از جنبههایی شبیه فیلم ایتالیایی دیگری که در گذشته مرور کردیم است. فیلم «تغییرات ناگهانی» درباره زن میانسالی است که علیرغم موقعیت شغلی و اجتماعی خوبی که دارد از درون احساس خوبی ندارد پس تلاش میکند با تغییر در رفتارهای خود زندگیاش را بهتر کند. جولیو در این فیلم نیز بعد از اینکه جورجیا او را به خاطر مردی که حتی جولیو او را قبول هم ندارد رها میکند دچار شکست روحی و روانی شده و سعی میکند با تغییر جنبههایی از زندگیاش راه تازهای برای ادامه زندگی پیدا کند. اما در این فیلم جولیو برخلاف جولیای فیلم «تغییرات ناگهانی» خودخواسته در این مسیر قرار نمیگیرد بلکه دیدن زنی جوان و مصمم به نام «والریا» باعث میشود او رفتهرفته با شناخت بیشتر این زن سعی کند راه دیگری را برای زندگی برگزیند. تفاوت فاحش دیگری که در دو فیلم «تغییرات ناگهانی» و این فیلم میتوان دید را باید در دو شخصیت اصلی این فیلمها جستوجو کرد. در فیلم «تغییرات ناگهانی» تمرکز روایت بر روی شخصیت جولیا توانسته بود او را به خوبی به مخاطب خود بشناساند. افکار و ایدهها و طرز فکرهای او را نشان دهد و باعث شود بتوان با این شخصیت همذاتپنداری کرد. اما جولیو در فیلم «هفت ساعت برای بردن قلب تو» سطحی دیده میشود و به افکار و عقایدش کمتر توجه شده است. حتی شخصیت والریا نیز که بسیار پتانسیل بالایی برای پرداخت دارد هم دست کم گرفته شده و تمام فیلم محدود به یکسری شوآف دربارهی روابط زنان و مردان شده است.