پوستر فیلم چهار پادشاه

نسخه‌ی فیلم در همان افتتاحیه پیچیده شد

چهار پادشاه
4Kings
محصول ۲۰۲۱ – تایلند
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

طی سال‌های اخیر، هر چه بیشتر فاصله‌ی سینمای فاخر کشورهای اندونزی و فیلیپین با سینمای بدنه‌ی اصلی کم شده است، به‌همان نسبت سینمای جریان اصلی تایلند همچنان در حال دست‌و‌پا زدن است. تفاوتی که بین سینمای اصلی این سه کشور رخ داده را شاید بتوان در فقر حضور سینماگرانی دانست که درک مناسبی از گونه‌های سینمایی داشته باشند. تایلند در برهه‌ای از دهه‌ی ۲۰۰۰ فریب رقابت با سینمای اکشن-رزمی هنگ‌کنگ و چین را خورد و سعی کرد برای خود در این گونه‌ی سینمایی مکانی فراخ دست‌و‌پا کند. اما به‌سبب فقر در روایت، این پروژه ناکام ماند. حال در سال‌های اخیر شاهد چنگ زدن سینمای بدنه‌ی اصلی تایلند به دیوار هر کدام از ژانرهای سینمایی هستیم که خروجی‌اش چیزی جز آثاری زیر متوسط نیست.
این فیلم از همان دست آثار است که سرجیو لئونه می‌گوید؛ در همان ۱۰ دقیقه‌ی ابتدایی دیگر رغبتی به ادامه‌ی داستان نخواهی داشت. قرار بوده در این فیلم روایتی شبیه پست‌مدرن‌های بریتانیایی در باب نوجوان‌هایی که با یکدیگر جنگ خیابانی دارند، ببینیم. اما در کمال تعجب شروع فیلم آن‌قدر مضحک و غیرقابل باور است که دیگر نمی‌توان به ادامه‌ی آن کوچک‌ترین امیدی داشت. این فیلم ۱۳۶ دقیقه است. این بدان معناست که کارگردان در پرداخت و باروری روایت خود مشکلی نداشته است. اما در کمال تعجب شاهد هستیم که سکانس‌به‌سکانس فیلم قابل حذف شدن است و در نهایت حتی نمی‌توان یک اثر کوتاه ۲ دقیقه‌ای از آن بیرون آورد.
اگر بخواهیم خیل مشکلات این فیلم را کنار بگذاریم و فقط به کاراکترها بپردازیم، باید یک سوال ساده از کارگردان پرسید. آیا در این اثر شلوغ و پر از بازیگر نمی‌توانست برای سن نوجوانی کاراکترهای اصلی از بازیگرانی متفاوت استفاده کند؟ افتتاحیه‌ی فیلم مردی در آستانه‌ی چهل سالگی را می‌بینیم که دخترش را به مدرسه می‌رساند. اما پس از این افتتاحیه همین مرد را در سال ۱۹۹۵ و سال آخر دبیرستان می‌بینیم. مضحک‌تر آن است که حتی چهره‌پردازی کوچکی هم روی صورت این بازیگر انجام نشده است. گویی کارگردان از این ترس داشته که مخاطب نتواند نوجوانی و بزرگسالی بیلی را از هم تشخیص دهد. اگر چنین پس‌زمینه‌ای در ذهن داشته که باید گفت این کارگردان اصلاً سینما نمی‌داند. در جست‌وجو برای یافتن پیشینه‌ای از این کارگردان در سینما، حتی به یک اثر کوتاه هم برنخوردم. در نتیجه این اولین تجربه‌ی جدی کارگردان در سینماست. جالب آنجاست که نویسنده‌ی اثر هم خودش بوده و باید گفت همه‌ی تقصیرها مستقیماً سمت او نشانه می‌رود. آیا چنین کارگردانی با این همه دست‌و‌دل‌بازی تهیه‌کننده نباید کمی به سینمایی بودن روایت خود فکر کند؟ چیزی که ما در قاب دیدیم، هر چه بود اما سینما نبود.
این فیلم قرار بوده ۴ گروه گنگستری دبیرستانی در مرکز تایلند را به‌تصویر بکشد. اما تنها چیزی که نمی‌بینیم بارور شدن همین عنوان در روایت است. در کمال تأسف باید گفت که کارگردان حتی فرم سینمایی هم نمی‌داند. مگر می‌شود بدون هیچ دلیلی دیزالو در دیزالو داشته باشیم؟‌ در اتاق تدوین این فیلم چه گذشته که حتی نماهای پرت راش هم حذف نشده‌اند و طی ۱۳۶ دقیقه با انبوهی از نماهای پرت رو‌به‌رو هستیم؟ شاید بهترین توصیه برای مخاطبی که می‌خواهد تجربه‌ای از سینمای بدنه‌ی تایلند داشته باشد، این است که این اثر را یک علامت خطر بداند. چرا که سینمای تایلند پتانسیلی بیش از این دارد و مخاطب نباید با دیدن چنین آثاری نسبت به سینمای این کشور دلسرد شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟