پوستر فیلم سه زن

مشکلات عمیقی که سطحی حل می‌شوند

سه زن
3Women
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«پِری» زنی میانسال است که با دو فرزندِ پسرش و همسرش که با او به‌خوبی رفتار نمی‌کند، زندگی می‌کند. او در گذشته هم توسط پدرش مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفته و حالا که پدرش درحال مرگ است این خاطرات به شکل عجیب‍ی در برابرش ظاهر می‌شوند. پدر پری در بیمارستانی نگهداری می‌شود که «شاژمل»؛ دختری جوان در آنجا پرستار است. شاژمل نیز با پدری که بیمار و درحال مرگ است و برادری که جز دردسر برای او چیز دیگری ندارد، سروکار دارد و زندگی‌اش در آشفتگی به‌سر می‌برد و سعی می‌کند راه خود را از میان این همه مشکل پیدا کند. برادر ساژمل با دختری جوان که خواهر «نیکول» محسوب می‌شود، دوست است. خواهری که مدت‌هاست دیگر با نیکول رابطه‌ای ندارد و نیکول هم باتوجه به مشکلات بسیاری که در زندگی کاری خودش دارد، علاقه‌ای به نگهداری از خواهرش ندارد. نیکول در محل کاری که همه‌ی همکاران‌اش مرد هستند سعی می‌کند راه خود را پیدا کند و خود را از سلطه‌ی جامعه‌ی مردسالاری که در آن قرار گرفته است، نجات دهد.
فیلم «سه زن» همانطور که از نام آن هم برمی‌آید داستان زندگی سه زن است که هر یک دارای مشکلات خاصی هستند و هر کدام سعی می‌کنند با تکیه بر خود در برابر این مشکلات بایستند و راهی را برای گذر از آنها بیابند. فیلم سعی کرده داستان هر یک از این افراد را به صورتی جداگانه نشان دهد و در عین حال با خط‌های باریکی این افراد را به هم متصل نیز کند تا در نهایت در انتهای داستان همه‌ی آنها در یک مکان مقدس دور هم جمع شوند. اما سعی فیلم هرگز به بزرگی حرفی که در هر یک از داستان‌ها نهفته است، نمی‌رسد و وجه سینمایی و تصاویری که نشان می‌دهد نمی‌تواند وجوه مهم داستان‌های عمیق این شخصیت‌ها را نشان دهد.
سه شخصیت مهم فیلم «سه زن» هر یک دارای مشکلات اساسی و عمیقی هستند که هنوز که هنوز است در بسیاری از جوامع ما این مشکلات را می‌بینیم و با آنها دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. پس زمانی که فیلم خواهان صحبت درباره‌ی این مشکلات است باید با دیدی واقع‌گرایانه و منطقی و حتی بدون نگاه‌هایی اغراق‌آمیز به این مسائل بپردازد و آنها را شرح دهد. درواقع اصل و طرح کلی داستان اگرچه واقعی و عمیق است اما فیلم هرگز نمی‌تواند این عمق را در روابط شخصیت‌های‌اش و در سیر داستانی خود به‌خوبی به تصویر بکشد و درنهایت همه‌ی شخصیت‌ها داستانی سطحی دارند و تنها برای تحت‌ تأثیر قراردادن مخاطب به صورتی کلی ارائه می‌شوند. فیلم سعی نمی‌کند عمیقاً شخصیت‌های خود و احساسات نهفته درون این افراد را به مخاطبان‌اش نشان دهد ازاین‌روست که بیننده نیز چنان‌که باید نمی‌تواند با تصاویر همذات‌پنداری کند و با آنها همراه شود. از سوی دیگر مردانی که واسطه‌ای هستند برای رساندن این جمع گرفتار به درون کلیسا، داستان را از آنچه حتی در پایه‌ی خود نیز دیده می‌شود سطحی‌تر کرده‌اند. اینکه فیلم راه‌حل تمام این مشکلات عمیق و اساسی‌ای که قرن‌هاست در جوامع مردسالار وجود دارد را تنها در کلیسا و در حرف‌های پندآمیز چند مرد می‌داند خود وجه سطحیِ دیگری است که فیلم را از هرگونه پذیرش توسط مخاطبان دور و دورتر کرده است. در این فیلم مردانی که خود باعث ایجاد این مشکلات هستند به گونه‌ای اغراق‌آمیز باعث اصلاح همه‌چیز آن هم فقط با پند و اندرز می‌شوند. کاش همه‌ی مشکلات چندصدساله‌ی عمیق بشری را می‌شد با پند و اندرز اصلاح کرد.