پوستر فیلم ۳۶۵ روز: این روز

آیا قرار است ابتذال‌های تصویری را در هر سینمایی ببینیم؟

۳۶۵ روز: این روز
365Days: This Day
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«لورا» با «ماسیمو» ازدواج می‌کند و همه‌چیز به نظر خوب است، اما به زودی رفتارهای ماسیمو و مشکلاتی که در زندگی کاری‌اش دارد سایه‌ای بر زندگی این دو نفر می‌اندازد.
سینمای لهستان یکی از سینماهای رو به رشد اروپاست که مسیری به مانند سینمای کره جنوبی را در حال طی کردن است. ما فیلم‌های خوب زیادی را از این سینما مرور کرده‌ایم که همگی در جهت ساخت فرهنگی انسانی و به دور از ابتذال‌های رونق‌گرفته‌ی این روزها بوده است. این سینما در طی چند سال اخیر نشان داده نسبت به دیگر رقبای‌اش هدف بزرگ‌تر و امیدوارانه‌تری را درنظر گرفته است، اما دیدن فیلمی مانند فیلم «۳۶۵ روز» که کپی به شدت مبتذل‌تری از فیلم‌های «طیف خاکستری» است، مخاطبان علاقه‌مند به دنیای این سینما را حتماً ناامید می‌کند. اما این ناامیدی نباید دوامی داشته باشد، زیرا همیشه این زمان و تاریخ است که انتخاب می‌کند کدام فیلم ماندگار باقی بمانند و کدام به زباله‌دانی آن انداخته شود. فیلم «۳۶۵ روز: این روز» که باز هم با همکاری شبکه‌ی نتفلیکس ساخته شده را با دیدن فقط پانزده دقیقه‌ی ابتدایی فیلم اول آن می‌توان به زباله‌دانی سینما انداخت. شاید باید گفت این قدرت پول است که می‌تواند به راحتی این بلا را سر هر سینمایی درآورد. وقتی پول را انتخاب کنی دیگر نه حتی خلاقیت که هدف را هم باید در فیلم‌های‌ات کنار بگذاری.
ما در مرور فیلم «۳۶۵ روز» اشاره کردیم که این فیلم حتی از سری فیلم‌های «طیف خاکستری» هم بی ‌هدف‌تر و بی منطق‌تر است. خود فیلم‌های طیف خاکستری جز سکانس‌های اروتیک و داستانی که در سطح می‌گذشت چیزی نداشت و فیلمی به شدت ضعیف محسوب می‌شد. حال تصور کنید کسی بخواهد همان فیلم را به گونه‌ای دیگر به تصویر درآورد. حتماً این فیلم تلاش می‌کند شباهتی به فیلم تقلیدی نداشته باشد و به همین دلیل حتی به خود اجازه نمی‌دهد شخصیت‌های‌اش را پرداختی سطحی کند، مبادا شبیه به فیلم تقلیدی شود. فیلم دوم «۳۶۵ روز» هیچ طرح داستانی مشخصی که بتوان درباره‌ی آن حرف زد ندارد. من حتی برای نوشتن دو خط توضیح ابتدایی مرورم درباره‌ی داستانِ کلی فیلم به مشکل برخوردم، زیرا این فیلم نه از عشق حرفی می‌زد و نه مشکلات مسیر عاشقی را به درستی به تصویر درآورده بود. حتی اینکه کار ماسیمو چیست و چگونه مافیایی است هم مشخص نیست. ما هیچ چیز در این فیلم جز سکانس‌های اروتیک نمی‌بینیم.
نشان دادن سکانس‌های اروتیک در یک فیلم برای نشان دادن عمق ارتباط دو فرد عاشق است. چطور داستانی که به صورت سطحی هم به هر شخصیت خود اهمیت نمی‌دهد، می‌خواهد از عشق آن دو نفر حرف بزند؟ ما نه ماسیمو و نه لورا را نمی‌شناسیم. لورا چرا باید عاشق فردی چون ماسیمو شود و ماسیمو چرا باید رفتارهایی این‌چنین داشته باشد؟ حرف‌های به اصطلاح فمنیستی‌ای که از دهان لورا گه‌گاه خارج می‌شود هم در مسیر همان ابتذال است. در این فیلم زن چیزی جز همان ابژه‌ی جنسی‌ای که خودش نیز به آن واقف است، نیست. بن‌مایه‌ی این فیلم مبتذل است. دوربین، قاب، کانتراست، رنگ و نور همگی در مسیر این ابتذال قرار گرفته‌اند. به همین دلیل نمی‌توان برای نشان دادن آن برای کارگردانی که نمی‌داند حتی داستان‌‌اش چیست، به او تبریک گفت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟